خبرگزاری پورانا

PNA

نزاع بر سر زمین؛ یک تن در کندهار کشته شد

منابع محلی در ولایت جنوبی کندهار گفته‌اند که در درگیری میان پسران کاکا/عمو، در این ولایت، یک تن کشته شده است.

به گفته منابع، این درگیری روز گذشته دوشنبه، ۳۱ حمل/فروردین، در پی نزاع بر سرزمین میان پسران کاکا/عمو، در ساحه«خسرو» شهرستان/ولسوالی ارغنداب رخ داده است.

تاکنون هویت قربانی این رویداد مشخص نشده است و طالبان هم در این باره اظهار نظری نکرده‌اند.

چندی پیش نیز سه تن در شهرستان خوگیانی ننگرهار در پی نزاع بر سر زمین کشته شدند.

در گذشته نیز گزارش‌های متعددی از کشته و زخمی شدن شهروندان افغانستان در پی درگیری بر سر زمین، آب و راه منتشر شده است.

رویداد ترافیکی در پروان ۳ کشته و زخمی برجا گذاشت

منابع محلی در ولایت پروان گفته‌اند که در یک رویداد ترافیکی در شهرستان/ولسوالی سیاه‌گرد این ولایت دو تن جان باخته و یک تن دیگر زخم برداشته است.

به گفته منابع، این رویداد ساعت ۴ عصر روز گذشته دوشنبه، ۳۱ حمل/فروردین، در منطقه«سران‌بازار»، از مربوطات شهرستان سیاه‌گرد به وقوع پیوسته است.

منابع افزودند که این رویداد در اثر برخورد دو موترسایکل به وقوع پیوسته است.

به اساس اطلاعات منابع، زخمی این رویداد جهت درمان به شفاخانه ملکی پروان منتقل شده که وضیعت صحی آن وخیم گزارش شده است.

دلیل وقوع این رویداد بی‌احتیاطی رانندگان عنوان شده است.

خرابی جاده‌ها، نبود علایم ترافیکی و عدم رعایت اصول رانندگی از عوامل درشت رویداد‌های ترافیکی در کشور به شمار می‌رود.

‏ محقق: «یک قرن خاک‌فروشی» شده، چیزی نمانده که ما بفروشیم

محمد محقق، رهبر حزب وحدت مردم افغانستان و عضو شورای عالی مقاومت ملی برای نجات، در واکنش به انتقادها از اظهارات اخیرش در باره رسمی بودن خط دیورند، گفته که پس از «یک قرن خاک‌فروشی»، دیگر چیزی باقی نمانده است که «ما آن را بفروشیم.»

آقای محقق امروز، سه‌شنبه، ۱ ثور/اردیبهشت، در صفحه اکس خود نوشت: «یک نفر به من گفته است که محقق پیر شده‌ای، خاک‌فروشی نکن. من در پاسخ می‌گویم که شاه شجاع در سال ۱۸۳۸ میلادی، در بدل سالانه ۳۰ میلیون روپیه هندی، محمد یعقوب در سال ۱۸۷۹ میلادی، در بدل ۶۰۰ هزار روپیه و عبدالرحمن در سال ۱۸۹۳ میلادی، در بدل سالانه ۱۲ میلیون روپیه، این سرزمین را به انگلیس فروختند.»

‏ محمد محقق، رهبر حزب وحدت مردم افغانستان، اخیراً در گفت‌وگو با تلویزیون آمو گفت که خط دیورند مرز رسمی و قبول شده افغانستان و پاکستان است و با دعوای ارضی با پاکستان موافق نیست.

اظهارات آقای محقق با واکنش‌های گسترده‌ای در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی و برخی چهره‌های سیاسی روبه‌رو شده است.

سیاسیون پشتون‌تبار که اکثراً طرفدار دعوای ارضی و مرزی با پاکستان هستند و خط دیورند را خط فرضی عنوان می‌کنند، به اظهارات آقای محقق واکنش تند منفی داده و او را به معامله با پاکستان و خاک‌فروشی متهم کردند.

سیاسیون غیرپشتون و کاربران رسانه‌های اجتماعی در میان غیرپشتون‌ها از موضع اخیر آقای محقق حمایت کرده‌ و اظهارات او را بیان واقعیت عنوان کرده‌اند.

