اسحاق ثاقبی داراب، شاعر، نویسنده و فعال رسانهای افغانستان مقیم ایران، چند روز پیش(روز دوشنبه ۱۱ جوزا/خرداد)در شهر مشهد ایران، در یک عمل جراحی سنگین، با قطع دست مواجه شد.
داراب، از ناحیه شانه به سرطان بدخیم استخوان مبتلا شده بود و دکتوران چاره کار را در این دیدهاند که دست باید از شانه قطع شود.
او در صحبت با خبرگزاری پورانا گفت که عمل بسیار سنگین و دشوار بوده اما عمل با موفقیت انجام شده و دست راستش از ناحیه شانه قطع گردیده و دست دیگری به آن پیوند شده است.
اسحاق ثاقبی داراب، تا کنون شش مجموعه شعری با عناوین: لاحول ولا، سایه و سنگ، گرداب عجب دایرهای میسازد، انکار، شبخون و روزهای ابد، به چاپ رسانیده و دو اثر دیگر با موضوع فرهنگ و سیاست با عناوین «جهان نوروز» و «از فرهنگ تا سیاست» منتشر کرده است. از فرهنگ تا سیاست، آخرین اثر منتشر شده از داراب است.
هرچند داراب در صحبت با خبرگزاری پورانا، حاضر نشد که پیرامون مشکلات اقتصادی و هزینههای عمل جراحی سخن بگوید و طرح این موضوع را «نامناسب» خواند، اما برخی از دوستان داراب به خبرگزاری پورانا گفتند که او در تامین هزینه عمل جراحی با مشکلات جدی مواجه بوده است.
یکی از دوستان داراب به خبرگزاری پورانا گفت که او از حدود دو سال به این سو از ناحیه تومور استخوان رنج میبرد و تلاش کرد تا به یکی از کشورهای هند و پاکستان برای مداوا سفر کند، اما به دلیل محدودیتهایی که فرا راه صدور ویزا وجود داشته، نتوانست از ایران خارج شود و در نهایت به انجام عمل جراحی در یکی از بیمارستانهای ایران تن داد.
به گفته یکی از دوستان داراب، اگر او میتوانست به موقع از ایران خارج شده و به یکی از کشورهای دارای امکانات تداوی بهتر برود، احتمال قطع دستش کم بود. به گفته او، داراب وقت زیادی را صرف تلاش برای بیرون شدن از ایران کرد و به همین دلیل مشکل او جدیتر شد و قطع دست به عنوان یگانه گزینه تداوی مطرح شد.
داراب در حوزه رسانهای نیز فعال است و با شماری از رسانهها در بخش تهیه برنامههای تصویری و در بخش خبر و گزارش همکاری داشته است.
او از مخالفان طالبان است و در فعالیتهای رسانهای، به ویژه در شبکههای اجتماعی دیدگاههای ضد طالبانی را مطرح میکند.
آگاهان امور فرهنگی و ادبی میگویند که اسحاق ثاقبی داراب، یکی از استعدادهای درخشان حوزه ادبیات و فرهنگ است و تعهد او برای کارهای فرهنگی کمنظیر است.
مشکلاتی که داراب با آن دستوپنجه نرم کرده، بخشی از چالشهای زندگی فرهنگیان و فعالان رسانهای افغانستان در کشورهای ایران و پاکستان است.
فرهنگیان افغانستانی مقیم ایران و پاکستان میگویند که از یک طرف با مشکلات اقتصادی جدی در این دو کشور مواجه هستند و به سختی قادر به تأمین مایحتاج حداقلی زندگی خود میباشند، از جانب دیگر با خطر اخراج و بازداشت مواجه هستند و نمیتوانند به صورت عادی زندگی کنند و به فعالیت فرهنگی و رسانهای بپردازند. آنان همچنان محرومیت فرزندان خود از درس و تعلیم را نیز بزرگترین چالش فرا راه زندگی میدانند و میگویند که دلیل بیرون شدن شان از کشور این بود که فرزندان شان بتوانند به درس و تعلیم ادامه دهند اما اکنون در ایران و پاکستان نیز درس خواندن فرزندان شان به موجب سیاستهای مهاجرتی این کشورها ناممکن شده است.
نکته دیگری که فرهنگیان و روزنامهنگاران افغانستانی مقیم ایران و پاکستان به آن انگشت میگذارند، عدم توجه نهادهای حامی رسانهها به سرنوشت آنان است. آنان میگویند که چندین نهاد رسانهای ادعای حمایت از خبرنگاران و رسانهها را دارند اما این حمایتها به صدور اعلامیههای مطبوعاتی در محکومیت اخراج خبرنگاران خلاصه شده و یک روند مسوولانه و دلسوزانه برای دفاع و حمایت از فرهنگیان و روزنامهنگاران وجود ندارد.
این در حالی است که فرهنگیان و روزنامهنگاران افغانستان به دلیل سیاستهای سرکوبگرانه طالبان، امکان برگشت به کشور را ندارند و در صورت برگشت، تحت بازداشت و شکنجه قرار میگیرند.