اندیشه: اوضاع در شمال شرق کشور، به سمت کانگویی شدن میرود

نصیر احمد اندیشه، نماینده افغانستان در شورای حقوق بشر سازمان ملل، در ژنیو، با اشاره به اعتراضات مردمی در ولایت تخار و سرکوب این اعتراضها توسط طالبان، گفته که اوضاع در شمال شرق کشور مخصوصا تخار و بدخشان بهسوی یک بحران شبیه وضعیت اسفبار در شمالشرق کانگو (DRC) میرود.
آقای اندیشه در توصیف وضعیت بحرانی در شمال شرق کشور، نوشته است: «استخراج معادن بصورت غیرحرفوی – بدون شفافیت و حسابدهی، سرکوب مردم محل توسط حاکمیت غارتگر، منافع شرکتهای خارجی و گروههای مافیایی.»
وی افزوده است:«معادن طلای راغستان، چاهآب، شهر بزرگ و معادن لاجورد کرانومنجان – سرسنگ، باید اولا تامین کنند رفاه محلی و بعدا سراسری میبود، اما اکنون فرماندهان طالبان جنوب، و قراردادیهای خارجی و در جاهایی چوکیدارهای محلی شان این منابع را در اختیار دارند. مردم محل با تهدید و بیجاشدن روبهرو بوده و محیط زیست سریعا در حال تخریب است.»
نصیر احمد اندیشه در ادامه نوشته است:«حاکمیت مدنیت ستیز ، افغانستان را از نظام حقوقی و مالی بینالمللی بیرون کرده که در نبود آن زمینه ای به سرمایهگذاری قانونی شفاف و معتبر وجود ندارد. در همچو وضعیتی خلأ را شبکههای قاچاق و استخراج غیرقانونی پُرکرده ند.»
مردم و رهبران شمال پیش از آنکه تخار و بدخشان به نسخهٔ افغانستانیِ شمالشرق کانگو تبدیل شوند، اقدام کنند. سکوت و بی پروایی امروز یعنی بحران عمیق برای سالهای دراز.»
در چند روز اخیر درگیریهای شدیدی در شهرستان چاهآب ولایت تخار میان طالبان و باشندگان محل بر سر معادن طلا به وقوع پیوسته است.
رسانهها از کشته شدن سه معترض و یک عضو طالبان در این درگیریها خبر دادهاند اما منابع محلی میگویند که آمار تلفات بالا است.
امروز وزارت معادن طالبان اعلام کرد که یک هیات از کابل به تخار برای بررسی درگیریها فرستاده است.
در گذشته نیز بارها در بدخشان و تخار مردم در برابر طالبان بخاطر آنچه تاراج معادن خوانده میشود، اعتراض کرده و درگیریهای نظامی به وقوع پیوسته است. طالبان تلاش کردهاند با تهدید و تطمیع برخی از متنفذین محلی و طالبان محلی مشکل را حل کنند اما ناظران میگویند که اوضاع رو به وخامت است و روشهای خشن طالبان نتیجه نداشته است.
غارت طلای افغانستان در پوشش استخراج

اگر افغانستان دارای ساختار حکمرانی مسئول، مشروع و آیندهنگر میبود، استخراج طلا میتوانست در خدمت تقویت ذخایر رسمی کشور، افزایش اعتبار مالی، بهبود قدرت چانهزنی اقتصادی و حفظ منافع نسلهای آینده قرار گیرد. اما در غیاب چنین ساختاری، آنچه امروز جریان دارد، نه مدیریت منابع، بلکه غارت سازمانیافتهی یکی از معدود داراییهای راهبردی کشور است.
هشدار آقای خرم، در این معنا، صرفاً یک اظهار نظر سیاسی یا نوستالژیک نیست؛ بلکه یادآوری یک خطای جدی در سطح سیاستگذاری اقتصادی است: فروش طلا در بدترین زمان ممکن، با بدترین منطق ممکن، و به سود محدودترین حلقهی ممکن. هزینهی این خطا، نه امروز، بلکه در آیندهای پرداخت خواهد شد که افغانستان بیش از هر زمان دیگر به پشتوانههای اقتصادی خود نیاز دارد.
ذغالگرفتگی در دایکندی جان دو دختر جوان را گرفت

منابع محلی در ولایت دایکندی گفتهاند که دو دختر جوان در شهرستان/ولسوالی میرامور این ولایت در اثر ذغالگرفتگی جان باختهاند.
