ادامه انتقادها از نشست اخیر استانبول در باره افغانستان

چند روز پیش، نشستی در استانبول با اشتراک برخی از فعالین سیاسی و مدنی افغانستان برگزار شد که منتقدان آن را«تلاش چهرههای طرفدار طالبان برای سفیدنمایی این گروه»خواندند.
صحرا کریمی رییس پیشین موسسه«افغان فیلم» و از چهرههای شناخته شده مخالف طالبان، از نخستین کسانی بود که نشست یاد شده را«عادیسازی خاموش» طالبان خواند و انتقادات تندی را در باره این نشست و اشتراک کنندگان آن مطرح کرد.
کریمی در آن یادداشت افزوده بود:«در عنوانهای رسمی نشست، از “فرصتهای موجود و رو به گسترش برای امارت اسلامی”و “راهکارهای تعامل با طالبان” صحبت شد؛ بیآنکه اشارهای به ماهیت ضد حقوق بشری، زنستیز و سرکوبگر این رژیم شود….واژههایی چون آپارتاید جنسیتی یا حذف سیستماتیک زنان حتی یکبار هم در عنوان نشست یا بیانیه مطرح نشده است. این در حالی است که طالبان نه تنها زنان را از کار و تحصیل منع کرده، بلکه نفس حضور اجتماعی آنان را جرم میداند.»
انتقادهای مشابهی از سوی شمار دیگری از فعالین سیاسی و مدنی افغانستان نیز در باره نشست اخیر استانبول مطرح شد و چهرههای اشتراک کننده در آن متهم به تبانی و همسویی با طالبان شدند.
در پاسخ انتقادهای مطرح شده، شماری از اشتراک کنندگان نشست از جمله شکریه بارکزی و اصیلا وردک به دفاع از خود پرداخته و اشتراک شان را در نشست یاد شده توجیه کردند.
شکریه بارکزی در مصاحبه با تلویزیون افغانستان انترنشنال، گفت که در نشست استنانبول با هدف سفیدنمایی طالبان اشتراک نکرده بود بلکه هدفش از اشتراک در آن نشست این بود تا بتواند دیدگاههای زنان را در میان بگذارد و زمینه بحث و گفتوگو با طالبان در باره زنان فراهم شود.
اصیلا وردک اشتراک کننده دیگر نشست استانبول، در پاسخ به انتقادها از حضورش در این نشست، در صفحه اکس خود نوشت:«من به عنوان یک فرد از میان میلیونها زن و دختر افغان، اهل معامله با گروهی که کرامت انسانی من و همجنسانم را پایمال کرده است، نیستم. بدون شک، من خواهان صلح و یافتن راهحل عادلانه و غیرخشونت آمیز برای میهنم هستم اما این به هیچ عنوان به معنی معامله و فروگذاشت در برابر طالبان نیست… بناً اتهام همکاری در راستای تعامل با طالبان به دلایل قومی نسبت به من بیاساس و نادرست است.»
بانو وردک افزوده است: «کنفرانس اخیر که من یکتن از شرکت کنندگان آن بودم، نخستین نشست نه بلکه سومین دور این نشست بود که البته جنبه مشورتی داشت و هدف آن نه تعامل با طالبان بلکه یافتن راهحل برای حل مشکل افغانستان… بود. این نشست به ابتکار یک نهاد پاکستانی، در همکاری با کشورهای ناروی و دنمارک و یوناما تدارک دیده شده بود. بیشتر اشتراک کنندگان این نشست خارجی بودند و البته که تعدادی از زنان و مردان از افغانستان نیز در جمع اشتراک کنندگان قرار داشتند.»
وی در ادامه نوشته است:«واقعیت عینی کشور ما این است که در حال حاضر در تصرف طالبان است و تعداد زیادی از کشور ها خواهان تعامل با طالبان هستند زیرا فکر میکنند که طالبان واقعیت افغانستان هستند. در چنین اوضاع و احوالی…پاسداری از اندک اعتماد هموطنی که بین ما تا هنوز نفس میکشد، مکلفیت همه ماست. بناان، پیش از آن بیشتر از این غرق شویم، بهتر است تا به همدیگر گوش داده و روی هم اعتماد کنیم.»