پاکستان در این اواخر موضوع همکاری با جریان‌های سیاسی غیرپشتون مخالف طالبان را در دستور کار قرار داده و برخی‌ها می‌گویند که پاکستان عملاً روی تغییر رژیم طالبان کار را آغاز کرده و در این راستا طالب همکاری اقوام غیرپشتون است.

محمد محقق، هزاره‌تبار، سابقه جنگ با طالبان را در کار نامه دارد و جریان سیاسی متعلق به او یکی از اعضای مهم ایتلاف شمال در مبارزه با طالبان در سال‌های پایانی دهه نود میلادی بود که مبارزه این ایتلاف با طالبان با همکاری امریکا منجر به سرنگونی رژیم طالبان شد. اکنون حزب وحدت یکی از احزاب مورد توجه پاکستان در مبارزه با طالبان دانسته می‌شود.

گفتنی است که بسیاری از هواداران جریان‌های سیاسی و نظامی غیرپشتون از رهبران این جریان‌ها خواسته‌اند که با پاکستان در سرنگونی رژیم طالبان همکاری کنند.

طالبان یک گروه قومی(پشتونی) است که سیاست حذف سایر اقوام را در پیش گرفته و موجبات نارضایتی شدید در میان غیرپشتون‌ها را فراهم کرده است. پاکستان روی این نارضایتی سرمایه‌گذاری کرده و ناظران می‌گویند که این سرمایه‌گذاری نتیجه‌بخش خواهد شد.

هفتاد درصد جمعیت افغانستان را اقوام غیرپشتون تشکیل می‌دهند.

تناقض‌گویی کرزی در باره طالبان، مقاومت و آینده افغانستان

حامد کرزی رییس جمهوری پیشین افغانستان که از او به عنوان معمار «طالبان دوم» یاد می‌شود، اخیراً در گفت‌وگو با مجله اشپیگل اظهارات متناقضی در باره طالبان، مقاومت مسلحانه علیه این گروه و آینده افغانستان بیان کرده است.

آقای کرزی در این مصاحبه از یک سو در نقش حامی طالبان ظاهر می‌شود و در سوی دیگر می‌خواهد خود را مخالف و منتقد طالبان معرفی کند. این تناقضی است که بسیاری از سیاسیون پشتون‌تبار با آن گرفتار شده‌اند. آنان از یک سو بر اساس تعلقات تباری با طالبان خود را ملزم به حمایت از این گروه می‌دانند و از جانب دیگر چون نمی‌خواهند که صف مخالفان طالبان یکسره غیرپشتونی باشد، هر از گاهی سر از گریبان مخالفان طالبان بیرون می‌کنند و با ادبیات ملفوف ادای مخالفت با این گروه در می‌آورند.

چند نکته‌ای که در گفت‌وگوی اخیر کرزی با مجله اشپیگل قابل یادآوری است، و نشان‌دهنده رفتار متناقض کرزی و امثال او است، به شرح زیر است:

نکته اول، حضور گروه‌های تروریستی در افغانستان

کرزی در مورد گروه‌های تروریستی گفته است: «در صورت حضور گروه‌های تروریستی در افغانستان، باید فوراً از کشور اخراج شوند.»

این‌گونه اظهار نظر در باره حضور گروه‌های تروریستی یک موقف انفعالی، چند پهلو و شبه‌انگیز است. در این خصوص دو موضع روشن وجود دارد. طالبان حضور گروه‌های تروریستی را انکار می‌کنند اما مخالفان طالبان با استناد به گزارش نهادهای معتبر بین‌المللی می‌گویند که گروه‌های تروریستی حضور فعال و گسترده در افغانستان دارند. اما وقتی گفته شود که «در صورت حضور گروه‌های تروریستی آنان باید اخراج شوند» یعنی که گوینده یک اما و اگر مطرح می‌کند. یک شبه‌انگیزی عامدانه صورت می‌گیرد. این اما و اگر برای اتخاذ یک موضع مبهم و چند پهلو نیاز است.

نکته دوم، دل نبستن به اختلافات درونی طالبان

کرزی گفته که نباید به اختلافات درونی طالبان امید داشت. روی دیگر این سخن این است که اختلافات درونی طالبان جدی نیست و یا این گروه می‌تواند اختلافات درونی خود را حل کند. البته این معنا را هم افاده می‌کند که «نباید» به اختلافات درونی طالبان دامن زد. تکمله جمله اخیر این است: زیرا دامن زدن به اختلافات درونی طالبان منجر به فروپاشی درونی این گروه می‌شود. این چیزی است که کرزی آن را نمی‌خواهد. طوری که دیده می‌شود در این مورد نیز کرزی حرف چند پهلو می‌زند. هم لعل بدست آید و هم دل یار نرنجد.