به گفته منابع، این رویداد دوشنبه شب، ۱۵ جدی/دی، در روستای«ونه اسکان» در داخل یک دواخانه رخ داه است.
این دختران ۱۵ و ۱۷ساله برای گرمکردن دواخانه شان در بخاری ذعال سنگ استفاده کرده و شبهنگام دچار ذغالگرفتگی شده و جانهای خود را از دست دادهاند.
فرماندهی امنیه طالبان در دایکندی این رویداد را تایید کرده است.
رویدادهای مشابهی در سایر نقاط افغانستان نیز با سرد شدن هوا گزارش شده است.
همه ساله درفصل سرما صدها تن در سراسر کشور در نتیجه حوادث ناشی از گازگرفتگی و ذغالگرفتگی جانهای خود را از دست میدهند.
به دلیل نبود سیستم منظم برق و گاز در کشور، مردم معمولاً در فصل سرما از ذغال و وسایل گازسوز غیرمعیاری برای گرم کردن خانهها استفاده میکنند. این امر باعث وقوع حوادث ناگوار مرگ و میر در خانوادهها میشود.
این در حالی است که طبق گزارش نهادهای ناظر بینالمللی بسیاری از خانوادهها در زمستان امسال قادر به تامین مواد سوخت نیستند.
هشدار سازمان ملل از تغیر فصل سرما در افغانستان

سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل ـ فائو، از تغیر فصل سرما در افغانستان هشدار داده و افزوده است که فصل بارندگی در افغانستان خشکتر و گرمتر از حد معمول آغاز شده است.
در گزارشی که این نهاد امروز سهشنبه، ۱۶ جدی/دی، منتشر کرده آمده است که پیشبینیهای فصلی الگوی آبوهوایی ـ الانینیا، نشان میدهد که به احتمال بالای بارش کمتر از حد متوسط و دمای بالاتر از حد متوسط در بیشتر مناطق افغانستان در اوایل ماه زمستان اشاره میکند.
به گفته فائو، پیشبینیهای چند مدل بارش برای نوامبر ۲۰۲۵ میلادی، تا جنوری ۲۰۲۶ میلادی، نشان میدهد که احتمالا بارش کمتر از حد متوسط در بیشتر مناطق کشور، بهویژه ارتفاعات شمالی، شمالشرقی و مرکزی ادامه خواهد داشت و انباشتهشدن برف در این فصل بارانی بسیار کم است.
فائو در گزارش خود تصریح کرده است که این نشاندهنده یک کمبود هیدرولوژیکی بحرانی با پیآمدهای قابلتوجهی برای منابع آبیاری بهاری، بهویژه برای مناطق گندم آبی وابسته به سیستمهای رودخانهای با ذوب برف است.
این نهاد افزوده که با توجه به اینکه آب معادل برف در حال حاضر بسیار کم است و پیشبینیهای فصلی بهدنبال تداوم خشکی است، نگرانیها در مورد کفایت آبیاری آب برای فصل بهار ۲۰۲۶میلادی، افزایش مییابد.
چندی پیش نیز سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل گفته بود که خشکسالی شدید، بخشهایی از کشاورزی و مالداری را در نیمی از مناطق افغانستان مختل کرده و مردم با مشکلات اقتصادی شدید مواجه شده است.
این اداره افزوده بود که مناطق شمال، شمال غربی و شمال شرقی افغانستان از جمله مناطق آسیبپذیر بوده و شرایط زندگی در این مناطق در حال وخیمتر شدن است.
پیش از این بارها نهادهای وابسته به سازمان ملل در افغانستان از افزایش خشکسالی و تبعات منفی آن بر زندگی مردم و محیط زیست و گسترش فقر هشدار دادهاند.
طالبان در چهار سال اخیر طرح و برنامهای برای مقابله با پیامدهای بحران اقلیمی و بحران بشری در کشور ارایه نکردهاند.
دیدبان تاجیک: افغان خواندن تاجیکان و جداسازی زبان واحد پارسی، رویکرد سیاسی و تحمیلی است

«دیدبان تاجیک» با انتشار بیانیهای، «افغان خوانده شدن شهروندان کشور» و « جدا کردن پارسی و دری»، را رویکردهای سیاسی و تحمیلی خوانده و مخالفت با آن را بخشی از مبارزه تاجیکان برای پاسداری از زبان و هویت و ایستادگی در برابر ظلم و تبعیض دانسته است.
