ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در افغانستان، با یک نهاد حمایت از آموزش دختران افغانستان- ECW، در مورد چالشهای فرا راه زنان افغانستان به ویژه آموزش دختران گفتوگو کرده است.
خبرگزاری پورانا این گفتوگو را از انگلیسی به فارسی برگردان کرده است.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در افغانستان، در سفرهایی که به افغانستان چندین گزارش از وضعیت حقوق بشری افغانستان ارایه کرد که در آن وضعیت حقوق بشری وخیم خوانده شد و طالبان متهم به جنایت علیه بشریت شدند. پس از نشر این گزارشها، طالبان بنت را به افغانستان ممنوعالورود کردند. اما آقای بنت گفته که به تلاشهای در راستای مستندسازی نقض حقوق بشر در افغانستان ادامه میدهد. او سفرهای متعدددی به کشورهای مختلف که شهروندان افغانستان در آنان مهاجراند داشته است و با فعالان حقوق بشر و حقوق زنان افغانستان دیدار کرده است.
نهاد ECW، که با شعار«آموزش نمیتواند صبر کند» از فعالان حقوق زنان و حق آموزش تشکیل شده و شماری از زنان افغانستان نیز در آن مشارکت دارند. این نهاد در زمینه کمک به آموزش دختران افغانستان فعالیت دارد.
متن گفتوگو:
پرسش: بیش از سه سال است که دختران در افغانستان از تحصیل در مقاطع بالاتر از کلاس ششم محروم شدهاند. در گزارش اخیرتان به مجمع عمومی سازمان ملل، شما به وضعیت وخیم حقوق بشر در زیر سلطه مقامات فعلی، بهویژه برای زنان و دختران، اشاره کردهاید. این ممنوعیت آموزشی چه تأثیری بر دختران افغانستان و جامعه این کشور به طور کلی داشته است؟
پاسخ: ممنوعیت تحصیل دختران بالاتر از کلاس ششم تأثیری ویرانگر بر دختران افغانستان داشته است. آنها آینده خود و فرصتهایشان را تقریباً به طور کامل محدود به حوزه خانگی میبینند. این وضعیت، همراه با احتمال ازدواج زودهنگام یا اجباری، هزاران نفر از آنها را به افسردگی سوق داده است. خودآزاری، از جمله خودکشی و تمایلات خودکشی، بهطور چشمگیری افزایش یافته است. خانوادهها از هم پاشیده شدهاند، خواهران و برادران از هم جدا شدهاند، و جوامع از هم گسستهاند. این ممنوعیت آموزشی بر کل جامعه افغانستان تأثیر گذاشته است. علاوه بر نقض حق اساسی آموزش، هیچ جامعهای نمیتواند شکوفا شود اگر نیمی از جمعیت آن نتوانند در اقتصاد مشارکت کنند. پیامدهای بلندمدت شامل افزایش فقر، نابرابری جنسیتی، خشونت جنسیتی، ازدواج کودکان، و افزایش کار کودکان و دیگر اشکال استثمار خواهد بود. این پیامدها متقاطع و بیننسلی خواهند بود. آموزش هم حق اساسی است و هم حفاظی حیاتی فراهم میکند. جامعهای که نیمی از جمعیت آن بهطور سیستماتیک از فرصتهای زندگی محروم شوند، تقریباً بهطور غیرقابل جبرانی آسیب میبیند.
پرسش: با وجود ممنوعیت، بسیاری از دختران و زنان جوان راههای جایگزینی برای ادامه تحصیل پیدا کردهاند. چرا حمایت مالی اهداکنندگان از سازمانهای چندجانبه مانند «آموزش نمیتواند صبر کند» که برای دسترسی به آموزش و حمایت از دختران و زنان افغان تلاش میکنند، حیاتی است؟
پاسخ: در این بحران آموزشی برای دختران در افغانستان، ادامه حمایت مالی اهداکنندگان از سازمانهایی مانند «آموزش نمیتواند صبر کند» بسیار حیاتی است. با وجود ممنوعیت، مسیرهای آموزشی جایگزین و غیررسمی ایجاد شدهاند که امید و فرصتهای یادگیری برای دختران و زنان افغانستان فراهم میکنند. با این حال، برای اینکه این برنامهها مؤثر، مقاوم و ایمن باشند، باید منابع و تخصص کافی برای حمایت از یادگیری دانشآموزان و رفاه عاطفی آنها تأمین شود.
برنامههایی که توسط «آموزش نمیتواند صبر کند» حمایت میشوند، در این زمان دشوار برای دختران افغانستان به مثابه یک خط نجات عمل میکنند، به آنها امکان ادامه تحصیل میدهند، آنها را برای آیندهای بهتر آماده میکنند و امید و پایداری روانی را فراهم میسازند. علاوه بر این، این برنامهها با تعهد جامعه بینالمللی به حق آموزش به عنوان یک ارزش جهانی همسو هستند و در چارچوب اصول جهانی بودن و شمولیت عمل میکنند.
حمایت مالی از ابتکارات این سازمان نه تنها سرمایهگذاری در مقاومت و برابری جنسیتی است، بلکه سرمایهگذاری در آینده کودکان امروز و در نهایت در چشماندازهای بهبود پایدار و طولانیمدت افغانستان است. بدون چنین حمایتی، میلیونها دختر و زن جوان در سایهها رها میشوند و چرخههای ناامیدی و حاشیهنشینی تداوم مییابد.