در ادامه این بحث و در پاسخ به نوشته بانو وردک، بازهم بانو صحرا کریمی رییس پیشین موسسه«افغان فیلم» در اکس خود نوشته است: «اصیلا جان! شما در نشستی شرکت کردید که اجندای اصلیاش«یافتن راههای تعامل با طالبان” بود؛…مهم این است که تا لحظهای که اجندا و نام شرکت کنندگان و پنلیستهای نشست علنی نشده بود، حتی یک اشاره هم در هیچ کدام از صفحات اجتماعی تان به این موضوع نکردید. حالا از شفافیت حرف میزنی؟ از اخلاق سیاسی؟ از « کتاب باز» بودن؟ جمله به جمله دفاعیهات، در واقع توجیهات، تلاش برای تبرئه خود از عملی است که به وضوح یک پنهان کاری آشکار بود. شما هم در نشست شرکت کردید، و هم درباره ماهیت نشست هم واقعیتی را کتمان کردید که حالا دیگر بر ما پوشیده نیست. اگر بازی پشت پردهای در کار نبود، اگر نشست به راستی مشورتی و مردم محور بود، چرا یک خط درباره اش ننوشتید؟»
بانو کریمی در ادامه نوشته است:«افغانستان خانه خاله پاکستانی و نروژی و دانمارکی و حتی یوناما و حتی شما ها نیست که چند نفر تان دور هم جمع شده و چای خورده به نمایندگی از “ملتی” پشت درهای بسته، درباره اش تصمیم بگیرید و معامله اش کنید. مردم افغانستان صاحب این خاکاند، و نشستهای مربوط به آینده این مردم باید در برابر چشم همین مردم باشد، نه در سایه معامله گری چند کشور و سازمان خارجی و چند منافع طلب.»
صحرا کریمی از بانو وردک پرسیده است:«مگر در آن نشست چه معمای امنیتی پیچیدهای را حل میکردید که چنین سکوتی لازم بود؟ می گویی “تعامل نبود، مشورت بود”! پس چرا باید چنین مشورتی را پنهان کرد؟! و بعد، با لحنی از بالا مینویسی: “من هم چون هزاران زن افغان” نه عزیزم، هزاران زن افغانستانی اگر امکانات و فرصتهایی مثل شما جماعت را داشتند، نه تنها در آن نشست شرکت نمیکردند، که شاید اساسا اجازه نمیدادند صدای شما به عنوان “نماینده خود خوانده آنها” شنیده شود. این دیگر خاک به چشم مردم پاشیدن است که کسانی که به پشتوانه روابط و منابع و ساختارهای قدرت به این فضاها راه یافتهاند، بیایند و وانمود کنند که به نیابت از “همه” سخن میگویند. اگر امروز که موج انتقاد بلند شده آمدهاید و موضع گرفتهاید، این دیگر کنش شجاعانه نیست، این واکنش ناگزیر کسی است که دیگر جایی برای سکوت ندیده. و اگر مواضع ات واقعا “کتاب باز” است، سوال این است: چرا صفحه مربوط به این نشست، پیش از افشای رسانهای اش، ساکت و بسته مانده بود؟»
بانو کریمی خطاب به بانو وردک ادامه میدهد:«اصیلا جان، ما زنان افغانستان سالهاست داریم تاوان کسانی را میدهیم که با شعار مقاومت، در عمل برای مشروعیت بخشی به ظلم و ستم، آرام و بیصدا پل میسازند. مساله فقط حضور شما در چنین نشست های معامله گرانه نیست؛ مساله فروپاشی همان اعتمادی است که زنان و مردان این سرزمین هنوز تکه پاره هایش را در مشت شان نگه داشتهاند. صداقت، فقط در نوشتن جملههای زیبا نیست. صداقت، یعنی شفاف بودن از آغاز، نه زمانی که دیگر راهی برای پنهانکاری نمانده.»
