رسانهها به نقل از طالبان در ولایت بدخشان گزارش دادهاند که این گروه بیش از صد تن از باشندگان این ولایت را به خاطر کشت کوکنار بازداشت کرده است.
در پیوند به این خبر به چند نکته میتوان اشاره کرد:
- تبعیض قومی طالبان در مبارزه با مواد مخدر
گروه طالبان در واقع ترویج دهنده کشت مواد مخدر در افغانستان به شمار میرود. زمانی که طالبان در مناطق جنوبی کندهار و هلمند در مرحله هستهگذاری و گسترش ساحه نفوذ خود بودند، کشت کوکنار را در این ولایتها ترویج کردند و از آن به عنوان یک منبع تمویل فعالیتهای جنگی خود استفاده میکند.
هلمند زمانی در صدر فهرست ولایتهای کشت کننده کوکنار قرار داشت و طبق گزارش نهادهای ناظر بینالمللی بیش از نود درصد تریاک جهان در این ولایت کشت میشد. در دوره جمهوریت تلاشهای دولت در راستای مبارزه با مواد مخدر در هلمند نتیجه نداد، زیرا طالبان از کشاورزانی که کوکنار کشت میکردند، حمایت میکردند. در زمان جمهوریت، مواد مخدر و تروریزم با هم گره خوردند. طالبان از تریاک به عنوان یک منبع درآمد استفاده اعظمی میکردند. رهبری دولت در نظام جمهوریت به دلیل تعلقات تباری با طالبان، مبارزه کشت کوکنار را در مناطق تحت نفوذ طالبان جدی نمیگرفتند و به اصطلاح بدشان نمیآمد که طالبان از تریاک تغذیه کنند و به عنوان یک گروه پشتونی ریزرفی برای گرفتن قدرت آماده باشند. این عوامل به طالبان کمک کرد تا کشاورزان را به کشت کوکنار تشویق کرده و تجارت مواد مخدر را در کنترول خود بگیرند.
طالبان یک سال بعد از برگشت به قدرت، کشت کوکنار را منع کردند اما حالا سازمانهای بینالمللی گزارش میدهند که دوباره کشت کوکنار افزایش یافته است. سازمان ملل اخیراً اعلام کرد که ۳۰ درصد کشت کوکنار در افغانستان نسبت به سال گذشته افزایش یافته است.
طالبان در بیشتر از دو سال اخیر مدعی مبارزه با مواد مخدر بودهاند، اما هیچگاه در روند مبارزه با مواد مخدر، کشاورزان هلمندی و کندهاری را بازداشت نکردند. اما دیده میشود که با کشاورزان بدخشانی رویه فرق میکند. در آنجا بیش از صد تن از کشاورزان بیدفاع را بازداشت کرده و کمپاین وسیع مبارزه با مواد مخدر راه اندازی کردهاند. اینجا ما با تبعیض قومی طالبان در مبارزه با مواد مخدر مواجه هستیم. بدخشان عمدتاً یک ولایت تاجیکنشین است و طالبان با دست و دل باز به بازداشت و زندانی کردن مردم رو میآورند. این کاری است که آنان در هلمند و کندهار نمیتوانند انجام دهند و انجام هم نمیدهند. زیرا این ولایتها عمدتاً پشتوننشین است و طالبان نمیخواهند منبع درآمد پشتونهای هلمند کندهار را از بین ببرند.
برخی از رسانههای همسو با طالبان و قومگرا به این نکته اشارههای مکرر دارند که گویا مرکز کشت کوکنار از هملند به بدخشان منتقل شده است. در این گزارشها و روایتسازیها نیز رگههای واضحی از قومگرایی دیده میشود. هدف این است که تاجیکان و بدخشانیان را با یک پدیده بدنام آلوده بسازند و مدعی شوند که تنها جنوبیها و پشتونها کشت کننده تریاک این ماده زهری نیستند بلکه شمالیها و تاجیکها و بدخشانیها هم به این بیماری آغشتهاند.
