رسانههای ایران در پوشش خبرهای افغانستان، به ویژه خبرهایی که به جنایات ارتکابی طالبان مربوط میشود، دچار مشکلات زیادی هستند.
از آنجا که رسانههای ایران اکثراً با حاکمیت نزدیک هستند و کوشش میکنند سخنگویان روایت دولت در مسایل خارجی باشند، وقتی پای خبرهای طالبان در میان میآید، دچار «لکنت زبان» میشوند. یا به تعبیر دیگر، خود را مجبور احساس میکنند که در متن خبر نام طالبان را به عنوان فاعل و عامل جنایاتی که خبر از آنان حکایت دارد، بردارند.
دیگر رسانههای ایران در این اواخر رویدادهای افغانستان را پوشش نمیدهند و مصروف پوشش خبری تحولات مرتبط به جنگ هستند. اما پایگاه خبری-تحلیلی «ایراف» که به اقتضای نقش کارکردیاش رویدادهای خبری افغانستان را پوشش میدهد، در پوشش خبرهای مربوط به طالبان متوسل به رویکردهای عجیب و غریبی میشود. با ملاحظه متن خبرهای ایراف میتوان به سادگی دریافت که نویسنده خبر دچار چه مشکلاتی است و چگونه تلاش میکند تا نام طالبان را در جایی که این گروه عامل و فاعل یک جنایت است، از خبر بردارد. این کار را ایراف معمولا با تغییر ساختار دستور زبانی جملات و عبارات انجام میدهد. جملاتی که باید دارای فاعل مستقیم باشند، به شکلی تغییر داده میشود که فاعل غایب شود و ابهام جای صراحت و وضاحت را بگیرد.
میتوان حدس زد که نویسنده خبر، به مقتضای حکم وجدان اخلاقی تمایل به شفافسازی موضوع و پوشش خبرهای مرتبط به جنایات طالبان دارد اما چون سیاست خبری رسانه مستلزم رعایت نزاکتهای دیپلماتیک در رابطه با طالبان است، نویسنده در یک دو راهی دشوار قرار میگیرد. در نهایت او تلاش میکند که هدف اصلی را با ایما و اشاره برساند اما از تماس مستقیم به اصل موضوع اجتناب کند. البته در کل مواردی وجود دارد که ایراف خبرها را کاملا به نفع طالبان سمت و سو میدهد. اما در مواردی که موضوع خبر جنایت طالبان است، دشواری تهیه خبر بیشتر میشود و دو راهیای که نویسنده خبر در آن قرار دارد، به وضاحت دیده میشود.
یکی از نمونههایی که توجه نگارنده را به خود جلب کرد و میتواند با وضاحت بیشتری مدعای ما را شرح دهد، خبری است در باره خلق یک اثر هنری با موضوع حادثه خونین مکتب سیدالشهدا در کابل. عامل این حادثه خونین که در آن نزدیک به ۱۰۰ کودک دانشآموز کشته شدند، طالبان بودند.
اما ایراف این خبر را به شکل زیر نوشته است:
«مجموعه آه» که به تازگی منتشر شده، نقاشی و نقاشیخطهایی با موضوع حمله تروریستی به مکتب سیدالشهدا کابل است. حملهای که باعث شهید شدن بیش از صد تن از دانشآموزان این مدرسه شد. به گزارش ایراف، به نقل از راه ابریشم، مجموعهی آه روایت هنری از یکی از فاجعهبارترین قتل و کشتارهای تاریخ معاصر افغانستان است. این مجموعه، نقاشیهای بدن تکهپارهی دختران کشتهشده در انفجار مکتب سیدالشهدا است. این مجموعه، اثر آیتالله احمدی است. احمدی، استاد پیشین دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه بلخ بود که پس از سقوط کشور به آلمان پناهنده شده است. آیتالله احمدی مجموعهی آه را با خون خودش روی کتابچههای دختران کشتهشده نقاشی کرده است.»
بدون شک هر خواننده افغانستانی میداند که عامل حمله خونین تروریستی به مکتب سیدالشهدا طالبان هستند. اما خوانندگان غیر افغانستانی این را نمیدانند. طبق اصول روزنامهنگاری رسانه باید توضیح دهد که عامل حمله کیست. اما ایراف این توضیح را نمیدهد. در این خبر نامی از طالبان برده نشده است. یا در واقع نام طالبان از این خبر به شکل عامدانه حذف شده تا رابطه ایراف با طالبان خراب نشود. ایراف رسانه نزدیک به سپاه است.
در خبر بالا، قربانیان حادثه تروریستی مکتب سیدالشهدا «شهید» خوانده میشوند که نشاندهنده سوگیری رسانه به نفع قربانیان است. قربانیان بیشتر پیرو مذهب تشیع بودند و این موضوع روشن میسازد که چرا ایراف آنان را شهید میخواند. در واقع شهید خواندن قربانیان یک حادثه به صورت غیرمستقیم به معنای محکومیت شدید حمله است. همچنان حمله تروریستی خوانده شده است. این نشانه دیگری از محکومیت عاملین حمله از سوی ایراف است. در این خبر، حمله به مکتب سیدالشهدا «فاجعهبارترین قتل و کشتار تاریخ معاصر افغانستان« توصیف شده است. این نشانه دیگری است که اعتقاد نویسنده در مورد منفور بودن عاملین حمله را آشکار میسازد. با این حال، در حالی که عاملین این حمله به صورت غیرمستقیم جانیترین و منفورترین موجودات روی زمین معرفی شدهاند، اما از گرفتن نام آنان در خبر خودداری شده است. هر آدم آگاه به امور روزنامهنگاری میتواند به سهولت تشخیص دهد که در این خبر چه کاری صورت گرفته است. این خبر در واقع، بازتاب تناقضهایی است که در روابط ایران و طالبان وجود دارد. روابطی که روی خط باریکی از دوستی و دشمنی در حرکت است.
نویسنده: رستم روشنگر