نویسنده: رسول پارسی عبدی
در ماه ششم بازداشت، پروندهی من به دادگاه امنیت عامه، زون چهارم (دادگاه چهارراهی عبدالحق) ارجاع داده شد؛ ارجاعی که پس از اعلام عفو رهبر طالبان از اصل جرم صورت گرفت. به این معنا که اصل اتهامِ منتسب به حدودالله عملاً منتفی شده بود و دادگاهِ پسینی( در ماه هشتم بازداشت) صرفاً به جنبهی تعزیری پرونده پرداخت.
اتهامها متعدد بود، از تبلیغ علیه نظام گرفته تا افترا به حقانی، اتهام به مجاهدین، و بیحرمتی به ریش شیخ ندیم و…
بر اساس محاسبات من و وکیلم، این احتمال قوی وجود داشت که دادگاه به قید گذشته بسنده کند؛ اما چنین نشد.
دست بر قضا، رییس زون چهارم از شاگردان (یا بهتعبیر دقیقتر، از اندیوالهای) شیخ ندیم بود.
پس از صدور حکم، ۱۶ ماه قید تثبیت شد؛ در حالی که مطابق برآورد مفتیها و قاضیها حکم میتوانست بین سه تا پنج سال حبس باشد.
بعدتر روشن شد که رییس زون، صرفاً به دلیل آنکه در یکی از نوشتههایم گفته بودم «ریش بلند نشانهی حماقت است» و در ذیل آن تصویر شیخ ندیم آمده بود، این را بیحرمتی مستقیم تلقی کرده و به همین دلیل شش ماه قید اضافی منظور کرده است.
دو ماه دیگر نیز به دلایل متفرقه افزوده شد؛ بهگونهای که علاوه بر هشت ماه قید سپریشده، هشت ماه دیگر نیز بهعنوان مجازات تکمیلی بر من تحمیل گردید.
با این همه، محور اصلی پرونده همواره بر یک مسئله میچرخید:
اینکه من تحصیلکردهی علوم دینی بودم
و (بهمراتب بدتر از آن) جامعهشناسی خوانده بودم.
دورهی ماستری جامعهشناسی، عملاً به بلای جان من بدل شد؛ بهویژه زمانی که متوجه شدند در این رشته، شاخهای به نام جامعهشناسی دین نیز وجود دارد.
همین جامعهشناسی بود که پای مرا بهطور جدی به محکمه نگه داشت.
تمام معلومات مربوط به دانش جامعهشناسی و کتابهای این حوزه، بهصورت ضمیمه در پرونده ثبت شد تا جهت تفتیش به وزارت تحصیلات عالی ارسال گردد. مفتیای که در کنار قاضی نشسته بود، با اصرار میگفت که «اصل گمراهی این نفر، همین دانش عصری است» و تأکید داشت که وزارت تحصیلات عالی باید متوجه خطر این علوم باشد و تمام دانش مدرن و امروزی از نظام آموزشی حذف گردد.
بهبیان روشنتر، آنچه امروز در رأس وزارت تحصیلات عالی (با محوریت مفتی شیخ ندیم) جریان دارد، تلاشی سیستماتیک برای حذف، پالایش و نابودی هر آن چیزی است که مشکوک، پرسشبرانگیز یا شبههآفرین تلقی میشود؛ تلاشی که نه متوجه یک فرد، بلکه معطوف به حذف عقل انتقادی از ساختار آموزش است.
یادداشت: شیخ ندامحمد ندیم صرفا یک ملای ساده نیست، او دست راست آخند زاده هیبتالله در مرکز است، بر علاوه اینکه یکی از مافیایی بزرگ نفت و مواد مخدر و… با سرمایهی میلیون دلاری نیز میباشد.
………………………………………………………
نویسنده: رسول پارسی عبدی، نویسنده، پژوهشگر دینی و زندانی سابق در زندان طالبان
برگرفته شده از: صفحه فیسبوک رسول عبدی پارسی