انس حقانی، از اعضای ارشد شبکه حقانی و برادر سراجالدین حقانی وزیر امور داخله طالبان، گفته که پیش از ورود طالبان به کابل، در میان رهبران طالبان«این نظر وجود داشت که مشروعیت حکومت حفظ شود و به ادارهها آسیبی نرسد.»
او افزوده که قرار بود نیروهای طالبان با تفاهم وارد کابل شوند تا روابط با جهان عادی باقی بماند؛ اما با فرار اشرف غنی از کشور وضعیت تغییر کرد.
با برگشت طالبان به قدرت، بسیاری از کشورها روابط خود را با افغانستان قطع کردند، زیرا نام طالبان در فهرست گروههای تروریستی کشورها قرار داشت و روابط با طالبان با مشکل حقوقی و اخلاقی مواجه شد.
تا کنون که چهار سال از حاکمیت طالبان میگذرد، کشورها از برسمیت شناسی طالبان اجتناب ورزیدند و اخیراً روسیه این گروه را به رسمیت شناخت که با واکنش تند نهادهای مدافع حقوق بشری مواجه شد.
با این حال، طالبان به صورت رسمی فقدان مشروعیت را نمیپذیرند و با استناد به برخی از آموزههای دینی و با اشاره به تعامل برخی از کشورها با این گروه، مدعیاند که مشروعیت دارند. اظهارات اخیر انس حقانی که گفته رهبران این گروه میخواستند «مشروعیت حفظ شود» اما با فرار اشرف غنی برنامه برهم خورد، به صورت ضمنی این معنا را افاده میکند که وی به فقدان مشروعیت باور دارد.
نظام جمهوریت که بر پایه قانون اساسی و انتخابات آزاد بنا شده بود، برای اولین بار در تاریخ سیاسی افغانستان، یک نظام همهشمول و برخوردار از حمایت تمامی اقوام و گروههای سیاسی شناخته میشد.
طالبان قانون اساسی، انتخابات و تمامی نهادها و سازکارهایی که مشروعیت نظام را تامین میکرد و مشارکت همه جریانها و گروههای اجتماعی-سیاسی را در قدرت سیاسی تضمین مینمود، ملغا اعلام کرده و در چهار سال اخیر براساس دساتیر بیشترینه شفاهی شخصی به اسم ملاهبتالله رهبر این گروه که تا کنون در انظار عامه نیز ظاهر نشده، کشور را اداره کردهاند.
با برگشت طالبان به قدرت، بیش از ده میلیون شهروند افغانستان کشور را از ترس طالبان، و گسترش فقر و بیکاری ترک کردند. امروزه نهادهای ناظر بینالمللی میگویند که افغانستان سختترین روزهای تاریخ خود را سپری میکند و با بحران و فاجعه بشری چند لایه دست و گریبان است.
ادعای انس حقانی در این مورد اینکه گویا با فرار اشرف غنی همه چیز برهم خورد نیز خلاف آنچیزی است که تحلیلگران و آگاهان امور افغانستان باور دارند. به باور آگاهان، حتا با فرار غنی نیز امکان حفظ نظام و دستیابی به صلح و تشکیل نظام همه شمول وجود داشت اما طالبان با ورود به کابل و اشغال ادارههای عامه از طریق ارعاب و خشونت، قدرت را به صورت انحصاری بدست گرفته و با سرکوب و خشونت همه جریانهای سیاسی را مجبور به ترک کشور نمودند.
به اعتقاد ناظران، طالبان در چهار سال اخیر به هیچ یک از مطالبات اساسی مردم افغانستان و جامعه جهانی پاسخ مثبت نداده و با اتکا به خشم، تبعیض، خشونت و انحصار قومی و گروهی قدرت، کشور را به سمت فاجعه مهارناپذیر و آینده مبهم سوق دادهاند.
تشکیل حکومت فراگیر از نظر قومی، رفع تبعیض علیه زنان، رعایت حقوق اساسی و مدنی شهروندان، قطع ارتباط با سازمانهای تروریستی، فراهم سازی زمینه انتخابات و تدوین قانون اساسی از مطالبات اساسی مردم افغانستان و جامعه جهانی است. طالبان اما موضوعیت همه این موارد را رد کرده و بر پیشبرد امور کشور به روش خاص طالبانی تاکید کرده است.