این در حالی است که کشت کوکنار در ولایت سردسیر بدخشان و با توجه به کوهستانی بودن این ولایت و نداشتن زمینهای وسیع برای کشت کوکنار، با کشت کوکنار در هملند و جنوب بسیاری متفاوت است. بدخشانیها فقط میتوانند سال یک بار در زمینهای کوچک کوهستانی خود کوکنار کشت کنند. اما دهقان هلمندی میتواند سه بار در سال در زمینهای دشت گونه وسیع سه بار تریاک کشت کند و حاصل زیادی بدست آورد. نحوه مالکیت زمین و زمینداری در هلمند و بدخشان نیز فرق دارد. یک زمین داری هلمند، کم از کم هزار جریب زمین را در اختیار دارد. اما یک زمیندار بدخشانی فوقش بیشتر از صد جریب زمین در اختیار ندارد. اگر با این حساب به قضیه نگاه کنیم، بازداشت صد کشاورز بدخشانی به اندازه بازداشت ۱۰ کشت کننده تریاک در هلمند نیست. اما وقتی گفته میشود که در بدخشان صد کشت کننده تریاک بازداشت شد، یک آمار درشت ارایه میشود که تعداد زیادی از افراد مشغول کشت هستند و زمین های زیادی زیر کشت رفته است. اینجا نیز با تبعیض قومی در مبارزه با مواد مخدر روبرو هستیم.
- مشوق کشت کوکنار در بدخشان فرماندهان طالباناند
براساس گفتههای مردم محل در بدخشان، فرماندهان غیرپشتون طالبان در این ولایت، دهقانان را به کشت کوکنار تشویق میکنند. این کار در واقع روبرداری نسخه طالبان پشتون و جنوب برای ثروتمند شدن است. در واقع طالبان بدخشان میخواهند که برای کسب خودمختاری بیشتر و رهایی از وابستگی عمیق اقتصادی به طالبان پشتون و جنوبی، کشت کوکنار را ترویج کنند. این موضوع میتواند یکی از دلایل عمده برخورد جدی طالبان با کشت کوکنار در بدخشان دانسته شود. طالبان پشتون نمیخواهند که طالبان غیرپشتون و بدخشانی ثروتمند شوند و به این ترتییب از زیر نفوذ و تاثیر طالبان جنوب بیرون شوند. اگر طالبان بدخشانی بتوانند به ثروت بیشتر دست یابند، روحیه جدایی طلب و استقلال طلبی از طالبان جنوب در آنان تقویت میشود.
اما طوری که دیده میشود، طالبان بدخشان در حالی که کشاورزان را به نحوی تشویق به کشت کوکنار میکنند اما در برابر تهاجم طالبان جنوب برای بازداشت کشاورزان مقاومت کرده نمیتوانند. در اینجا کشاورزان قربانی یک کشمکش نابرابر میان طالبان جنوب و شمال میشوند.