این نهاد نوشته است:«روشن و غیر قابل بحث است که افغان خوانده شدن شهروندان یک رویکرد سیاسی تحمیلی است. این تحمیل از جانب پشتونها بر سایر اقوام صورت میگیرد و مبنای توافقی و قراردادی ندارد.مخالفت با تحمیل هویت افغانی، از جانب تاجیکان، یک حق مشروع، انسانی و شهروندی است. این مخالفت مبنای هویتخواهانه و عدالتخواهانه دارد و در تضاد با هیچ یک از اصول انسانی، ملی و دینی تاجیکان قرار ندارد و همدیگرپذیری را نفی نمیکند.»
در این بیانیه آمده است:«مخالفت با تحمیل هویت افغانی در میان تاجیکان به یک داعیه و روایت اکثریتی مبدل شده و نمادی از مبارزه در برابر ظلم، تبعیض و برتریجویی به شمار میرود. مخالفت با این روایت تاجیکانه، از جانب هر شخص، جریان و نهادی که باشد، مخالفت با خواست اکثریت و داعیه مشروع تاجیکان دانسته میشود، یک رویکرد واگرایانه به شمار میرود.»
دیدبان تاجیک از همه جریانها، سازمانها و کنشگران سیاسی، فرهنگی و نظامی تاجیک خواسته که«خود را با خواست و داعیه مردم تاجیک همسو ساخته و از رفتارها و گفتارهای واگرایانه پرهیز نمایند.»
این نهاد در باره «جدایی زبان واحد فارسی به دو نام مجزا از همدیگر» نوشته است:«براساس اسناد، مدارک، پژوهشها، دیدگاهها و برداشتهای علمی، دری صفت زبان پارسی است. ما تاجیکان افغانستان/خراسان یک زبان داریم که همان زبان پارسی است. دو زبان خواندن پارسی و دری، همانند تحمیل واژه افغان بر هویت اقوام، یک رویکرد سیاسی و تحمیلی در راستای حذف هویتی و فرهنگی تاجیکان است.»
دیدبان تاجیک تصریح کرده است:«هرچند اقوام دیگری در افغانستان/خراسان و منطقه با زبان پارسی صحبت میکنند اما زبان پارسی یکی از شاخصههای اساسی هویت تاجیکان به شمار میرود و تاجیکان مسوولیت و مکلفیت دارند که از زبان فارسی و وحدت آن پاسداری کنند.»
در ادامه بیانیه دیدبان تاجیک آمده است:«همانند مخالفت با تحمیل واژه افغان، پاسداری از زبان پارسی و مخالفت با تلاشها به منظور جدا کردن و فرق گذاشتن در ساحت این زبان، یکی از نمادهای حقخواهی، عدالتطلبی و هویتخواهی تاجیکان است. اکثریت تاجیکان در پاسداری از زبان پارسی و مخالفت با جدا کردن زبان واحد پارسی به دو زبان مجزا از همدیگر، توافق نظر دارند و این توافق یکی از مبانی همسبتگی و اتحاد تاجیکان است. قرار گرفتن در برابر چنین توافقی، یک اقدام واگرایانه در میان تاجیکان دانسته میشود که باید جلو آن گرفته شود.»
دیدبان تاجیک، شرایط داخلی و منطقهای، را حساس دانسته و گفته که«دسیسهها و توطیههای بزرگی در داخل و خارج کشور برای متفرق کردن تاجیکان و جلوگیری از شکلگیری یک جریان هدفمند بر محور دفاع از ارزشهای هویتی در جریان است.»
این نهاد، از تاجیکان خواسته که «از مسایل کوچک محلی، شخصی، خانوادگی و سازمانی فراتر رفته و به اتحاد ملی تاجیکان کار و پیکار کنند.»
دیدبان تاجیک یک نهاد اجتماعی-سیاسی است که از دو سال به این طرف پیرامون مسایل مهم مرتبط به سرنوشت تاجیکان اعلام موضع میکند و از تاجیکان میخواهد که برای اتحاد و بیداری کار کنند.
اچکزی: بیرون کشیدن پیکر یک مبارز تاجیک، افغانستان را به سوی فروپاشی میبرد

جان اچکزی، وزیر پیشین اطلاعات ایالت بلوچستان پاکستان، در ادامه موضعگیریهای اخیرش پیرامون مسایل قومی در افغانستان، بیحرمتی طالبان به پیکر فرمانده ظفر یکی از اعضای جبهه مقاومت ملی در شهرستان/ولسوالی نهرین بغلان را گامی در جهت تشدید شگافهای قومی در افغانستان دانسته و نسبت به پیامدهای آن هشدار داده است. او گفته که چنین اقداماتی، شگافهای قومی را تشدید کرده و کشور را به سوی فروپاشی میبرد.