نکته سوم، ترس مردم از جنگ و خواست آنان برای تشکیل حکومت مبتنی بر اراده ملت

در اینجا نیز کرزی حرف‌های کلی، شیک و عوام پسند می‌زند اما چون راه حلی پیشنهاد نمی‌کند و یک راه حل موجود(جنگ با طالبان) را نفی می‌کند، بازهم موضعش چند پهلو و فاقد ارزش است.

در این شکی نیست که مردم افغانستان خواهان صلح، ثبات و حکومتی مبتنی بر اراده ملت هستند. آیا شک و شبهه‌ای در این وجود دارد؟ آیا کدام کشور در جهان وجود دارد که مردمش خواهان صلح و ثبات نباشند و حکومت مبتنی بر اراده ملت را نخواهند؟ نخیر. پس این حرف کرزی بیان یک امر بدیهی است و کدام ارزش خاص سیاسی ندارد.

افغانستان اکنون توسط گروهی اداره می‌شود که اراده ملت را برسمیت نمی‌شناسد و بلکه بیست سال با اراده ملت جنگیده است. این گروه برای فعالیت سیاسی معطوف به تحقق اراده ملت در امر تعیین سرنوشت شان مجال بروز نمی‌دهد. بسیار واضح و بدیهی است که اگر قرار باشد اراده ملت در تشکیل حکومت متحقق شود، این امکان غیر از مبارزه مسلحانه با طالبان فراهم نیست. اما کرزی مبارزه مسلحانه با طالبان را رد می‌کند و آن را هرج و مرج می‌خواند و تاکید می‌کند که مردم از آن هراس دارند. در این حرف کرزی این پیش فرض نیز نهفته است که وضعیت موجود(حاکمیت جابرانه و قومی طالبان) مطلوب است و مردم از آن در هراس نیستند. واقعیت امر اما خلاف آن است.

مردم افغانستان بیشتر از طالبان از چیزی نمی‌هراسند. طالبان خود عامل و موجد هراس و هرج و مرج اند. با برگشت دوباره طالبان، تمام دلایل و عواملی مشدده جنگ و بحران و بی‌ثباتی به کشور برگشته است.

نکته چهارم، مشارکت عمومی در حکومت

کرزی در بخش دیگری از این مصاحبه با اشاره به فقر گسترده در افغانستان و ضرورت آموزش دختران و تأمین حقوق زنان، به موضوع مشارکت اشاره می‌کند اما نه به آن معنایی که دیگران از مشارکت در نظر دارند. کرزی بحث «مشارکت عمومی» را مطرح می‌کند که در واقع آن را در جای «مشارکت قومی» قرار می‌دهد. این جایگزینی عامدانه و آگاهانه است و نشان می‌دهد که کرزی نیز مشارکت را در همان معنایی در نظر دارد که طالبان از آن سخن میگویند. بین مشارکت عمومی و مشارکت قومی فرق زیادی وجود دارد اما این اصطلاح مشابهتی هم با هم دارند و می‌توانند به سادگی جابجا شوند.

بویژه وقتی گوینده قصد ابهام‌آلود کردن پیامش را داشته باشد و بخواهد به جنبه‌های مختلف موضوع ذهن مخاطب را درگیر کند.

طالبان می‌گویند که در اداره شان مشارکت تامین شده است. آنان به حضور برخی از افراد در کابینه شان اشاره می‌کنند که به لحاظ شناس‌نامه‌ای به اقوام غیرپشتون تعلق دارند. این افراد، که وفادار به رهبران طالبان هستند، هیچ‌گونه وجه نمایندگی قومی ندارند و صاحب هیچ‌گونه صلاحیتی در تصمیم‌گیری های کلان سیاسی، که بر سرنوشت اقوام غیرپشتون تاثیر می‌گذارد، نیستند. در واقع طالبان با خلط مفهوم مشارکت، می‌خواهند از زیر بار مسولیت شانه خالی کرده و حاکمیت تک قومی خود را رنگ و بوی مشارکتی بدهند. کرزی نیز با احتراز از کاربرد اصطلاح مشارکت قومی، مشارکت مورد نظر طالبان را مورد تأیید قرار می‌دهد. اما کاربرد اصطلاح مشارکت عمومی شاید کافی باشد که کرزی خود را در میان مخالفان طالبان یک مشارکت‌خواه جابزند و کسب اعتبار کند. رویکردی که در واقع کرزی مبتکر و خالق آن و بلکه ماهر در استفاده از آن است. کرزی در واقع یکی از «مشارکت‌ستیزان» معروف در میان چهره‌های پشتون‌تبار است. او بود که در سکان ریاست جمهوری، با تمام توان تلاش کرد که مبانی مشارکتی نظام جمهوریت را تضعیف کرده و بنیاد سیاست قومی و تک قومی سازی حکومت را بگذارد. او حضور اقوام غیرپشتون را در قدرت تضعیف کرد و با حمایت از طالبان این گروه را مستعد برگشت به قدرت ساخت.

