خبرگزاری پورانا

PNA

دیدگاه‌هایی که پای یک یادداشت افشاگرانه در باره ترور  مصطفی کاظمی نوشته شد

مهم ترین خبر های هفته

تحلیل های داغ هفته

مصطفی کاظمی رییس کمسیون اقتصادی پارلمان افغانستان که از چهره‌های شناخته شده وتاثیرگذار جریان مقاومت در حکومت تازه‌تاسیس پسا طالبان به شمار می‌رفت، به تاریخ ۱۵/عقرب/آبان سال ۱۳۸۶ خورشیدی، هنگام دیدار از فابریکه قند ولایت بغلان در یک حمله انتحاری کشته شد. در این حمله بیش از صد تن به شمول کودکان دانش آموز و چهار نفر دیگر از اعضای پارلمان افغانستان کشته شدند و صدها تن دیگر زخمی شدند.

ترور مصطفی کاظمی، پس از ترور احمد شاه مسعود فرمانده کل جنبش مقاومت و ترور فرمانده حاجی قدیر، از فرماندهان ارشد جهادی در ولایات مشرقی افغانستان، سومین حادثه بزرگ امنیتی در آن زمان به شمار می‌رفت. پرونده ترور مصطفی کاظمی یکی از مبهم‌ترین و ضخیم‌ترین پرونده‌ها در نظام عدلی-قضایی افغانستان به شمار می‌رفت. تا کنون نیز سوال‌های زیادی در مورد این پرونده لاینحل باقی مانده است.

همه ساله با فرارسیدن ۱۵ آبان، در شبکه‌های اجتماعی افغانستان بحث چگونگی و  چرایی ترور مصطفی کاظمی مطرح می‌شود. در سال‌های اخیر برخی  از مقام‌های اطلاعاتی پیشین افغانستان در این زمینه نکاتی را فاش کرده‌اند که به روشن شدن ابعاد این پرونده کمک کرده است.

یک روز پیش، احمد شاه فرید، یکی از کارمندان ارشد پیشین اداره امنیت ملی افغانستان، به مناسبت سالگرد ترور مصطفی کاظمی، یادداشتی را در فیسبوک نشر کرد که مورد توجه زیادی قرار گرفت و نکاتی تازه‌ای در آن وجود دارد. خبرگزاری پورانا نیز این یادداشت را منتشر کرد. در پای  این یاداشت برخی  از کارمندان پیشین اداره امنیت ملی و نظامیان پشیین و کارشناسان دیدگاه‌های خود را نوشتند که این دیدگاه‌ها یادداشت منتشر شده و مفروضات آن در باره آمران و عاملان ترور مصطفی کاظمی مورد تایید قرار داده و نکات تازه‌ای نیز به این موضوع می‌افزایند.

در یادداشت احمد شاه فرید آمده است:«پرونده کاظمی صاحب، در ریاست اختصاصی امنیت ملی که جنرال فتاح در آن زمان رییس بود، تحت پی‌گرد بود، یک پرونده سنگین که به هزارها صفحه می‌رسید و متهمین شامل ده‌ها‌نفر از درون حکومت، از وزارت‌ معارف که وزیر اقای حنیف اتمر بود، شکریه اسحق‌خیل نماینده بغلان در مجلس، متهم شماره یک، مدیران و آموزگاران مکاتب در بغلان و دو نفر از نزدیکان اشرف غنی بودند. کسی‌که یکی از مهاجمین انتحاری را دوروز پیش از حادثه در خانه‌اش در بغلان در منطقه … جای داده بود، به لحاظ قومی پشتون، سابقه پرچمی دارد و در زمان دکتر نجیب رییس خاد در استان سمنگان بود که به واسطه شکریه اسحاق خیل نماینده بغلان به حنیف اتمر نزدیک شده بود. این اعتراف خود متهم بود، اما بارها طفره‌روی، حاشیه‌روی و انکار از اعترافات قبلی، پرونده را سنگین ساخته بود. این متهم در فاصله دورتر از محل انفجار نیز حضور داشته است. و مهاجم انتحاری را با موترسایکل‌اش تا محل حادثه راهنمایی کرده بود.»

