برخی از رسانهها به نقل از منابع خود گزارش دادهاند که ملاهبتالله رهبر طالبان، دستور سرکوب جمعه خان فاتح فرمانده تاجیکتبار بدخشانی این گروه را صادر کرده و او را متمرد و باغی خوانده است.
تلویزیون افغانستان انترنشنال در گزارشی گفته که تنشها میان طالبان در بدخشان شدت یافته و احتمال وقوع یک رویارویی نظامی درونی افزایش یافته است.
در این گزارش به نقل از منابع درونی طالبان گفته شده که چندین دور گفتوگو میان جمعه فاتح و مقامهای ارشد طالبان از جمله فصیحالدین فطرت، رییس ستاد ارتش این گروه بینتیجه پایان یافته است.
اخیراً گزارشهایی در مورد تشدید اختلافات میان جمعه خان فاتح و رهبران طالبان منتشر شد اما خود او این گزارشها را رد و گفت که با ده هزار نیروی مسلح در سه ولایت در خدمت«امارت» میباشد.
اما گزارشهای منابع غیررسمی حاکی از آن بوده که اختلافات فروکش نکرده و قاری فصیحالدین فرمانده دیگر بدخشانی طالبان به این ولایت اعزام شده تا موضوع را حل و فصل کند.
جمعه خان فاتح، فرمانده تاجیکتبار طالبان بدخشان حدود ۱۵ سال قبل به گروه طالبان پیوست و از فرماندهان خشن و پر نفوذ این گروه به شمار میرفت. او پس از برگشت طالبان به قدرت، به عنوان مسوول دروازها(سه شهرستان بدخشان) تعیین شد. بعدها رهبر طالبان او را از بدخشان به عنوان معاون والی زابل فرستاد. سمتی که این فرمانده از اجرای وظیفه در آن خودداری کرد و دوباره به بدخشان برگشت. اقدامی که تمرد از فرمان رهبر دانسته میشود.
بخشی از دلایل و انگیزههای مخالفت این فرمانده تاجیکتبار بدخشانی طالبان با رهبران این گروه، قومی، اقتصادی و اعمال سلطه عنوان شده است.
از نظر قومی، طالبان به عنوان یک گروه پشتونی، غیرپشتونها را تحت فشار و انزوا قرار میدهد و مانع آزادی عمل آنان میشود. بهویژه در مناطق شمال و شمال شرق تلاش طالبان این است که فرماندهان محلی صاحب نفوذ و قدرت نشوند. در همین راستا اغلب فرماندهان غیرپشتون به جنوب اعزام میشوند که نوعی تبعید است.
در بدخشان میان طالبان بومی و جنوبی بر سر معادن نیز جنگ و دعوا وجود دارد. شرکتهای جنوبی متعلق به رهبران پشتون طالبان به تاراج معادن بدخشان اقدام کردهاند. امری که طالبان محلی را وادار به واکنش و مخالفت کرده است.
از منظر اعمال سلطه نیز اختلافها قابل تحلیل است. فرماندهان محلی طالبان هر کدام در منطقه و ولایت خود با نظام قبلی جنگیدند و توقع شان این بوده که حاکم و بانفوذ در محل زندگی خود باشند. این چیزی است که رهبری قومگرا و تمرکزگرای طالبان آن را تحمل نمیکند و آن را تمرد و بغاوت توصیف میکند.
در ماههای اخیر بسیاری از فرماندهان غیرپشتون طالبان در شمال از عملکرد قومی این گروه ابزار نارضایتی کردهاند.
این در حالی است که نیروهای مخالف طالبان در شمال فعالتر شده و این گروه را به شدت نگران ساخته است.
طالبان اکنون تصور میکنند که احتمال همدستی فرماندهان شان با نیروهای مخالف با انگیزههای قومی تقویت شده است. این تصور طالبان را بیشتر راغب به سرکوب مخالفتهای درونی میکند. رویکردی که فرماندهان غیر پشتون را بیشتر هراسان و محتاط میسازد و وادار شان میکند تا تدابیر بیشتری برای آینده خود بسنجند. تدابیری که اگر درست سنجیده نشود، جان آنان را به خطر مواجه میکند.