«قسیم زیر احمدزی»، نویسنده و پژوهشگر پشتون، در یادداشتی در صفحه اکس خود «زوال پشتونها در نیم قرن اخیر» را مورد برسی قرار داده است. او گفته که رهبری سیاسی و فکری پشتونها در پنجاه سال گذشته هم در افغانستان و هم در مناطق پشتوننشین پاکستان به شدت تضعیف شده است.
آقای احمدزی به این باور است که تضعیف رهبری سیاسی و فکری پشتونها نه تنها نتیجه رقابت میان اقوام، بلکه یک فروپاشی درونقومی ساختاری و دوگانهگی است.
وی افزوده که به لحاظ سیاسی این زوال با سقوط داوود خان(۱۳۵۷ خورشیدی) و فروپاشی رژیم خلق آغاز شد. نیروهای دولتساز و مدرنگرا از میان رفتند و جای آنان را گروههایی گرفتند که نه تجربه حکومتداری داشتند و نه رویکرد ملی و مدرن را دنبال میکردند. در این فرآیند، ملاها و نخبگان سنتی جایگزین رهبران مدرن شدند و ساختار رهبری قبیلهای و محلی نیز دچار فروپاشی شد.
قسیم زیر احمدزی، تاکید کرده که گفتمان پشتونها از عقلانیت و دولتسازی به قومگرایی و اسلامگرایی گرایید و نویسندگان پوپولیست و سطحی، جای اندیشمندان و نظریهپردازان بزرگی چون قیامالدین خادم، عبدالرحمن پژواک و حسن کاکر را گرفتند. افرادی که زمانی نمایندگان تفکر مدرن، علمی و دولتمحور در میان پشتونها بودند.
وی تصریح کرده است که این فروپاشی دوگانه سیاسی و فکری یک زوال ساختاری و درونقومی ایجاد کرده که پیامدهای آن تا امروز در حیات سیاسی و فکری پشتونها آشکار است.
آقای احمدزی تاکید کرده است که فهم این زوال مستلزم فراتر رفتن از تحلیلهای صرفاً بینالاقوامی و توجه به تغییر در منابع مشروعیت رهبری پشتونها و انتقال اقتدار به نیروهای عقبگرا و پوپولیست است.
این نویسنده و پژوهشگر پشتونتبار در اخیر خاطر نشان کرده که «این زوال درونی پشتونها، نه تنها تضعیف سیاسی یک قوم، بلکه فروپاشی فرهنگ و گفتمان مدرن و عقلگراست که سالها پشتونها را به عنوان رهبری اثرگذار در افغانستان تعریف میکرد.»
پشتونها یکی از اقوام افغانستان به شمار میروند که بر سر تصاحب قدرت با دیگر اقوام از جمله تاجیکها، هزارهها و ازبیکها در جنگ و ستیز بودهاند.
در این اواخر بحث قومی در افغانستان به شدت داغ شده است. نویسندگان اقوام تاجیک و هزاره طالبان را متهم به رفتار خشونتبار قومی با سایر اقوام نموده و معتقدند که چنین رفتار زندگی مسالمتآمیز اقوام را صدمات جبرانناپذیر میزند و راه را به تجزیه کشور باز میکند.