آقای فرید افزوده است:«متهم دیگر، از لوگر بود، برادرش نماینده کوچی‌ها در مجلس بود، از نزدیکان اشرف غنی بود. کسی‌که در یک پرونده دیگر، قبلا از سوی امنیت ملی به اتهام انتقال پول، سلاح و مواد مخدر از کابل به وزیرستان، کویته و بخش‌های از قباییل آزاد، دستگیر و به وساطت اشرف غنی آزاد شده بود. این آدم به گزارش امنیت ملی، یک کندک از ملیشه‌های قومی داشت. و دو مهاجم انتحاری به جان کاظمی شهید را از پاکستان به بغلان انتقال داده بود.»

در ادامه آمده است:«مهاجمین انتحاری دو نفر گزارش شده بودند، در پاکستان آموزش دیده بودند، یکی خودرا بجان کاظمی صاحب انفجار داد، از دومی گفته می‌شد، در خانه وکیل بغلان دیده شده است. هردو مهاجم، سه روز در خانه نماینده پیشین مجلس در بغلان و یکی‌شان دو روز در خانه رییس سابق خاد سمنگان در پلخمری سپری کرده بودند. متهمین پرونده که در زندان امنیت ملی بودند، یکی‌شان انتحاری به جان کاظمی شهید را در خانه‌اش دو روز جای داده بود، اجازه ملاقات را نداشتند، اما دوبار از ارگ و چندبار نزدیکان آقای اتمر به ملاقات آن‌ها آمدند.»

نویسنده این یادداشت توضیح می‌دهد:«آن‌چه فاحش‌تر است، مدیر بررسی و نظارت این پرونده یک سارنوال مسلکی و با استعداد … از شهرستان رستاق استان تخار بود، اما به دستور لوی سارنوال پرونده از او گرفته شد و به جنرال … که اصالتا پشتون و کهن‌سال بود و گذشته پرچمی داشت تسلیم داده شد، این شخص دومی بعدا رییس ریاست اختصاصی امنیت ملی شد. در اخیر، دکتر عبدالله لغمانی، اصالتا پشتون، از اعضای سابق شورای نظار، معاون اول ریاست عمومی امنیت ملی بود، با جدیت شب و روز به ریاست اختصاصی امنیت ملی می‌آمد، تلاش می‌کرد تا این پرونده به دقت بررسی و عاملین مجازات شوند. برای فشار سیاسی با استاد ربانی و مارشال فهیم می‌دید. اما متاسفانه، پس از چندی همه متهمین آزاد شدند، پرونده سردرگم شد و بعدا خود دکتر عبدالله لغمانی هم ترور شد.»

در پایان این یادداشت آمده است:«همون متهمین که در زندان‌‌ها بودند و به اتهامات وارده اعتراف کرده بودند، در حکومت اشرف غنی، وزیر و معین شدند، قراردادهای میلیون دالری گرفتند، بلند منزل‌های چند طبقه در کابل و بغلان ساختند.. بعدا گلاب منگل را به دندغوری بردند، دندغوری را به طالبان دادند، عملیات شبانه ارتش ملی را بالای طالبان در دندغوری قطع کردند. امروز زیر حاکمیت طالبان در کابل، یا در دوبی، استانبول و آلمان زنده و سلامت بسر می‌برند. شاید این مطلب را هم می‌خوانند و پوزخند می‌زنند. و ما هم در شبکه‌های اجتماعی یادبود کاظمی شهید را می‌گیریم.»

در پای یادداشت فوق‌الذکر، جنرال جاوید کوهستانی، یکی از جنرالان بازنشسته ارتش افغانستان نوشته است:«اندرین مورد حرف‌های دیگری هم است و آن این‌که: همان روز جناب احمد ضیا مسعود(معاون رییس جمهوری در آن زمان) از مزار به بغلان میآمد و قرار بود در کلوپ نمیدانم سمنت یا نساجی(ولایت بغلان) جلسه و دیداری با بزرگان و هیأت کابل داشته باشد که بدلایلی او توقف نکرد و راهی سالنگ شد و هیأت بعد به سمت بغلان رفت و انتحاری باموتر سایکل از عقب شان توسط یکی از روسا منتقل ساخته شد .یعنی هدف اولی احمد ضیا گفته می‌شد .والی جناب اسحق‌زی را مامور انجام کار میدانستند، البته تحقیق رسمی معتبر است.»