پرسش: تحلیل شما تأکید میکند که انکار حقوق تحصیل دختران و زنان بخشی از یک سیستم گستردهتر سرکوب جنسیتی است که به «آزار و اذیت جنسیتی» تبدیل شده است؛ وضعیتی که بسیاری از شهروندان افغانستان و مدافعان حقوق بشر از آن بهعنوان «آپارتاید جنسیتی» یاد میکنند. آیا میتوانید این مفهوم را بیشتر توضیح دهید و توضیح دهید چرا باید فوراً به آن پرداخته شود؟
پاسخ: سیستم تبعیض، جداسازی، بیاحترامی به کرامت انسانی و طرد در نظام طالبان همهجانبه و هدفمند است. این سیستم از طریق فرمانها، احکام و سیاستها اعمال میشود و اغلب با اجرای سختگیرانه و گاه مجازاتهای خشونتآمیز برای تخلفات همراه است.
هر محدودیت بر حقوق زنان و دختران – چه در حق آنها برای آموزش، مراقبتهای بهداشتی، آزادی حرکت، دسترسی به عدالت، یا حق زنان برای کار – به هم مرتبط و تقویتکننده یکدیگر هستند.
این محرومیتها بهطور تجمعی چنان شدید و گسترده هستند که من نتیجه گرفتهام ممکن است به جرایم علیه بشریت، بهویژه جرم آزار و اذیت جنسیتی، برسند. اینها جرایمی تحت قوانین بینالمللی هستند. این جنایات نه تنها همچنان ادامه دارند، بلکه در حال تشدید هستند.
علاوه بر این، در گفتگوهایم با شهروان افغانستان، بهویژه زنان، آنها مکرراً تأکید میکنند که اصطلاح «آپارتاید جنسیتی» دقیقترین توصیف از تجربیات زیستهشان است و بهترین بیان برای ماهیت ایدئولوژیک و نهادی تبعیض و سرکوب طالبان علیه زنان و دختران است.
حرکتی رو به رشد وجود دارد، که من نیز از آن حمایت میکنم، که خواستار تصویب رسمی آپارتاید جنسیتی در معاهدهای آینده درباره جنایات علیه بشریت است.
خواه این وضعیت را آزار و اذیت جنسیتی یا آپارتاید جنسیتی بنامیم، واضح است که این وضعیت نه تنها غیرقابلقبول است، بلکه غیرانسانی است. ما همگی مسئولیت جمعی داریم که این سیستم وحشتناک را به چالش بکشیم، آن را از بین ببریم و مسئولان را پاسخگو بدانیم.
پرسش: شما یکی از حامیان اولیه کمپین جهانی «صدای دختران افغانستان» بودهاید که شهادتهای دختران محروم از تحصیل افغانستان را تقویت میکند و برای حقوق آنها مبارزه میکند. چه پیامی برای بسیج بیشتر حمایت از حق تحصیل آنها به جهانیان میخواهید بدهید؟
پاسخ: به جامعه جهانی میگویم: شجاعت و پایداری دختران افغانستان در مبارزه برای حق تحصیل شان چیزی کمتر از قهرمانانه نیست. صدای آنها به ما یادآوری میکند که آموزش یک حق بنیادی است، نه یک امتیاز. ما باید داستانهای آنها را تقویت کنیم و منابعی را بسیج کنیم تا اطمینان حاصل شود که صدای آنها در همه جا شنیده میشود و فراموش نمیشود.
تجربیات شخصی من با دختران افغانستان، چه دانشآموزان کلاس یازدهم که در شمال افغانستان در سال ۲۰۲۲ با آنها ملاقات کردم و همچنان به تحصیل ادامه میدهند، چه بازماندگان بمبگذاری در آکادمی کاج که در کابل، ترکیه و اروپا با آنها دیدار داشتم، و چه اعضای تیم برنده رباتیک دختران افغانستان، همواره الهامبخش من بودهاند.
دنیا باید در همبستگی با دختران و زنان افغانستان بایستد و پیامی روشن بفرستد که رؤیاها و استعدادهای آنها مهم هستند و انکار حق تحصیل برای آنها بیعدالتی است که ممکن است به سطح یک جنایت علیه بشریت برسد.
ما با هم میتوانیم مسیرهایی به سوی امید و فرصت خلق کنیم، حتی در برابر سختیها. پیام روشن است: ما نمیتوانیم اجازه دهیم رؤیاها و استعدادهای میلیونها دختر افغانستان خاموش شوند. زمان عمل اکنون است و هر تلاش ارزشمند است.
پرسش: میدانیم که «خوانندگان رهبراناند» و مهارتهای خواندن کلید آموزش هر کودک، صرف نظر از اینکه چه کسی و در کجا باشد، است. سه کتابی که بیشترین تأثیر را بر شما شخصاً و/یا حرفهای داشتهاند، چه هستند و چرا آنها را به دیگران توصیه میکنید؟
پاسخ: انتخاب سه کتاب سخت است، اما این لیست من است: هیچ مرد خوبی میان زندگان نیست. «امریکا، طالبان و جنگ از نگاه افغانها» نوشته آناند گوپال. اغلب اولین کتابی است که به تازهواردان به افغانستان توصیه میکنم و خواندن ضروری برای کسانی است که میخواهند بفهمند چرا امریکا در این زمینه شکست خورد. «تعادلی ظریف» نوشته روهینتون میستری؛ حدود ۳۰ سال پیش این رمان زیبا و تأثیرگذار را که در هند میگذرد، خواندم و تأثیری ماندگار بر من داشت. این تعادل، البته، میان امید و ناامیدی است که برای شهروان افغانستان امروز بسیار مرتبط است.