برخی از رسانهها به نقل از منابعی در رژیم طالبان، گزارش دادهاند که این گروه قصد دارد، نام پولیس را به «شرطه» تغییر دهد. اقدامی که «اسلامیسازی ساختار اداری و امنیتی» توصیف شده است.
گفته میشود که پیشنویس طرحی در این زمینه آماده شده و بهزودی اعلام و اجرا خواهد شد.
منابع نزدیک به طالبان گفتهاند که تغییر نام پولیس به «شرطه» بر مبنای این اعتقاد انجام میشود که واژه «پولیس» ریشه در فرهنگ غربی دارد و از نگاه آنان، استفاده از آن در یک نظام مبتنی بر «حاکمیت اسلامی» مناسب نیست.
در مقابل، به اعتقاد آنان، «شرطه» دارای پیشینه مذهبی است و به نخستین ساختارهای امنیت شهری در دوران خلافتهای اموی و عباسی بازمیگردد که نخستینبار در دوره امویان شکل گرفت.
در پیوند به این اقدام طالبان چند نکته قابل یادآوری است:
اول، تظاهر به دینمداری؛
طالبان از تظاهر به دینمداری منافع زیادی کسب کرده است. از نام گذاری این گروه با استفاده از عنوان«طلبگی» گرفته تا رفتارها و رویکردهای متظاهرانه زیاد دیگری که این گروه فلسفه وجودی و موجودیت کارکردی خود را بر مبنای آن توجیه میکند، همه و همه ریشه در این واقعیت دارد که به لحاظ دینمدار بودن مردم افغانستان، بانیان طالبان و رهبران این گروه، تلاش کردهاند/میکنند خود را دینمدار معرفی کنند. این در واقع پوشش ظاهری طالبان است که تاکید زیادی به حفظ آن وجود دارد. این در حالی است اکثریت قریب به اتفاق علمای دینی(غیر طالب) به این نکته توافق دارند که رفتارهای طالبان به اصول و اساسات دین سازگاری ندارد بلکه حتا بدنام کننده دین نیز است. اما طالبان، با تغییر نام پولیس به شرطه، در واقع به مردم و شاید کشورهای منطقه و اعراب پیام میدهد که ما در راستای دینیسازی روندها و نامها و نشانها کار میکنیم. این کار برای طالبان هزینهای ندارد اما از نظر تبلیغاتی وجهه دینی طالبان را تقویت میکند. این دقیقاً هدف اصلی طالبان است.
نکته دوم، دیدگاه فرهنگی-ادعای فرهنگسازی
طالبان ظاهراً عنوان کرده که واژه پولیس غربی است و باید آن را در راستای مبارزه با مظاهر فرهنگ غربی حذف کرد و جایگزینی برایش پیدا کرد. در اینجا ما با یک روند طبیعی و معقول و فرهنگمدار روبرو نیستیم. زیرا اگر چنین بود، باید بجای پولیس یک نام فارسی یا پشتو انتخاب میشد، نه یک نام عربی نامأنوس. زبانهای رسمی و ملی افغانستان فارسی و پشتو است و بومیسازی مصطلحاتی که بیگانه(غربی و شرقی) خوانده میشود، باید بر پایه ارزشهای زبانی و فرهنگی فارسی و پشتو انجام شود. بنابراین، عربیسازی یک نام و عنوان پذیرفته شده در سطح ملی و بینالمللی، تا اینکه یک روند معقول و هوشمند و فرهنگی باشد، یک اقدام ضد فرهنگی و یا در واقع ویرانگری فرهنگی است و بازتاب اصالت فرهنگستیز طالبان است.
نکته سوم، فارسیستیزی؛
یکی از شاخصههای هویتی و ماهیتی طالبان، فارسیستیزی است. اگر یک نام با مسمی در زبان پشتو برای جایگزینی پولیس پیدا نشود، بدون شک در زبان فارسی نامهای با مسمای بومی زیادی وجود دارد که میتوانست بجای پولیس قرار گیرد. اما طالبان در راستای سیاستهای فارسیستیزی، حاضر نیستند یک نام انگلیسی را به فارسی تعویض کنند. اما عربیسازی آن، ساده و سازگار با ریاکاری دینی طالبان است.
نکته چهارم، دیدگاه یکدستساز سیاسی و ایدئولوژیک؛
طالبان در ذات خود یک حرکت تنوعستیز، ضد تکثر و برخوردار از خاصیت انحصارجویی و تمامیت خواهی و یکدستساز است. این گروه به لحاظ دیدگاه سیاسی و ایدئولوژیک هیچ نوع تکثر و تنوع را نمیپذیرد و در صدد تغییر و تبدیل همه تنوعات فکری، سیاسی و فرهنگی در راستای آنچیزی است که این گروه آن را وحدت و یکرنگی و همرنگی میداند. طالبان میخواهند همه چیز را طالبانی بسازند.
جالب است در اینجا به این نکته اشاره شود که طالبان نه تنها هیچ نوع ضدیت، حساسیت و برنامه ضد غربی در چارچوب راهبردهای خود ندارند، بلکه این گروه به لحاظ سیاسی و اقتصادی تمایل شدیدی به کشورهای غربی دارد. مقامهای این گروه بارها اعلام کردهاند که در صدد بهبود روابط با امریکا و غرب هستند و میخواهند که با امریکا دوست باشند. توجه به این نکته یکبار دیگر از روی این واقعیت پرده بر میدارد که طالبان در رفتار و گفتار یک گروه متناقض است و هر رفتار این گروه فقط در چارچوب بهرهبرداری سیاسی برای ماندن خود شان به عنوان یک گروه در قدرت است و حاوی هیچ ارزش و معنای دیگری نیست. یعنی این گروه کاری را در راستای منافع مردم و کشور و تعهد به ارزشها انجام نمیدهند. آنان با همه چیز بازی سیاسی میکنند.
سوال این است که اگر غرب در نگاه طالبان تا آن حد، منفور و مردود است که حتا یک «نامواژه» پذیرفته بینالمللی گرفته شده از بستر فرهنگی غرب، غیر قابل قبول و مستلزم حذف است، پس چرا این گروه «عاشق» دالرهای امریکا است و به این کشور التماس میکند که دوستش باشد؟! سوال دیگر این است که اگر طالبان این همه دینمدار و عربمدار هستند که یک نام ناشناخته عربی را جایگزین یک نام غربی میکنند، چرا به درخواست علمای اسلامی و نهادهای دینی اسلامی و کشورهای اسلامی عمل نمیکند؟ همه کشورها و نهادهای دینی اسلامی از طالبان خواستند که مکاتب دخترانه را باز کنند و نام اسلام را بد نکنند، این گروه اعتنا نکرده است.
نویسنده: رستم روشنگر