زلمی خلیلزاد نماینده پیشین امریکا در امور صلح افغانستان، که در سالهای اخیر به حامی و لابی طالبان در بیرون از کشور تبدیل شده، در یادداشتی در واکنش به گزارش یونیسف، نوشته که طالبان به این گزارش پاسخ بدهند.
خلیلزاد در صفحه اجتماعی اکس پرسیده که آیا حاکمان فعلی افغانستان از پیامدهای نزدیک این تصمیم آگاهاند و چه برنامهای برای جلوگیری از بحران انسانی ناشی از آن دارند.
او گفته که بیتوجهی به این پیامدها میتواند آینده جامعه افغانستان را با چالشهای جدی روبهرو کند.
حامد کرزی حامی دیگر طالبان نیز به طریق مشابه به گزارش یونیسف در مورد پیامدهای ممنوعیت درس و تحصیل دختران واکنش نشان داده و از این گروه خواسته که درب مکاتب و دانشگاهها را بر روی دختران باز کنند.
یونیسف، در تازهترین گزارش خود در مورد وضعیت آموزش در افغانستان گفت که اگر محدودیتهای فعلی فرا راه آموزش دختران ادامه یابد، افغانستان تا سال ۲۰۳۰ با کمبود بیش از ۲۰ هزار معلم و بیش از پنجهزار کارمند زن در بخش سلامت مواجه خواهد شد. این نهاد همچنین اعلام کرده است که شمار دختران محروم از تحصیل در کشور از مرز دو میلیون نفر عبور کرده است.
آگاهان امور در افغانستان به باوراند که گزارش یونیسف تمام واقعیت موجود در مورد پیامدهای محرومیت دختران را پوشش نمیدهد و آمار ارایه شده از سوی این نهاد نمیتواند کمبود واقعی کادر آموزشی و درمانی در بخش آموزش و بهداشت زنان افغانستان را بازتاب دهد. طبق ارزیابیها و شواهد و قراین عینی، پیامدهای ممنوعیت درس و تحصیل دختران به مراتب بیشتر از آنچیزی است که نهادهای بینالمللی در گزارشهای خود به آن اشاره میکنند.
با این حال، تمرکز ما اینجا به واکنشهای خلیزاد و کرزی به گزارش هشدار دهنده یونیسف است. این دو نفر طوری به این گزارش واکنش نشان دادهاند که انگار از رفتار طالبان متعجب شده و دغدغه آینده دختران افغانستان را دارند. در حالی که قطعاً چنین نیست. خلیلزاد و کرزی به خوبی طالبان را میشناسند و رفتار این گروه نیز برای شان تازگی ندارد. آنان از بانیان و حامیان سرسخت گروه طالبان به شمار میروند.
کرزی در طول ۱۳ سال ریاست جمهوریاش، که به یمن نیروهای ضد طالبان به آن جایگاه رسید، از طالبان به انواع مختلف حمایت کرد. ممانعت از انجام حملات خارجی علیه طالبان، ارسال پول به طالبان برای تجهیز و تمویل مجدد این گروه، ترور فرماندهان ضد طالبان، تضعیف ساختارهای ضد طالبانی در نهادهای حکومتی و برادرخواندن طالبان از کارهای عمده کرزی برای طالبان بود. این کارها باعث شد که طالبان دوباره احیا شوند. کرزی این کارها را براساس تعلقات تباری انجام داد. او به خوبی میدانست که برگشت طالبان به قدرت، چه پیامدهای فاجعهباری برای افغانستان خواهد داشت.
خلیلزاد نیز مثل کرزی کارهای زیادی برای طالبان انجام داده است. از زمانی که خلیلزاد به عنوان مشاور در شرکت یونیکال کار میکرد تا امروز خلیزاد در خط دفاع از طالبان بوده است. به این اعتبار که خلیلزاد مشوره داد تا طالبان برای سرنگونی حکومت مجاهدین ایجاد شوند، او را میتوان پدر طالبان خواند. او در مذاکرات دوحه زمینه برگشت طالبان به قدرت را فراهم کرد و در حال حاضر در بسیاری مواقع او به حیث وزیر خارجه واقعی طالبان و گاهی سخنگوی این گروه کار میکند.
با این حال، چرا کرزی و خلیلزاد به گزارش اخیر یونیسف واکنش نشان دادند؟ پاسخ این پرسش ما را به تحولات جاری در محور عزم پاکستان برای سرنگونی رژیم طالبان ارجاع میدهد. انگار این دو نفر دریافتهاند که عزم پاکستان جدی است و طالبان رفتنی هستند. با چنین دریافتی آنان میخواهند از بار مسولیت سنگین طالب پروری شانه خالی کنند و این پیام را دهند که راه شان از طالبان جداست و میخواهند در آینده افغانستان نقشی داشته باشند. غیر از این، دلیل دیگری وجود ندارد که این دو حامی طالبان را به رنج و مصیبت عظیم ناشی از محرومیت دختران در جامعه افغانستان پیوند دهد.
البته یک تحلیل این است که کرزی و خلیلزاد با درک خطرهایی که زمینه سقوط طالبان را فراهم میکند، از سر دلسوزی به طالبان به این گروه هشدار میدهند که زمینه سقوط را بدست خود فراهم نسازید.
اگر افغانستان پسا طالبان صاحب نظم عادلانهای شود که واقعن برای تحقق عدالت کاری صورت گیرد، نام کرزی و خلیلزاد باید حتمن در صدر فهرستی متهمان پروندهای باشد که برای دادخواهی به قربانیان سیاستهای ضد انسانی طالبان ترتیب داده میشود. بدون محاکمه این دو، امیدی به تامین عدالت در افغانستان وجود نخواهد داشت.
نویسنده: بهرام بهین