ضمیر کابلوف نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان گفته که مسکو تمامی مجوزهای لازم برای ارسال کمکهای بشردوستانه به کابل را دریافت کرده و در صورت درخواست رسمی از سوی طالبان، آماده ارائه این کمکها است. وی تأکید کرده که آغاز روند ارسال محمولهها تنها منوط به برقراری ارتباط رسمی از سوی مقامات کابل خواهد بود.
کابلوف افزوده که اگرچه برداشت مناسب محصولات کشاورزی در فصل جاری از شدت بحران مواد غذایی در افغانستان کاسته است، اما خطر بازگشت ناامنی غذایی همچنان وجود دارد.
مشروطسازی کمک بشردوستانه مسکو به درخواست طالبان تأملبرانگیز است.
در این شکی نیست که افغانستان نیازمندی شدیدی به کمکهای بشردوستانه دارد. در واقع در چند سال اخیر، بخش بزرگی از جمعیت افغانستان به کمکهای خیریه جهانی وابسته شده و از همین طریق امرار معاش میکنند. در شرایطی که بیکاری و فقر در جامعه بیداد میکند، طبق گزارش نهادهای ناظر بینالمللی، بیست میلیون از جمعیت چهل میلیونی افغانستان زیر خط فقر زندگی میکنند و نیاز فوری به کمکهای بشردوستانه دارند.
طالبان هم عامل شکلگیری بحران بشری در افغانستان به شمار میروند و هم تشدید کننده آن هستند.
عامل، به این معنا که با برگشت این گروه به قدرت، کاروبار سقوط کرد، فرار مغزها و فرار سرمایه اتفاق افتاد، میلیونها نفر مهاجر شدند، تشکیلات دولت کوچک شد، کمکهای خارجی قطع یا خیلی محدود شد. در نتیجه فقر در سطح بیسابقه افزایش یافت. کشورهای همسایه چند میلیون مهاجر را دو باره اخراج کردند که همه به صف گرسنگان و بیکاران پیوستند.
کشورها، در مواجهه با طالبان و بحران بشری افغانستان در وضعیت دشواری قرار گرفتند. با توجه به اینکه جنگجویان طالبان نیز مشمول گرسنگان دانسته میشوند و میکانیزمی برای نظارت دقیق از روند توزیع کمکها وجود نداشت، این مشکل پیش آمد که کمکهای خارجی برای گرسنگان مورد دستبرد طالبان قرار گیرد. این سوال پیش آمد که کمکهای خارجی به نیازمندان است یا به طالبان؟ کشورهایی که از وجود یک مکانیزم تفکیک کننده اطمینان نداشتند، اقدام به قطع کمکهای خود کردند. برخی از کشورها اما ارایه کمک را مشروط به این کردند که کمکها باید از طریق نهادهای مستقل بینالمللی، نظیر سازمان ملل، به نیازمندان برسد و تا حد امکان دسترسی طالبان به کمکها محدود شود. در این میان اما رویکردی که مسکو اکنون از آن صحبت میکند(مشروط سازی کمک بشردوستانه به افغانستان به درخواست رسمی طالبان) یک رویکرد عجیب و منحصر به فرد است.
روسیه اولین و یگانه کشوری در جهان است، که رژیم طالبان را برسمیت شناخته است. با درنظرداشت این موضوع، طبیعی دانسته میشود که مسکو طبق میل و خواست طالبان رفتار کند یا در واقع رفتار خود را از رفتار دیگر کشورها در قبال طالبان متمایز نماید. چنین رویکردی مستلزم آن است که روسیه کمکهای سخاوتمندانهتری در اختیار طالبان قرار دهد و «لزوم دسترسی نیازمندان به کمکها» را به عنوان پیششرط ارایه کمک مطرح نکند.
اما طوری که میبینیم روسیه به روش دیگری در زمینه ارایه کمک بشردوستانه به افغانستان تحت کنترل طالبان شرطگذاری میکند. اینکه باید طالبان درخواست رسمی کمک از مسکو را ارایه کنند. حرف مسکو این است که ما میدانیم که مردم افغانستان به کمک بشردوستانه نیاز دارند و ما هم این کمک را در اختیار داریم اما تا زمانی که طالبان درخواست رسمی مطرح نکنند، کمک نمیکنیم.