این مقام پیشین پاکستان، همچنین به سرکوب معترضان از سوی طالبان در ولایت شمالی تخار اشاره کرده و آن را نشانه تشدید تبعیض قومی خوانده است.
در چند روز اخیر، مردم شهرستان چاهآب ولایت تخار به استخراج معادن طلا توسط طالبان اعتراض کرده و با سنگ و چوب بالای طالبان در معدن حمله کردند. در این درگیریها، براساس گزارش منابع محلی، سه معترض و یک جنگجوی طالبان کشته شداند.
طالبان امروز از اعزام یک هیأت از کابل به تخار برای بررسی درگیری میان شرکتهای طالبان و مردم خبر داده است. وزارت معادن و پطرولیم طالبان در خبرنامهای که در باره اعزام هیأت به تخار نشر کرده، به صورت کلی از تلفات انسانی و خسارات مالی سخن گفته اما جزییات بیشتری ارایه نکرده است. مردم محل، تعداد قربانیان این درگیریها را بیشتر از آمار رسمی گزارش شده، میدانند.
جان اچکزی، با اشاره به ناآرامیها و نارضایتیهای مردم شمال شرق، که عمدتاً تاجیکها هستند، گفته که این تنشها میتواند افغانستان را به سوی تجزیه سوق دهد.
او گفته است: «اگر سومالیلند توانست به کشوری مستقل تبدیل شود، خراسان نیز میتواند.» اشاره آقای اچکزی به رویداد سیاسی اخیر در سومالیا است. رویدادی که اسراییل استقلال کشور سومالیلند در جنوب سومالیا را به رسمیت شناخت و مباحثی در خصوص تغییرات جیوپولتیک در سطح جهانی را برانگیحت.
جان اچکزی با اشاره تحولات سومالیا و سایر تحولات جیوپولتیک، به منازعات قومی افغانستان نیز اشاره کرده و تاکید داشته که با توجه به شگافهای عمیق قومی در افغانستان، رفتارهای تبعیضآمیز طالبان با غیرپشتونها، از جمله تاجیکها، میتواند زمینههای تجزیه این کشور را فراهم سازد.
طالبان روز گذشته پیکر فرمانده ظفر یکی از فرماندهان جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود را که در درگیری اخیر با طالبان در نهرین بغلان کشته شد، از قبر بیرون کرده و تیرباران کردند. اقدامی که با واکنش گسترده مواجه شد و ضد انسانی و ضد اسلامی خوانده شد.
فرمانده ظفر به لحاظ قومی تاجیکتبار بود.
هرچند جبهه مقاومت ملی در اعلامیه رسمی در پیوند به محکومیت بیحرمتی به فرمانده ظفر، اشارهای به هویت تباری او نکرد، اما آگاهان امور اجتماعی در افغانستان میگویند که بخشی از دلایل و انگیزههای رفتار عقدهمندانه طالبان با فرماندهان و اعضای جبهه مقاومت، اشاره به مسایل قومی و تباری دارد و جبهه مقاومت نباید نسبت به این واقعیت عریان اغماض و مصلحتاندیشی کند. جبهه مقاومت ملی در حوزه تاجیکان فعالیت بیشتر دارد و اکثریت اعضای این جبهه را تاجیکان تشکیل میدهند.
چند روز پیش جان اچکزی وزیر پیشین اطلاعات ایالت بلوچستان پاکستان از احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت ملی بخاطر اظهارات فراقومیاش انتقاد کرد و او را به اغماض در برابر ظلم و تبعیض علیه تاجیکان متهم کرد.
طالبان از اعزام هیأت به تخار برای بررسی درگیری بر سر معدن طلا خبر دادند

وزارت معادن و پترولیم طالبان گفته که هیأتی را برای بررسی درگیری بر سر معدن طلا میان مردم محل و یک شرکت قراردادی، به شهرستان/ولسوالی چاه آب ولایت تخار فرستاده است.
همایون افغان، سخنگوی این وزارت، امروز، سهشنبه، ۱۶ جدی/دی، از اعزام این هیأت به رهبری والی طالبان در تخار، خبر داده و افزوده که این درگیری خسارات مالی و تلفات جانی در پی داشته است. او اما جزئیات دقیق در این مورد ارائه نکرده است.