نکته پنجم، متهم کردن پاکستان و مخالفت با حملات پاکستان بر طالبان

در نهایت، کرزی پاکستان را به حمایت از افراط‌گرایی در دهه‌های گذشته متهم کرد و حملات هوایی اخیر این کشور بر طالبان را «اشتباه بزرگ» خواند. در اینجا کرزی مثل بقیه سیاسیون پشتون‌تبار موضع می‌گیرد.

در این شکی نیست که پاکستان در گذشته افراط گرایان از جمله همین طالبان را حمایت کرد. اما امروزه پاکستان اعلام کرده که از کرده خود در گذشته پشیمان است و تصمیم گرفته که با تروریزم مبارزه کند. مقام‌های پاکستانی بارها با صراحت اعلام کردند که حمایت پاکستان در گذشته از گروه‌های افراطی و تروریستی اشتباه راهبردی بوده و آنان در صدد اصلاح و جبران این اشتباه هستند.
اما سیاسیون پشتون‌تبار که دل در گروه حاکمیت قومی طالبان دارند، در جنگ با طالبان و پاکستان، یکسره به گذشته چسپیده و به اصطلاح گناه پاکستان در حمایت از تروریستان را نابخشودنی عنوان می‌کنند. آنان اصرار دارند که باید گذشته پاکستان را در نظر داشت و به حرف امروز مقام‌های پاکستان نباید به هیچ روی اعتماد کرد.

اما سیاسیون پشتون‌تبار متوجه یک تناقض آشکار در مواضع خود نیستند. آن اینکه اگر حمایت پاکستان از طالبان نادرست و اشتباه نابخشودنی بود، چرا اینها اکنون از طالبان حمایت می‌کنند؟ اگر پاکستان بخاطر حمایت از طالبان قابل سرزنش است چرا نباید کرزی، غنی و ده‌ها سیاست‌گر شناخته شده پشتون دیگر از طالبان قابل سرزنش نباشد؟ این تناقض با در واقع این به کارگیری معیارهای دوگانه را چگونه می‌توان پاسخ داد؟ یک جواب منطقی به این پرسش این است که سیاسیون پشتون‌ جایی که منافع قومی شان باشد، کمک گرفتن از هر که مجاز و درست است اما وقتی منافع قومی شان در خطر بود، دوستان دشمن می‌شوند و دشمنان دوست. البته هر قومی برای تامین منافع خود حق دارد که چنین رفتارهایی را در پیش گیرد اما آنچه برای دیگران اهمیت دارد این است که سیاسیون پشتون‌ شهامت اقرار و پذیرش واقعیت را داشته باشند و دیگران را احمق فرض نکنند. کرزی خیال نکند که می‌تواند هم حامی و لابی طالبان باشد و هم در نفش مخالف و اپوزیسیون این گروه کار کند و به زعم خودش مدافع زنان و عدالت‌خواه باشد. چنین چیزی ممکن نیست.

نویسنده: نورالله ولیزاده

جبهه آزادی: دو عضو طالبان را در لُوگر کُشتیم

جبهه آزادی افغانستان در خبرنامه‌ای گفته است که در حمله نیروهایش بر یک ایست بازرسی گروه طالبان در شهر پل علم، مرکز ولایت لوگر، دو تن از جنگ‌جویان این گروه کشته شده و دو عضو دیگر طالبان زخمی شده‌اند.

در خبرنامه جبهه آزادی آمده که این حمله ساعت ۰۹:۳۰ یک‌شنبه شب، ۳۰ حمل/فروردین، بر یک ایست بازرسی طالبان در بندر کابل، از مربوطات حوزه اول امنیتی شهر پل علم، مرکز لوگر، انجام شده است.