- طالبان در کل دوباره کشت کوکنار تمایل پیدا کردهاند
مبارزه طالبان با کشت کوکنار باعث کاهش منابع مالی این گروه شده است. در ابتدا این گروه انتظار داشت که با منع کشت کوکنار، مورد عنایت جامعه جهانی قرار گرفته و میتواند امتیازات برای خود از این رهگذر دریافت کند. شاید این گروه انتظار داشت که پولهای هنگفتی بابت مبارزه با مواد مخدر دریافت کند. اما چنین نشد. طالبان در واقع در این کار صادق نبودند. همزمان با منع کشت کوکنار، دستگاه های تولید مواد مخدرسنتی به مواد مخدر صنعتی را وارد کرده و با احتکار تریاک کشت شده، آن را به مواد مخدر صنعتی تبدیل کرده و با پول گزاف فروختند. این چیزی است که چندبار نهادهای بینالمللی و نیروهای مرزی ایران از افزایش قاچاق مواد مخدر صنعتی سخن گفتند. اما حالا که ممکن طالبان ذخایر تریاک احتکار شده را تمام کردهاند، دوباره به کشت کوکنار روی آوردهاند و چراغ سبزی به کشاورزان داده باشند که کشت را دوباره شروع کنید. اما شاید برنامه این باشد که شروع از شمال شود تا بعد این گروه بتواند مدعی شود که شروع دوباره از مناطق نبوده که صد در صد در تحت حاکمیت ما قرار دارد بلکه از مناطق دور دست شروع شده که ما حاکمیت چندانی بر آنان نداریم. در اینجا بازهم قصد و نیت بدنام سازی شمالیها و طالبان غیرپشتون است. اینجا در واقع با آدرس غلط دادن از سوی طالبان مواجهیم. به احتمال زیادی طالبان زیر فشار شدید منطقهای قرار دارند تا با مواد مخدر موثر مبارزه کنند. البته آمار درشت افراد بازداشت شده در بدخشان نیز میتواند یک کمپاین تبلیغاتی گسترده به طالبان باشد تا به کشورهای منطقه بگویند که ما در این زمینه جدی هستند. این نوع دیگری فریب کاری نیز است. چون چنانکه گفته شد بازداشت صدها و حتا هزاران بدخشانی کمک چندانی به محو کشت کوکنار نمیکند. منطقه اصلی و مساعد زمینهای هلمند و کندهار است. آنجا باید کشاورزان بازداشت و از کشت کوکنار منع شوند.
- جدیت کشورهای منطقه در مبارزه با مواد مخدر
کشورهای منطقه به ویژه ایران حساسیت و اهمیت زیادی به مبارزه با مواد مخدر نشان میدهد. در گفتوگوهای مقامهای ایرانی این نکته پیوسته مورد اشاره بوده است. مقامهای ایرانی مدعی اند که بزرگترین قربانی مبارزه با مواد مخدر ایران است. این در واقع تا حدود زیادی درست است. زیرا ایران یکی از راههای نزدیک رسیدن به اروپا و ترکیه است و قاچاق بران از آن به عنوان یک امتیاز استفاده میکنند و در نتیجه ایران متضرر میشود.
چندی پیش حسن کاظمی قمی نماینده ویژه ایران برای افغانستان، در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی گفت که یکی از اولویت های ایران در گفت وگو با طالبان مبازره با مواد مخدر است.
اخیراً در چارچوب روند دوحه یک گروه کاری به ابتکار ایران برای مبارزه با مواد مخدر تشکیل شد. ایران میخواهد که در این گروه کاری نقش رهبری کننده داشته باشد. این در واقع بخشی از انگیزههای ایران برای کشانیدن طالبان به چارچوب های کاری منطقهای است. مقامهای ایرانی بارها تاکید کردهاند که راه حل بحران افغانستان از دهلیز منطقه میگذرد و گروه حاکم باید التزام بیشتری به تمکین در برابر خواستهای سازوکارهای منطقهای نشان دهند. امری که طالبان زیاد به آن اهمیت نداده و به روابط فرامنطقهای بیشتر ارجحیت دادهاند. جایی که بحث سازوکارهای منطقه و رهبری ایران در بین باشد، بدونن شک بحث مبارزه با مواد مخدر در صدر اجندا است.
طبق گزارش رسانهها، در نشست اخیر گروه کاری مبارزه با مواد مخدر، مقامهای ایرانی با مقامهای غربی اشتراک کننده در این نشست آنلاین، بر سر تعیین اجندای بحث و ترکیب اشتراک کنندگان، دچار اختلاف شدید شده و نشست به تشنج کشیده شد. دلیل این بود که ایران بر تمرکز به مواد مخدر تاکید داشت اما کشورهای غربی بر وارد کردن موضوع حقوق بشر نیز در این نشست تاکید کردند که با مخالفت ایران و روسیه مواجه شد. در این میان دیده شد که طالبان اظهار نظر حمایتگرانه از موقف ایران و روسیه نداشتند و بلکه سکوت اختیار کردند تا دوستان غربی شان ناراحت نشود. این بخشی از فرآیند لاینحل بودن بحرانهای درهم تنیده افغانستان است.
