وزارت امور خارجه چین، در خبرنامهای از سفر شش روزه، یو شیائو یونگ، فرستاده ویژه این کشور در امور افغانستان، به کابل و دوحه خبر داده و گفته که وی در این سفر با مقامهای ارشد طالبان و قطر دیدار کرده است.
وزارت خارجه چین، گفته که این سفر از ۱۰ تا ۱۶ ماه جاری میلادی، در چارچوب تلاشهای دیپلماتیک پکن برای پیگیری روندهای سیاسی و امنیتی افغانستان، انجام شده است.
نماینده ویژه چین در امور افغانستان، با امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان و انس حقانی برادر سراجالدین حقانی وزیر داخله این گروه دیدار داشته است. او در دوحه با محمد بن عبدالعزیز الخلیفی، وزیر مشاور در وزارت امور خارجه قطر، دیدار کرده است.
هرچند در خبرنامه وزارت خارجه چین به تنش جاری میان طالبان و پاکستان اشاره نشده اما در چند ماه اخیر، کاهش تنش میان طالبان و پاکستان یکی از محورهای اصلی گفتوگوهای دیپلماتیک منطقهای بوده که چین در آن نقش برجسته داشته است.
چین طی دو سال گذشته در چندین مرحله رایزنیهایی را با کشورهای منطقه از جمله پاکستان، ایران و قطر درباره کاهش تنش میان طالبان و پاکستان انجام داده است. در حال حاضر نیز چین میزبان هیأت مذاکره کننده طالبان و پاکستان است. هرچند این مذاکرات نتیجه نداشته و مقامهای پاکستان به حملات تند خود علیه طالبان ادامه دادهاند اما چین به تلاشهای خود در خصوص حل اختلافات ادامه داده است.
ناظران میگویند که چین بخاطر منافع اقتصادیای که در افغانستان دارد، دنبال پیدا کردن راهکارهایی میگردد تا ثبات سیاسی و امنیتی افغانستان را تامین کند و پروژههای اقتصادی خود را عملی کند.
دوحه همچنان یکی از مراکز اصلی رایزنیهای دیپلماتیک درباره آینده افغانستان به شمار میرود که بخشی از اعضای ارشد سیاسی طالبان در آنجا دفتر دارند و گفتوگو عمدتاً غیر علنی را با کشورهای مختلف پیش میبرند.
آگاهان امور سیاسی در افغانستان اما معتقدند که چین متمایل به راهکارهای «طالبانی» برای تامین ثبات در افغانستان است و این در حالی است که به اعتقاد آگاهان خود همین راهکارها تنشزا و بحرانزا هستند و نمیتوانند در جامعه چند قومیتی افغانستان ضامن صلح و ثبات باشند.
روش طالبان، در آنچه این گروه ایجاد ثبات عنوان میکند، سرکوب مطالبات مشارکتجویانه اقوام غیرپشتون با کارگیری از خشم و خشونت است. روشی که تجربه ناکارآمدی آن را در حل تنشهای داخلی نشان داده است.
طالبان یک گروه قومی پشتونی است که با انحصار و تک قومیسازی ساختار قدرت، هفتاد در صد جمعیت کشور(غیرپشتونها) را از ساختار سیاسی و نظامی و اداری حذف کرده است و نارضایتی گسترده داخلی را دامن زده است. این گروه اما با سرکوب شدید مخالفتها و نارضایتیها مدعی است که امنیت و ثبات را تامین کرده است. ادعایی که مورد پذیرش مردم و اتاقهای تصمیمسازی قدرتهای منطقه و جهان واقع نشده و ناپایدار تلقی شده است.