درخبرنامه آمده‌است که این عملیات نخستین عملیات علیه گروه طالبان در لوگر است و برنامه‌های عملیاتی این جبهه علیه گروه طالبان ادامه دارد.

جبهه آزادی افغانستان یکی از دو جبهه فعال نظامی ضد طالبان است که هر از گاهی مسوولیت حملات مسلحانه بر طالبان را در ولایت‌‌های مختلف به ویژه در ولایت‌های شمالی کشور به عهده می‌گیرد.

یک عضو ارشد جبهه مقاومت نیز بر رسمی بودن خط دیورند تاکید کرد

نور رحمان اخلاقی وزیر پیشین امور مهاجرین در نظام جمهوریت و عضو ارشد کنونی جبهه مقاومت ملی، با انتقاد از کسانی که رسمی بودن خط دیورند را انکار می‌کنند، آنان را به تناقض‌گویی متهم کرده و خواستار توضیحات شده است.

آقای اخلاقی گفته است که مخالفت با خط دیورند و دفاع از امیر عبدالرحمن خان، یک رفتار متناقضِ است و نیاز به توضیح دارد.

او در صفحه اکس خود نوشته است: «امیر عبدالرحمن خان، حاکم تحت‌الحمایه هند بریتانوی و از معماران افغانستان مدرن، پس از کشتارهای گسترده و کله‌منارهای بسیار، افغانستان را با همین مرزها به میراث گذاشته است. عجیب است که خود او همواره ستوده شود و نه در تاریخ رسمی افغانستان و نه در گفتمان حاکمان و نخبگان قوم محترم پشتون، موضوع نقد جدی قرار گیرد؛ اما میراث مرزی‌اش، آن‌هم فقط در یک سمت افغانستان، نفی گردد.»

اشاره آقای اخلاقی به واقعیت‌های تاریخی افغانستان است. این واقعیت که بسیاری از شاهان و امیران افغانستان، از جمله امیر عبدالرحمان، که پشتون‌ها او را بانی افغانستان کنونی می‌دانند و از او به نیکی یاد می‌کنند، مرز کنونی میان افغانستان و پاکستان را به عنوان مرز رسمی دو کشور به رسمیت شناخته‌اند و هیچ ادعای رسمی در مورد برسمیت شناخته نشدن این مرز در مراجع حقوقی بین‌المللی ثبت نکرده‌اند.

بحث دیورند در محافل سیاسی و رسانه‌ای افغانستان اخیراً پس از اظهارات محمد محقق رهبر حزب وحدت مردم افغانستان داغ شد. آقای محقق در گفتگو با تلویزیون آمو گفت که مرز دیورند مرز رسمی دو کشور است و او موافق نیست که با پاکستان بر سر دیورند دعوا صورت گیرد.

اظهارات محقق با واکنش‌های گسترده در جامعه سیاسی افغانستان مواجه شد. در این میان، سیاسیون پشتون‌تبار آقای محقق را مورد تاخت و تاز قرار داده و اظهارات او در مورد دیورند را یک چرخش سیاسی در محور تامین روابط جریان‌های سیاسی مخالف طالبان با پاکستان عنوان کرده‌اند.

اما جریان‌های سیاسی اقوام غیرپشتون، از اظهارات آقای محقق حمایت کرده و آن را بیان یک واقعیت تاریخی عنوان کرده و گفته‌اند که احزاب سیاسی باید موضع خود را در زمینه‌ شفاف بیان کنند.

اظهارات محمد محقق رهبر حزب وحدت مردم افغانستان، در چارچوب تلاش‌های اخیر پاکستان برای نزدیکی با جریان‌های سیاسی مخالف طالبان به ویژه مخالفان غیرپشتون این گروه تحلیل می‌شود. پاکستان در یک سال اخیر پیوسته از مخالفان غیرپشتون طالبان خواسته که با این کشور در سرنگونی طالبان همکاری کنند.

حزب وحدت به رهبری محمد محقق که سابقه جنگ با طالبان را در کارنامه دارد، یکی از احزاب مورد توجه پاکستان بوده است.

با این حال، سیاسیون پشتون‌تبار، حتا آنانی که خود را مخالف طالبان معرفی می‌کنند، با نزدیکی جریان‌های سیاسی غیرپشتون با پاکستان مخالفت کرده‌اند. رویکردی که متناقض و حمایت ضمنی از طالبان دانسته شده است.

