خبرگزاری پورانا نوشتههای برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش “نظرها” به نشر میرساند. مسوولیت نوشتهها بدوش نویسندگان است.
………………………………………………………………
اولین قیام علیه غضب زمین های شمال تحت نظامنامه ناقلین توسط یک حلقه از جوانان قطغن به رهبری ”توره” شکل گرفته بود، حلقه رهبری این قیام توسط توره از اشکمش، سیدغریب از سنگ چهارکِ سرپل، عظیم از بغلان با چند رفیق دیگرشان تشکیل میداد انها در پی یک توطیه در زمان امان الله توسط نادرشاه غدار دستگیر و کشته شدند. غالباَ شخصیت توره عیارگونه بوده که به داد مردم غریب میرسیده و به ظالمان صدمه میرسانیدهاست . توره را بعد از دست گیری به « دورۀ » خان آباد میبرند و به دهن توپ قرار داده و توپ را انفجار میدهند .”
باتوجه به ابیات شفاهی که مردم در ستایش از آزادهگی و کاکهگی ” توره ” سرودهاند، و سپس این ابیات با دف، دنبوره، نی و زیر بغلی نواخته شده، روشن میشود که وی آزادهمردِ قهرمانی بوده که دادِ مظلوم را از ظالمانِ عصر میستانیده است.
پس از کشتن ” توره “، جباران آن زمان، سرِ ” توره ” را در ” چوکِ خان آباد ” برای چندین روز آویزان میکنند تا به تعبیر خودِ شان ” عبرتی برای دیگران ” شود.
ناگفته نماند نخستین آوازخوانی که به گونهی رسمی آهنگ ” توره ” را در محافل و مجالس خوانده است، ” محمد سانچارکی ” معروف به ” مامد سانچارکی است. سپس آوازخوانان دیگری مانند: بنگیچه، امانی، رحیم تخاری، محمد عالم شوقی و… هم آن را زمزمه کردهاند.
بخشی از این ترانهی قشنگِ محلی – که حسرتِ عجیبی در آن نهفتهاست – چنین است:
“به دشتکِ ارزنه(اِیزنه)، توره قدم میزنه
دوتا پیر بغلانی، قتیش سخن میزنه
سرِ پل مویبلا ( پلِ محبالله در خان آباد )، توره میگفت او خدا
دعا کنین جوانا، توره رفته دَه بلا
توره جانِ سبزینه، کُلِ کارایش مردینه
دعا کنین جوانا، مادر داغش نبینه
توره جانِ تورهچی، یوسف دمبورهچی
میده میده میخانه، مامد سنگ چارکی
توره جان و سید غریب، مرگ تان گشته قریب
توره جانِ فراری، مادر نکو تو زاری
آخر به توپِ سرکاری، توره میشه چنواری
توره جان بادری، پیرهدارت کابلی
آخرتوره می برن، سرتوپ قاطری
توپه بُردن به دوره، ماندن به نامِ توره
باتو میگم پالوان، بیابریم سیلِ توره
توپِ اول صداکد، توره ره ورخطا کد
توپ ِدوم صداکد، توره خداره یاد کد
توپِ سوم صدا کرد، توره ره سر جدا کرد
شیشته بودم به دربار، کله آمد پیکه دار
نائب به کوتوال میگفت، سر توره ره وردار
اِی سرِ دریا کلان، او سرِ دریا کلان
سرِ چوکِ خان آباد، سرِ توره آویزان
قوشخانهی میانه، آورد جورهی جوانه (که اشاره به جسدهای توره و سید غریب دارد)
خانه ره جارو کنین، میآره مُرده شانه”
*پانوشت:
“توره” اصلن از روستای “پمبک” ولسوالی “چال”( که در گذشته از توابع ولسوالی اِشکمشِ ولایت تخار به شمار میرفته) است.
توره یک فرزند بهنام “پادشاه خان” داشت که از او ۳ فرزند دیگر برجا مانده است و یکی از نوههایش در دورهی اول مقاومت در نبردها به شهادت رسید.
………..
نویسنده: داکتر حشمتالله جلیل
برگرفته شده از: صفحه ایکس حشمتالله جلیل