دیدگاه قابل توجه دیگر پای یادداشت احمدشاه فرید، از فضل رحمان حیات، معاون پیشین ریاست اداره امنیت ملی کابل است. آقای حیات نوشته است:«این حادثه جنایت‌کارانه باند ارگ را از دو زاویه دنبال و پرس و پال داشتم یکی از طریق ریاست استخبارات وزارت داخله که معاون وقت در جمع هیأت های اعزامی تحقیق در مورد حادثه بودم و دوم از طریق امکانات شخصی که در عمق شورای امنیت وقت داشتم!»

حیات می‌نویسد:«هیأت تحقیق از وحشت حادثه بعد از انفجار که بیشتر مردم توسط فیر افراد امنیتی کشته شده بودند و تعداد شان حدود ۱۵۰ تن بود سخن می‌گفت که هیئت قبر های کشته‌گان را نیز شمرده بودند! ناگفته نماند که تعداد زیاد کشته‌گان شاگردان مکاتب بود که به استقبال مهمانان آورده شد بودند! بخش دوم که حتی مدارک کاپی آن به‌دستم رسید حکایت از نقش کلیدی ارگ مستقیم تحت نظر کرزی و انجنیر ابراهیم سپین‌زی داشت که والی وقت بغلان نیز یک هفته در شورای امنیت نگه‌داشته و فقط یک روز پیش از حادثه از ارگ به بغلان رفته بود! کاپی مدارکی که از شورای امنیت در این پیوند برایم رسید از طرح توطئه در ارگ و شورای امنیت هیچ جای شک باقی‌ نمی‌ماند»

معاون پیشین اداره امنیت ملی کابل در ادامه نوشته است:«پیش از این حادثه مسائل این چنینی را با استاد ربانی شهید شریک کرده بودم، چون منزل او شدیداً زیر مراقبت بود، قرار ما این شد که اگر باز هم ضرورت به دیدن شما شد به منزل خدمت نمیایم جایی دیگری می‌بینیم! وقتی خبر را برایش رساندم قرار ما در هوتل پسرش در تپه وزیر اکبرخان شد اما پیش از اینکه طرف من بیاید به ارگ خواسته شد و من‌هم منطقه را ترک کرده و مدارک را بعد از شرح موضوع به ریس پارلمان(محمد یونس قانونی) تسلیم دادم، که هیچ نتیجه‌ ملموسی در پی نداشت!منبع شورای امنیت لله‌لحمد تا هنوز در قید حیات است!»

یکی از کاربران به نام عبدالواحد ترکی که شخص شناخته شده‌ای نیست دیدگاهی در این زمینه به شرح زیر نوشته است:«همه دروغ و از دل‌ات نوشته کردی. قاتل اصلی حمله بنام عبدالجیل خپلواک از  ولایت بغلان بود که در پلچرخی به حبس ابد محبوس شده بود دربلاک شش باشی بود. دیگر همه داستان دروغ است که نوشته کردی.»

این کاربر چون شخص شناخته شده‌ای نیست، نمی‌توان گفت که اظهار نظرش تا چه حدی می‌تواند به واقعیت نزدیک باشد. احتمال می‌رود، این کاربر به حمایت از افرادی کامنت داده باشد که در یادداشت بالا از آنان به عنوان عاملان و آمران ترور مصطفی کاظمی یاد شده است.

کریم عبادی، کاربر دیگر می‌نویسد:«طراح اصلی این ترور صد در صد حنیف اتمر است چون سابقه جنایتکارانه‌اش در خاد نجیب برای همه هموطنان معلوم است. حتی یک روز قبل از شهادت سیدخیلی(مولانا عبدالرحمان سیدخیلی فرمانده پیشین کندز که در حمله انتحاری کشته شد) از طریق خود تلویزیون های کابل از ملاقات سیدخیلی و اتمر گزارش شد. قسم بخدا که مه حدس زده بودم که این حنیف کثیف سیدخیلی را ترور می‌کند که همانطور هم شد.»