طبق گزارش منابع محلی، از چند روز به این سو مردم در شهرستان چاهآب ولایت تخار در برابر روند بیرویه استخراج معادن طلا توسط شرکتهای طالبان در این شهرستان اعتراض کرده و با جنگجویان طالبان که از شرکتهای استخراج کننده محافظت میکنند، درگیر شدهاند.
در درگیریها تا کنون از کشته شدن سه معترض و زخمی شدن شش نفر دیگر گزارش شده است. همچنین گفته شده که یک جنگجوی طالبان به ضرب سنگ و چوب توسط مردم کشته شده است.
مردم میگویند که شرکتهای متعلق به مقامهای طالبان و شرکتهای چینایی همپیمان آنان به شکل گسترده به استخراج معادن طلا اقدام کرده و سهمی به مردم محل از ثروت طبیعی آنان نمیدهند.
این در حالی است که به گفته باشندگان محل، مردم ولایت تخار در چند سال اخیر فقر و محرومیت شدیدی را تجربه میکنند و روزگار خود را با کمکهای بشردوستانه سازمان ملل سپری میکنند.
طبق گزارشهای اولیه، معترضان در شهرستان چاهآب تجهیزات و اموال شرکت قراردادی را به آتش کشیدهاند.
هرچند در گذشته چند بار در بدخشان نیز مردم نسبت به آنچه آنان چپاول منابع طبیعی این ولایت توسط طالبان جنوبی خواندهاند، اعتراض کردهاند اما این نخستین بار است که خشم مردم منجر به آتش کشیده شدن تجهیزات طالبان شده است.
طالبان تا کنون در باره این درگیریها سکوت کرده و گزارشهای منابع محلی در مورد درگیری و اعتراضات را تایید نمیکردند اما اعزام هیأت از کابل به تخار نشان میدهد که اعتراضات جدی است و طالبان ناچار به رسیدگی به آن در سطح بالا شدهاند.
مردم ولایتهای تخار، بدخشان و پنجشیر بارها طالبان را متهم به چپاول معادن کرده، گفتهاند که شرکتهای جنوبی متعلق به مقامهای پشتونتبار طالبان به شکل بیسابقه به استخراج معادن روی آورده و با مردم این مناطق نیز رفتار تبعیضآمیز و«اشغالگرانه» دارند.
انتقاد عضو ارشد جبهه مقاومتی ملی از سکوت علمای دینی در برابر رفتار طالبان

نوررحمان اخلاقی عضو ارشد جبهه مقاومت ملی و وزیر پیشین امور مهاجرین، بیحرمتی طالبان به پیکر فرمانده ظفر یکی از اعضای جبهه مقاومت ملی در شهرستان/ولسوالی نهرین بغلان را «هولناکترین سوء استفاده از دین» خوانده و سکوت علمای دینی در برابر آن را همدستی با طالبان خوانده است.
آقای اخلاقی، با اشاره به تیرباران شدن پیکر یک عضو جبهه مقاومت ملی در نهرین توسط طالبان، نوشته که این رفتار طالبان نشانهای از «هولناکترین» سوءاستفاده از دین در تاریخ افغانستان است.
او امروز، سهشنبه، ۱۶ جدی/دی، در صفحه فسبوک خود نوشت:«هیچ مکتب اسلامی چنین عملی را مشروع نمیداند و سکوت علمای دین در برابر این جنایت، همنوایی با ظالم محسوب میشود.»
آقای اخلاقی افزوده که پایداری و قهرمانی فرمانده ظفر حتی پس از مرگ، نماد مقاومت مردم افغانستان در برابر استبداد طالبان است.
ظفر یکی از اعضای جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود بود که در درگیریهای اخیر میان طالبان و جبهه مقاومت در شهرستان نهرین ولایت بغلان، ابتدا زخمی و چند روز بعد جان باخت. طالبان پیکر او را از قبر بیرون کرده و تیرباران کردهاند. رفتاری که با واکنشهای گسترده در شبکههای اجتماعی روبرو شد.
طالبان چند روز پیش به خانواده فرمانده امین الماس از فرماندهان پیشین ارتش افغانستان که در تهران ایران با فرمانده اکرامالدین سریع ترور شد، اجازه ندادند تا پیکر او را به کشور منتقل کرده و در ولایت کاپیسا دفن خاک کنند. این دو فرمانده ارتش و پولیس پیشین در تهران به خاک سپرده شدند.
