پرتو نادری شاعر و نویسنده معروف افغانستان اهل ولایت بدخشان، در یادداشتی کنایهآمیز که به تحولات اخیر بدخشان اشاره دارد، نوشته است: «در طلای بدخشان خاصیتهای کشف ناشیدهای است که جهان را دیوانه ساخته است و بیشتر از همه چینیها، یعنی نواسههای ما تسه دونگ را.
در طلای بدخشان خاصیتی است که کافران را مسلمان میسازد و شماری از مسلمانان را کافر. بیشتر از همه این چینیان اند که هی به هوای رسیدن به زر بدخشانی مسلمان میشوند و اما خدا از دل شان خبر دارد.»
نادری در ادامه مینویسد: «گرسنه که باشی چه تخت زرین و چه تخت چوبین. طلای بدخشان این خاصیت را هم دارد که شکم آنانی را که بر روی آن خوابیدهاند سیر نمیسازد؛ اما بیگانهگان را به اوج علیین میرساند.»
او با کنایه ادامه میدهد: «طلای بدخشان برای بدخشانیان نحس است. طلای بدخشان، چه بگویم، بدخشان _ این نگین زیبای طبیعت، را به سنگلاخی بدل کرده است. طلای بدخشان، کاش بدخشان طلا و لاجوردی نمیداشت.
بدخشان من!»
این یادداشت را پرتو نادری در زمانی نوشته است که اختلافات در بدخشان میان طالبان و میان مردم و طالبان به اوج خود رسیده است.
امروز رسانهها گزارش دادند که طالبان یک لشکر عظیم را برای بازداشت یک فرمانده بدخشانی خود به این ولایت اعزام کردهاند. این فرمانده با طالبان پشتون بر سر طلا درگیری و اختلاف دارند.
همچنان در این اواخر بارها گزارش شده که شهروندان چین مستقر در بدخشان مسلمان شدهاند. چیزی که بسیاریها آن را یک رویکرد استخباراتی و منفعتاندیشانه برای همرنگسازی چینیها با مردم بومی بدخشان و جلب توجه مقامهای طالبان برای تصاحب معادن طلای میدانند. اشاره آقای نادری به همین گزارشها است که میگوید طلای بدخشان کافران را مسلمان میسازد.
در همین حال مقامهای طالبان متهماند که در تلاش برای تصاحب طلا، ارزشهای دینی را فراموش کرده و چشم خود را بر روی محرومیت مردم بدخشان بسته و منابع آنان را تاراج میکنند و به خود سرمایه میاندوزند. چیزی که در متن کنایی پرتو نادری از آن تعبیر به کافر شدن مسلمانان شده است.
مردم بدخشان از محرومترین مردمان افغانستان به شمار میروند و این ولایت بدلیل دور افتادهگی از کمترین امکانات رفاهی برخورداراند و در فقر و فلاکت مداوم زندگی میکنند.
انتشار یادداشت پرتو نادری با توجه به اینکه او هنوز در کابل است، میتواند به معنای به اوج رسیدن فاجعه تاراج طلا در بدخشان است. چون طلا تحمل انتقاد صریح را ندارند و منتقدان را سرکوب و شکنجه میکنند، پرتو نادری با انتشار متنی که بیشتر رنگ و لعاب شاعرانه دارد، از وضعیت وخیم موجود انتقاد میکند.