سید ظفر دوران، یکی دیگر از کاربران نوشته است:«ترور استاد کاظمی به این چند نفر خلاصه نمی‌شود؛ محرکان اصلی قضیه، حامد کرزی، مارشال فهیم، کریم خلیلی، امرالله صالح، رحیم وردک، ضرار احمد مقبل، محمود کرزی، علم اسحق زی و چند[…] دیگر بودند.»

گفتنی است که در پای یادداشت آقای احمد شاه فرید، ۸۸ کاربر دیدگاه گذاشته‌اند که اکثریت آنان یادداشت را مورد تایید قرار  داده‌اند. در بخش زیادی از دیدگاه‌های کاربران پای این پست، ضمن ابراز تأسف از ترور مصطفی کاظمی، رهبران سیاسی شمال به ویژه مارشال فقید محمد قسیم فهیم، داکتر عبدالله عبدالله، محمد یونس قانونی و سایر مقام‌های جمهوریت که پایگاه و خاستگاه شمالی و مقاومتی داشتند، به شدت مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.  این رهبران بابت آنچه بی‌کفایتی، بی‌همتی و فقدان اراده برای پیگیری پرونده‌های ترور یاران و همسنگاران شان خوانده شده، مورد سرزنش قرار گرفته و بر این نکته تاکید شده که اگر آنان پرونده‌های ترورهای زنجیره‌ای را پیگیری می‌کردند، حلقات توطیه‌گر در درون حکومت که در این قتل‌ها دست داشتند، جسارت نمی‌کردند که شمار زیادی از افراد کلیدی و فرماندهان مقاومت را در تبانی با طالبان ترور کنند.

ترورهای زنجیره‌ای به ترورهایی گفته می‌شود که در دوره بیست ساله جمهوریت با انگیزه‌های سیاسی و قومی ترور شدند و اکثراً خاستگاه شمالی و مقاومتی داشتند. برهان‌الدین ربانی، رییس جمهوری پیشین افغانستان، مصطفی کاظمی، جنرال داوود، جنرال مولانا سیدخیلی، جنرال مطلب بیگ، فرمانده محمد خان، محمد رسول محسنی رییس شورای ولایتی بغلان و شمار دیگری از چهره‌های شناخته شده سیاسی-نظامی در این دوره به شکل مرموز ترور شدند. در برخی از موارد، طالبان عامل ترور معرفی شدند و عوامل برخی  از ترورها ناشناخته ماند.

منابع آگاه انگشت اتهام را به سوی مقام‌های ارشد امنیتی حکومت در شورای امنیت، امنیت ملی و  نهادهای امنیتی کشور نشانه می‌روند. مقام‌هایی که اکثراً از نظر قومی پشتون بوده‌اند. بیشترین اشاره‌ها به سوی حنیف اتمر وزیر پیشین امور خارجه، که قبلا در سمت‌های وزارت معارف، انکشاف دهات، داخله و مشاوریت امنیت ملی ریاست جمهوری نیز کار کرده، صورت گرفته است. معصوم استانکزی رییس پیشین اداره امنیت ملی نیز متهم به دست داشتن در چنین قتل‌ها دانسته شده است. به ویژه در پرونده ترور  برهان الدین ربانی بیشتر اشاره‌ها به سوی وی بوده است.

یکی از دلایلی که مقام‌های دولت پیشین متهم در ترورهای زنجیره‌ای می‌شوند این است که پرونده هیچ یک از ترورها به صورت شفاف رسیدگی نشد و نتایج نهایی هیچ یک از پرونده‌ها اعلام نشد.

تهیه کننده: بهرام بهین

سایر مقالات پیشنهادی پـــــــــورانا

عضویت در خبر نامه پورانا

جهت عضویت در خبر نامه فرم زیر را پر نمایید.