ظاهراً این رویکرد مسکو نوعی وجاهت دادن به طالبان است. مسکو به طالبان میگوید که به صورت رسمی از ما درخواست کمک کنید و ما هم به درخواست شما لبیک میگوییم و به این ترتیب هم ما در ارایه کمک توجیه میشویم و هم شما به عنوان یک «دولت مسوول» در قبال مردم تان ظاهر میشوید و کسب وجاهت و مشروعیت میکنید. به عبارت دیگر، مسکو میخواهد روابطش با طالبان مثل روابط دو دولت رسمی و قانونی باشد و این روابط از هاله ابهام و از «همسانی» با روابط مرموز طالبان با سایر کشورها بیرون شود.
به نظر میرسد که مسکو از ناشفاف بودن روابط خارجی طالبان ناراض است و نگران روابط مخفی این گروه با رقبای روسیه، به ویژه امریکا، انگلیس و…است.
مسکو تصور میکند که پیش قدم شدنش در برسمیتشناسی طالبان، به اندازه کافی وجهه بینالمللی روسیه را خدشهدار کرده و اگر در ادامه، مسکو، بدون درخواست طالبان، کمکهای خود را به افغانستان گسیل نماید، این زیادی از حد یکجانبه است و میتواند متملقانه و حتا احمقانه تعبیر شود.
یاد ما باشد که ضمیر کابلوف کسی است که در نزدیکی یک جانبه مسکو به طالبان نقش اساسی داشته است. به همین علت، او با مخالفتهایی در درون دولت روسیه مواجه بوده و رفتارش مشکوک تلقی شده است. در واقع، بخشی از انگیزههای موضع اخیر کابلوف میتواند شخصی باشد.
میتوان گفت که طالبان سیاست خارجی گیچ کنندهای را در پیش گرفتهاند. یکی از ویژگیهای گیچ کننده این سیاست این است که با همه یکسان رفتار میشود.
در سیاست خارجی طالبان، مثلاً امریکایی که این گروه مدعی جهاد علیه آن بود، با روسیه که این گروه را در زمان جنگ با امریکا حمایت میکرد و بعد از به قدرت رسیدن نیز رژیم آنان را برسمیت شناخت، یکی دانسته میشوند. طالبان میخواهد که با مسکو و واشنگتن یکسان رفتار کند. مقامهای طالبان بارها از امریکا خواستهاند که سفارت خود را در کابل بازگشایی کند. آنان آشکارا از تمایل خود برای دوستی با امریکا سخن گفتهاند. این چیزی است که مسکو را گیچ و حتا خشمگین میسازد. اظهارات اخیر کابلوف میتواند ریشه در همین خشم و نارضایتی داشته باشد.
در روزهای اخیر، تفاوت دیدگاه میان دیپلماتها و نظامیان روسیه در باره طالبان برجسته شده است. دبیر شورای عالی امنیت ملی روسیه، گفت که بیش از بیست گروه تروریستی همچنان در افغانستان فعال هستند و طالبان توان مهار آنان را ندارند. اظهاراتی که سخنگوی طالبان آن را نادرست خواند. در مقابل، دیپلماتهای روسیه در تلاش هستند که همچنان روابط با طالبان را گرم نگهدارند و اسباب و علل سردی روابط را کم اهمیت جلوه دهند. مشروط سازی کمک بشردوستانه به درخواست طالبان اشاره به همین اختلافات دارد. به صورت قطع و یقین میتوان گفت که حلقات قدرتمندی در مسکو خواهان اعمال فشار بر طالبان هستند و هر نوع کمکی به طالبان را بیهوده میدانند. اگر طالبان به صورت رسمی درخواست کمک دهند، موافقان کمک میتوانند به مخالفان استدلال کنند که خب، ما با درخواست رسمی برای کمک بشردوستانه مواجه هستیم و وقتی طالبان را برسمیت شناختهایم نمیتوانیم درخواست کمک آنان را رد کنیم.
اما رفتار همسان طالبان با کشورها، یک ناگزیری است. این گروه نمیخواهد روابط چند جانبه و مرموز خود با کشورهای مختلف را شفافسازی کند. طالبان میدانند که اگر وارد یک رابطه شفاف و دوستانه با مسکو شوند، حمایتهای پیدا و پنهان امریکا و انگلیس و … را از دست میدهند. این حمایتها را طالبان نسبت به کمکهای بشردوستانه و رسمی و علنی مسکو ترجیح میدهند، زیرا کمکهای مخفی و غیررسمی مستقیم به جیب طالبان میرود و هیچ نوع حسابدهی و مسولیت و پیامد در پی ندارد. کمکهای بشردوستانه مسکو اگر با درخواست رسمی ارایه شود، سودش به مردم نیازمند است و ضررش به طالبان. طالبان گروهی نیست که سود مردم را بر زبان خود ترجیح دهد. این چیزی است که کابلوف و امثال او اگر تا حالا ندانستهاند، باید بدانند.
نورالله ولیزاده