حمایت یک عضو جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود، از اظهارات محقق و انتقاد او از سیاسیون پشتون‌تبار می‌تواند به این معنا باشد که میان جریان‌های سیاسی و نظامی مخالف طالبان نوعی همسویی در راستای همکاری با پاکستان در سرنگونی رژیم طالبان شکل گرفته است.

محمد محقق از اعضای ارشد شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان است. شورایی که جبهه مقاومت ملی نیز عضویت آن را دارد. این شورا در پنج سال اخیر بارها هشدار داده که اگر طالبان به انحصارطلبی قومی پایان ندهد و تن به تشکیل حکومت مشارکتی ندهد، از گزینه نظامی برای سرنگونی این گروه استفاده خواهد کرد. هرچند برخی از اعضای این شورا، از جمله جبهه مقاومت، عملاً در میدان مبارزه نظامی با طالبان قرار دارد.

پیمان امنیت جمعی: افغانستان منبع تهدیدهای فرامرزی برای آسیای مرکزی است

سازمان پیمان امنیت جمعی گفته که افغانستان هم‌چنان در مرکز توجه این سازمان به عنوان منبع بالقوه‌ چالش‌ها و تهدیدهای فرامرزی برای آسیای مرکزی قرار دارد.

خبرگزاری تاس روسیه روز دوشنبه، ۳۱ حمل/فروردین، در گزارشی به نقل از مقام‌های سازمان پیمان امنیت جمعی نوشته که تنش‌ها میان گروه طالبان و پاکستان و پیامدهای برخاسته از آن برای کشورهای عضو این سازمان تهدید‌کننده هستند.

به گزارش تاس، طلعت‌بیک ماسادیکوف، دبیرکل این سازمان، در نشست شورای مجمع پارلمانی این موضوع را مطرح کرده است.

او افزوده که در ماه اکتوبر سال ۲۰۲۶ میلادی، یک کنفرانس مشترک با حضور سازمان پیمان امنیت جمعی، کشورهای مشترک‌المنافع و سازمان هم‌کاری شانگهای درباره‌ی تأمین امنیت در آسیای مرکزی و افغانستان برگزار می‌شود.

در گزارش آمده است که: «تشدید ناگهانی روابط میان گروه طالبان و پاکستان که به درگیری‌های مسلحانه انجامیده، باعث نگرانی شده است.»

دبیرکل سازمان پیمان امنیت جمعی هم‌چنان تأکید کرده که: «ما باور داریم که جامعه‌ جهانی باید از همه‌ امکانات موجود برای یافتن راه‌حل‌های صلح‌آمیز برای خروج از این وضعیت استفاده کند.»

پنج روز پیش نیز سازمان پیمان امنیت جمعی از گفت‌وگوی معاون این سازمان با نماینده ویژه سازمان ملل در امور آسیای مرکزی، در مورد وضعیت افغانستان و تهدیدهای احتمالی برخاسته از این کشور بر کشورهای عضو پیمان امنیت جمعی خبر داد.

معاون سازمان پیمان امنیت جمعی گفت که در این دیدار بر نظارت مستمر بر تاثیر «عامل افغانستان» در صلح و امنیت منطقه، و اقدامات پیشگیرانه برای مقابله با تهدیدات تاکید شده است.

کشورهای آسیای میانه چه در چارچوب سازمان پیمان امنیت جمعی و چه در چارچوب اتحادیه کشورهای مشترک‌المنافع و سازمان همکاری شانگهای پیوسته نگرانی‌های خود را از وضعیت افغانستان و فعالیت گروه‌های مختلف تروریستی در این کشور ابراز داشته و خواهان اقدامات عملی جدی از جمله تشدید رژیم امنیتی در مرز با تاجیکستان شده‌اند.

طالبان حضور گروه‌های تروریستی در افغانستان را انکار می‌کنند اما نهادهای ناظر بین‌المللی همواره گفته‌اند که افغانستان به کانون فعالیت‌های تروریستی تبدیل شده و طالبان در نقش حامی و تسهیل کننده تروریزم عمل کرده‌اند که امنیت کشورهای منطقه را به تهدید مواجه کرده است.

عضویت در خبر نامه پورانا

جهت عضویت در خبر نامه فرم زیر را پر نمایید.