سیوپنج سال پیش از امروز، در هفدهم حمل، فروردین ۱۳۶۹ خورشیدی، افغانستان یکی از جنرالان شجاع و فرزانه خود را از دست داد. در چنین روزی، جنرال عبدالجلال رزمنده، که از او به عنوان یک جنرال«میهندوست» یاد میشد، در شهرستان پشتون زرغون ولایت هرات در یک توطیه پیچیده ترور شد.
جلال رزمنده، که در اثر رشادتها و فداکاریهایش به قهرمان جمهوری افغانستان ملقب شده بود، فرزند حاجی میرزا عبدالجبار و باشنده اصلی روستای ده ملا یوسف(قلعه وزیر خان) از توابع شهر چاریکار مرکز ولایت پروان بود که در سال ۱۳۳۱ خورشیدی دیده به جهان گشود. او آموزشهای ابتدایی و دبیرستانی خود را در مکتب نعمان ولایت پروان و تحصیلات عالی خود را در سال ۱۳۵۶ خورشیدی در رشته روزنامهنگاری دانشکده ادبیات دانشگاه کابل به پایان رسانید.
جلال رزمنده فعالیت سیاسی و حزبی خود را در سال ۱۳۵۹ در چارچوب حزب دموکراتیک خلق افغانستان آغاز کرد. او یک انقلابی پرشور بود و برای تحقق آرمانهای حزب بیش از سایر همحزبیهایش تلاش به خرچ میداد. آرمانهای حزبی که جلال رزمنده عضویت آن را داشت، تأمین صلح و ثبات، رفاه و آسایش مردم، ساختن جامعهای نوین، عدالت اجتماعی و حاکمیت قانون تعریف شده بود.
هرچند حزب دموکراتیک خلق افغانستان، بعدها به دلیل عملکردهای سرکوبگرانه و اشتباهاتی که مرتکب شد، بدنام شد و محبوبیت خود را از دست داد اما جلال رزمنده برای آرمانهای حزب فداکارانه فعالیت میکرد و شور و شعور انقلابی و خدمتگذارانه او باعث شد که پلههای رشد و ترقی را در حزب سریع بپیماید و به یکی ازچهرههای شاخص و محبوب در حزب مبدل شود.
محمد ابراهیم اسکندری از دوستان جلال رزمنده در باره او نوشته است:« رزمنده یک مدیر توانا و انسان همدل بود. با کارکنان اداره نهتنها رابطهای دوستانه و صمیمی داشت، بلکه در زندگی شخصی نیز پشتیبان و یاور آنان بود. او مردی مردمدوست، میهنپرست و یک دموکرات واقعی در جامعه افغانستان بهشمار میرفت. دلاوری، مردانگی و جوانمردی از ویژگیهای ذاتی او بود و کسانی که با شخصیت او آشنا بودند، خاطرات فراموشنشدنیای از او در ذهن دارند.»
در ادامه یادداشتی که آقای اسکندری در باره جلال رزمنده نوشته، آمده است:«شهید رزمنده یکی از آگاهان مبتکر حزب دموکراتیک خلق افغانستان در نهاد اطلاعاتی کشور بود و بر مشارکت گسترده مردم در نظام سیاسی کشور تأکید داشت. او بیپروا به گفتوگو و تفاهم با مخالفان میشتافت و آنان را به صلح و آشتی دعوت میکرد. چنانکه در آغاز سال ۱۳۶۰، حدود ۳۰ گروه مخالف دولت را با بیش از ۲۰۰۰ جنگجوی مسلح در ولسوالی میربچهکوت ولایت کابل، برای نخستینبار در سطح ملی، به همکاری علنی با جمهوری دموکراتیک افغانستان کشاند. در ۴۲ روستا که پیشتر در اختیار مخالفان بود، پرچم دولت جمهوری برافراشته شد. این اقدام دلیرانه سبب شد که دیگر گروههای مسلح نیز با اعتماد به دولت، روند پیوستن به صلح را در سراسر کشور آغاز کنند.»
جنرال جلال رزمنده، در سال ۱۳۶۵، بهعنوان معاون وزارت امنیت و رییس عمومی اداره پنجم امنیت دولتی منصوب شد.
اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان میگویند که رزمنده در این جایگاه تمام توان خود را صرف تأمین امنیت کشور و تشویق مخالفان برای بازگشت به زندگی مسالمتآمیز کرد. در نتیجه تلاشهای او، حدود ۴۰ درصد نیروهای مخالف پروتکلهای ترک مخاصمه را امضا کردند و بیشتر روستاها تحت حاکمیت دولت درآمد.
براساس یادداشتهای اعضای حزب دموکراتیک خلق که شناخت نزدیک با جلال رزمنده داشتند، او همواره در برابر توطئههای داخلی و خارجی ایستادگی میکرد و جز به میهن و خوشبختی مردم نمیاندیشید. چنانکه در شانزدهم حوت/اسفند ۱۳۶۸، در خنثی سازی کودتای نظامی علیه حکومت که در واقع توطئه سازمان اطلاعات نظامی پاکستان-آیاسآی، بود، شجاعانه اقدام کرد.
جنرال بابه جان، یکی از جنرالان همدوره جنرال رزمنده، در یادبود از سالگرد ترور جلال رزمنده، او را«از افسران برجسته و با اقتدار قوای مسلح وقت افغانستان در دههٔ شصت خورشیدی» توصیف کرده است.
جنرال بابهجان، گفته که جلال رزمنده از جنرالان«ورزیده و نیکنام سرزمین ما در پی یک برنامه پیچیدهی تروریستی در ولایت هرات به شهادت رسید.»
طرح ترور جنرال جلال رزمنده، به روایت کتاب «طلای زرد» نوشتهٔ مارک جیمز، و به اقرار شخص گلبدین حکمتیار در آن کتاب، در نتیجهٔ دسیسهٔ مشترک یک شبکهٔ مرکب از جنرالان حزب دموکراتیک خلق و حزب اسلامی در ولسوالی پشتون زرغون ولایت هرات عملی شد که در نتیجه رزمنده کشته شد و شماری دیگر بشمول فضلالحق خالقیار صدراعظم وقت افغانستان زخمی شدند. جنرال بابه جان، رزمنده را «از مغزهای اطلاعاتی و استخباراتی برجسته و کمنظیر افغانستان» خوانده که پس از خروج ارتش سرخ در زمستان ۱۳۶۷ تا زمان ترور اش در بهار ۱۳۶۹ تمام توانش را در راستای پایان دادن به منازعه و تشویق مخالفان برای دست کشیدن از جنگ به کار گرفت.
جلال رزمنده به تاریخ ۱۷ حمل/فروردین سال ۱۳۶۹ خورشیدی، در شهرستان پشتون زرغون ولایت هرات، زمانی ترور شد که سرگرم دعوت مخالفان به صلح بود.
ریاستجمهوری وقت با صدور فرمانی، به پاس خدمات صادقانه جلال رزمنده در راه تقویت پایههای دولت و تأمین صلح و امنیت، لقب«قهرمان جمهوری افغانستان» را به او اعطا نمود.