- تفاوت مردم بدخشان و مردم هلمند در مواجهه با برنامه سرکوب حاکمیت
طوری که رسانهها گزارش دادند، طالبان بیش از صد کشاورز بدخشانی را«گلهوار» بازداشت کردند. این کاری است که طالبان در مناطق جنوب انجام نمیدهند و یا انجام داده نمیتوانند. این امر دو دلیل دارد:
دلیل اول این است که طالبان برخورد جدی و خشن و خشمآلود با کشاوز بدخشان دارند اما در باره کشاورز هلمند اهل تساهل و مدارا اند. این تساهل و مدارا ریشه قومی دارد. طالبان با پشتونها یک گونه رفتار میکنند با غیرپشتونها گونه دیگر. در طول حدود سی سال که مواد مخدر به یک معضل جدی برای افغانستان مبدل شده، هیچگاه شاهد نبودهایم که حکومت بیش از صد کشاورز هلمندی را یکجا بازداشت کرده باشد. نه طالبان این کار را کردهاند و نه حکومت قبلی.
دلیل دومی، اما به مردم ربط دارد. مردم بدخشان منسجم نیستند و سازوکار دفاعی محلی در برابر سرکوب حاکمیت ندارند. ساختار اجتماعی این منطقه، ساختار فردگرایانه است. یک دهقان چندان در غم دهقان دیگر نیست. اینگونه نیست که با بازداشت شماری از دهقانان، حرکت اعتراضی گسترده دهقانان در برابر طالبان شکل گیرد و مردم از این طریق از خود حفاظت و حمایت کنند. در جنوب اما وضعیت فرق میکند. آنجا کشاورزان اکثرا مسلح هستند و با اعتماد به نفس قوی علیه برنامه سرکوب حاکمیت مقابله میکنند. آنجا که ده دهقان بازداشت شود، شورش بزرگی علیه طالبان شکل میگیرد. ساختار همبسته اجتماعی و جمعگرایی منبعث از رسوم قبیلهای، مردم را در برابر برنامههای سرکوب حاکمیت قوی و منسجم ساخته است.
در بدخشان پارسال نیز طالبان تعدادی از کشاورزان را به خاطر کشت کوکنار بازداشت کرد که منجر به شکل گیری یک حرکت جمعی اعتراضی شد. طالبان معترض را به گلوله بستند و ده ها تن کشته و زخمی شدند. این شورش و حرکت همگانی نشد. طالبان توانستند با تطمیع چند فرمانده بدخشانی خود، آشوب را خواباندند و بعد از خوابیدن آشوب، افراد دارای انگیزه شورش و بسیج کننده مردم را زندانی و سرکوب کردند. این کارها را طالبان نمیتوانند در هلمند انجام دهند. در واقع دراز بودن دست طالبان در سرکوب بدخشانیها به این معنا هستت که طالبان فکر میکنند ای مردم قادر به دفاع از خود نیستند و با آنان میتوان هر طوری رفتار کرد.
با این وصف، قرار نیست که از کشت کوکنار در بدخشان حمایت شود و مردم نیک نام این منطقه با تریاک و ترور بدنام شوند. تریاک یک پدیده زشت است و باید از آن دوری کرد. اینجا منظور ما از نحوه برخورد طالبان با دو قوم و دو منطقه متفاوت است. مردم بدخشان و حتا طالبان بدخشان، باید از این کار طالبان پیامهای قابل یادگیری خود را دریافت کنند. وقتی از تبعیض سیستماتیک سخن گفته میشود، معنایش همین است. در هر کاری از طالبان اگر تعمق شود، تبعیض قومی در آن قابل دید است. این است درد اصلی کشوری به نام افغانستان که بحران و بنبست سیاسی و نظامیاش طی قرون و اعصار حل ناشده باقی مانده است.
نویسنده: رستم روشنگر