جنرال انعامالحق یکی از مقامهای بازنشسته ارتش پاکستان در مقالهای به روزنامه اکسپرس تریبون، نوشته که اختلاف میان جناح حقانیها و کندهاریها جدی است و اگر آنان نتوانند اختلافات را کنار بگذارند و متحد شوند، فرو میپاشند.
وی نوشته که شبکه حقانی و جناح کندهار بر سر مسائل متعددی، از آموزش دختران، سیاست داخلی، روابط خارجی و نحوه برخورد با تحریک طالبان پاکستان، دچار اختلافاند.
او نوشته که حقانیها میزبان سنتی تحریک طالبان پاکستاناند و این گروه در جنگ طالبان علیه دولت پیشین، در کنار نیروهای حقانی و با حمایت پاکستان و آیاسآی جنگیده است.
جنرال انعامالحق شبکه حقانی را بخشی کاملاً وابسته به جنبش طالبان نمیداند و مینویسد: «حقانیها هرگز با زور اسلحه در امارت اسلامی تحت سلطه قبایل احمدزی-محمدزی کندهار ادغام نشدند. آنها با امارت شریک شدند و در آن جذب شدند، اما جایگاه و استقلال نسبی خود را حفظ کردند.»
وی معتقد است که جهانبینی حقانیها با کندهاریها کاملاً متفاوت است و شبکه حقانی نسبت به پاکستان، آیاسآی و حتی امریکا نرمش نشان داده است.
این جنرال پاکستانی نوشته که کندهاریها با حساسیت به پتانسیل تخریبی تیتیپی در برهمزدن روابط کابل با پاکستان نگاه میکنند اما به دلیل نفوذ حقانیها، نمیتوانند بر تحریک طالبان پاکستان غلبه کنند. در مقابل، به اعتقاد نویسنده، حقانیها به طالبان پاکستان بهعنوان یک «نیروی ذخیره» نگاه میکنند که میتواند در صورت بروز درگیریهای داخلی مفید باشد.
انعامالحق، غیبت اخیر سراجالدین حقانی، رهبر شبکه حقانی، و سفرهای خارجی او را نشانه نارضایتی او نسبت به کندهاریها میداند و مینویسد: «حقانیها مشتاق حل مسئله میراثی تحریک طالبان پاکستان با اسلامآباد هستند، اما نمیخواهند از مزیت نظامی بالقوه این گروه دست بکشند.» به باور او«تحریک طالبان پاکستان استخوانی در گلوی امارت اسلامی است.»
وی در این مقاله توضیح میدهد که حفظ وحدت در میان طالبان به چالشی بزرگ تبدیل شده و«بدون وحدت، نزاعهای داخلی احتمالاً طالبان را از هم خواهد پاشید.» او تصریح کرده که در دوره غیبت و ناراحتی سراجالدین حقانی، جناح کندهار با اعزام نیروهای خود به مناطق تحت نفوذ حقانیها در امتداد مرز پاکستان، اقتدار خود را تحمیل کرده است. در مقابل، به گفته او حقانیها به دنبال روابط مستقل با کشورهای منطقه و غرب است، حتی اگر این روابط به قیمت فاصله بیشتر با جناح کندهار تمام شود.
نویسنده به دولت پاکستان پیشنهاد کرده که پاسخ پاکستان باید شامل:«ادامه دیپلوماسی مذهبی با جناح کندهار، اجرای دیپلپماسی بینالمللی در چارچوب توافق دوحه، پاسخ نظامی سنجیده و بیامان در دو سوی مرز بدون جنجال، مبارزه قاطع با تروریزم در داخل، و فراهم کردن راهی برای خروج حقانیها از مخمصه خودساختهشان باشد.»
وی میافزاید که این سیاست باید صبورانه پیگیری شود و از واکنشهای شتابزده مانند بستن مرزها باید اجتناب شود.
نویسنده در پایان هشدار میدهد که اگر مسأله تحریک طالبان پاکستان حل نشود، صبر پاکستان ممکن است به پایان برسد و معادله شکننده منطقه بر هم بخورد. او میافزاید: «بدون حل این مسئله، افغانستان با وجود منابع معدنی و ظرفیتهایش، درگیر مشکلات باقی خواهد ماند.»
جنرال انعامالحق تحلیل خود از وضعیت افغانستان را با این پیام تهدیدآمیز به پایان میرساند که اگر این چالشها حل نشود، ممکن است ائتلافی از مجاهدین سابق، طالبان ناراضی و بقایای نظام جمهوری علیه این گروه شکل گیرد و ورق برگردد و کابل بار دیگر دستخوش تغییر شود.»