علمای دینی افغانستان در بیش از چهار سال اخیر بارها بخاطر سکوت در برابر آنچه عملکردهای بدنام کننده دین از سوی طالبان، خوانده میشود، مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
آگاهان امور دینی میگویند که بسیاری از رفتارهای طالبان نه تنها مبنای دینی و شرعی ندارد بلکه در تضاد با اصول دین اسلام است و ارتکاب آن به وسیله طالبان موجب بدنامی دین و افزایش دینگریزی میشود.
با این حال، تعداد اندکی از علمای دینی افغانستان از رفتارهای طالبان انتقاد کردهاند. یکی از دلایل سکوت علمای دینی، ترس آنان از سرکوب و رفتارهای خشونتآمیز طالبان دانسته میشود. طالبان بارها علمای دینی منتقد را بازداشت و شکنجه کرده و از آنان تعهد گرفتهاند که از رفتارهای طالبان انتقاد نکنند.
طالبان یک نظامی پیشین را در کاپیسا بازداشت کردند

منابع محلی در ولایت شمال شرقی کاپیسا میگویند که طالبان یک نظامی پیشین را در شهرستان/ولسوالی نجراب این ولایت بازداشت کردهاند.
منابع امروز سهشنبه، ۱۶ جدی/دی، به خبرگزاری پورانا گفتند که این نظامی پیشین عبدالظاهر انتظار نام دارد و باشنده اصلی روستای«دره پته» شهرستان نجراب است.
به گفته منابع، طالبان این نظامی پیشین را روز گذشته، دوشنبه، ۱۵ جدی/دی، از خانهاش بازداشت کردهاند.
منابع افزودند که طالبان آقای انتظار را با همکاری امانالله، کارمند استخبارات داخلی این گروه، بازداشت کردهاند.
طبق اطلاعات منابع، امانالله مسول ترور چندین نظامی پیشین در حکومت جمهوریت شناخته میشود و اکنون هم در بازداشت نظامیان و جوانان کاپیسا نقش عمده دارد.
عبدالظاهر انتظار، در نظام جمهوریت سرباز ارتش در ولایت کندهار بوده است. او با روی کار آمدن طالبان مصروف تکسیرانی بوده است.
بازداشت وکشتار نظامیان پیشین بدست طالبان بخشی از اخبار روزمره در افغانستان است.
برغم انتقادهای گسترده و درخواستهای مکرر نهادهای مدافع حقوق بشر در مورد خودداری طالبان از بازداشت و قتل نظامیان پیشین، این گروه تا کنون به این درخواستها اعتنا نکرده و باوجود ادعای عفو عمومی، نظامیان پیشین را در نقاط مختلف کشور مورد آزار و اذیت قرار میدهد.
ولایت کاپیسا یکی از ولایتهایی است که آمار بازداشت و قتل نظامیان پیشین در آنان بلند است.
جبهه آزادی نیز اهانت به پیکر یک عضو جبهه مقاومت را محکوم کرد

جبهه آزادی افغانستان در اعلامیهای«اهانت» طالبان به پیکر یکی از اعضای جبهه مقاومت ملی در شهرستان/ولسوالی نهرین ولایت بغلان را محکوم کرده و آن را نشانه«شکست اخلاقی» طالبان خوانده است.
جبهۀ آزادی در این اعلامیه رفتار طالبان را برخورد «بزدلانه، غیر انسانی و وحشیانۀ» توصیف کرده و افزوده که این رفتار نشانه «ضعف، زبونی و عصبانیت گروه طالبان در برابر موج عظیم بیداری و نارضایتی فزایندۀ مردم از سلطۀ استبدادی و نامشروع آنان در شمال کشور» است.
این جبهه با هشدار از پیامدهای این رفتار طالبان نوشته است:«منتظر پاسخ قاطع و دندان شکن ما باشند.»
شب گذشته جبهه مقاومت نیز در اعلامیهای بیحرمتی به پیکر یکی از اعضای این جبهه در شهرستان نهرین را محکوم کرد و از انتقام سخن گفت.
منابع محلی روز گذشته از ولایت بغلان گزارش دادند که جنگجویان طالبان پیکر یکی از اعضای جبهه مقاومت ملی به اسم ظفر را از قبر بیرون کرده و مورد بیحرمتی قرار دادهاند.
این خبر در رسانههای اجتماعی به شدت واکنش برانگیز شد و بسیاریها آن را محکوم کردند.
طبق گزارشها، ظفر در درگیریهای اخیر میان طالبان و جبهه مقاومت در نهرین زخمی شده بود و سپس در نتیجه جراحات جان باخته است.