خبرگزاری پورانا نوشتههای برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش «نظرها» به نشر میرساند. مسوولیت نوشتهها بدوش نویسندگان است.
…………..
تخریب یک بنای با ارزش تاریخی در هرات
حالا که حازم اسپندیار، مرد اندیشمند هرات، بهقول هراتیها، سر سخن را وا کرد، اجازه دهید من هم نظرم را در بارۀ تخریب یکی از باارزشترین بناهای تاریخی هرات که در این چند روز صورت گرفت بنویسم. اول به نقش مردم و بزرگان هرات در تخریب بناهای تاریخی باید اشاره کرد. در کتاب افغانستان در مسیر تاریخ، آمده که امیرعبدالرحمنخان برای تخریب مصلای هرات فتوای شرعی لزوم انهدام مصلی را از بزرگان هرات چون میان محمد قاضی شهر، میر گازرگاه، حاجی حوض کرباس و غیره گرفت(رک: غبار،۱۳۴۶: ۶۸۴).
در تخریب مصلای هرات که بهدستور امیرعبدالرحمن خائن صورت گرفت، نقش هراتیان ناآگاه و شاید مزدبگیر را نباید نادیده گرفت. در توصیف مصلای هرات همین بس که در متون تاریخی آمده است که این بنا در مشرقزمین بینظیر بوده است(رک: ریاضی هروی،۱۳۶۹: ۱۷۹)؛ وقتی در تخریب چنین بنایی بزرگان هرات فتوا دادند، دیگر چه انتظار میتوان داشت از جوانان احساساتی امروزی که برای تخریب یک بنای کمتر شناخته شده؛ اما فراوان باارزش، تلاش نکنند! بههمینگونه شواهد کافی وجود دارد که صدها هراتنشین دیگر، مکانهای تاریخی را غصب کردند و آن را تخریب کردند و برای خود خانه و بهقول مردم بلدینگ چند منزله ساختند…!
من در تمام نظرهایی که در پای نوشتههای مشوقان تخریب یک اثر تاریخی در هرات نوشته شده است، صدها نظر موافق دیدم؛ درحالیکه فقط برای یک نفر سؤال خلق شده بود که مبادا این آرامگاه یک اثر تاریخی باشد! تمام دلایلی که برای تخریب بیان شده بود، در دو نکته خلاصه میشود: یک) اینکه اسلام تخریب آرامگاه را پس از سی سال مجاز میداند و دوم) اینکه این آرامگاه جان چند نفر گرفته است؛ که در واقع در اثر بیاحتیاطی و بدمستی رانندگانی بوده که واسطۀ نقلیۀ شان را کوبیدند به آرامگاه و جان باختند؛ هرچند صحت این نکته مورد تردید واقع شده است!
درحالیکه هیچکدام از این دو دلیل فوق، تخریب یک بنای ارزشمند تاریخی را که حدود هزارسال قدامت دارد و مربوط به یک شخصیت بینظیر در تاریخ خراسان بزرگ است، توجیه نمیکند! برای جلوگیری از حوادث رانندگی میشد کارهایی انجام داد؛ مثلاً نصب یک سری علامتهای هشداردهنده و گذاشتن موانعی که ترافیک را قبل از نزدیکشدن به آرامگاه محدود میکرد و کارهای دیگر…؛ و اینکه اسلام تخریب آرامگاه را مجاز شمرده، مختص به افغانستان نیست! از ایران تا ترکیه تا عراق تا سوریه تا عربستان تا مصر و خیلی از کشورهای دیگر، همین امروز آرامگاهها را مراقبت میکنند و آن را برای خود به یک مدرک عایداتی تبدیل کردهاند.
گاهی با خودم میگویم خوب شد که مولانا جلالالدین محمد بلخی این جغرافیای نفرین شده را ترک کرد وگرنه حالا هیچ اثری از او نبود؛ درحالیکه امروزه سالانه میلیونها بازدیدکننده، از سراسر جهان به زیارتگاه مولانای بزرگ میروند و یکی از منابع عایداتی ترکیه همین آرامگاه مولانا است!
در کوتاهسخن باید بگویم: من برای برخی از دوستان پیام خصوصی فرستادم که دست از تلاش برای تخریب این اثر تاریخی آرامگاه ماخ هروی پیر خراسان که ذکرش در شاهنامه رفته بردارید؛ ولی با افتخار گفتند که این کار برای نظم شهری هرات لازم است و دلایلی از این دست که برای افرادی چون خودشان شاید قابل قبول باشد! من شک ندارم که کسانی دوباره این آرامگاه را بازسازی میکنند، حالا دیر یا زودش بماند!
یادداشت افزوده:
در مورد این شخصیت تاریخی هرات میتوان به منابع زیر مراجعه کرد:
فردوسی، ابوالقاسم. (۱۳۸۶). شاهنامه. بهکوشش جلال خالقی مطلق و ابوالفضل خطیبی. ج۷/ چاپ اول، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. (صص: ۴۶۶- ۴۶۹)
ابومنصوری (۱۳۸۷). مقدمۀ شاهنامۀ ابومنصوری. با شرح عباسقلی محمدی، چاپ اول، مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی. (ص ۱۲۲).
محمدآصف فکرت، شاهنامه و هرات:
…….
نویسنده : سید مسعود حسینی، از فرهنگیان هرات
برگرفته شده از: صفحه فیسبوک حسینی