گفتنی است که طالبان بدلیل اجرای سیاستهای به شدت زنستیزانه، تقریباً زنان افغانستان را از تمامی عرصههای زندگی اجتماعی حذف کردهاند. این سیاستها همواره مورد انتقاد و اعتراض نهادهای بینالمللی قرار گرفته است. در اعتراض به این سیاستها، دهها تشکل اعتراضی زنانه شکل گرفته که پیوسته طالبان را بدلیل اجرای سیاستهای زن ضد محکوم میکنند.
آگاهان امور میگویند که راهبرد زنستیزانه طالبان مبانی عقیدتی و ایدیولوژیک مستحکم دارد و از طریق مشورت و گفتوگوهای غیررسمی و محدود شماری از چهرههای سیاسی و مدنی این راهبرد تغییر نخواهد کرد.
جنبشهای اعتراضی زنان میگویند که جامعه جهانی به گونه روشمند و با ایجاد یک میکانیزم شفاف طالبان را مجبور به پاسخگویی و رعایت حقوق زنان نماید و از تماسهای شخصی و پنهان با طالبان با موضوع بحث پیرامون زنان خودداری شود.
قابل یادآوری است که بانو شکریه بارکزی و اصیلا وردک در گذشته نیز متهم به همسویی با طالبان به دلیل تعلق تباری شدهاند. این دو چهره فعال زنان از نظر قومی پشتونتبار هستند و منتقدان میگویند که تعلق تباری آنان با طالبان به آنان اجازه نمیدهد که در موضوع زنان بیطرفی خود را حفظ نموده و از موضع دفاع از زنان وارد بحث با این گروه شوند. انتقادی که این دو خانم آن را رد میکنند.
ترس رهبر طالبان از رسانهها؛ ملاهبتالله رسانهها را«وسایل تفرقهافگن» خواند

ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر غایب طالبان، در نماز عید در ولایت جنوبی کندهار گفته که رسانهها«ابزارهای تفرفهافگنی»اند.
او گفته که«دشمنان اسلام» با استفاده از مطبوعات، میان علما و مردم اختلاف ایجاد میکنند.
ملاهبتالله افزوده که«مطبوعات طوری شده که هرکس در جیب خود دارد. دروغ گفته میشود. در حق من هم چیزی گفتهاند که دروغ مطلق است.»
رهبر طالبان در حالی رسانهها را ابزاری در دست«دشمنان اسلام» خوانده که با برگشت دوباره طالبان به قدرت، رسانهها در افغانستان به شدت سرکوب شدند.
نهادهای ناظر بر فعالیت رسانههای آزاد افغانستان میگویند که بیش از هفتاد درصد رسانههای آزاد با برگشت طالبان به قدرت، به دلیل فشارهای طالبان و مشکلات اقتصادی از فعالیت بازماندند و بقیه نیز به تریبونی برای پخش و نشر تبلیغات طالبان تبدیل شدهاند.
در این اواخر، مقامهای ولایتی طالبان نیز پیوسته بر لزوم جلوگیری از آنچه آنان «تبلیغات علیه نظام» میخوانند، تاکید کردهاند. در برخی از ولایتها مقامهای طالبان جوانان را نسبت به استفاده از شبکههای اجتماعی هشدار دادهاند.
ناظران میگویند که تاکید مقامهای طالبان بر جلوگیری از «تبلیغات دشمنان» بیشتر بازتاب نگرانی این گروه از افزایش نارضایتی مردم و تشدید اختلافهای داخلی است.
رهبر طالبان در سخنرانی امروزش، بر امریکا نیز تاخته و این کشور را ظالمترین قدرت جهان خوانده است.
این در حالی است که طالبان به صورت هفتهوار از امریکا بستههای دالری پول نقد دریافت میکنند.
سخنگوی دولت ایران: مهاجرین دارای مدرک و فاقد مدرک تفکیک میشوند

همزمان با تشدید روند اخراج مهاجران افغانستان از ایران، که به گفته نهادهای ناظر بینالمللی موجب تشدید بحران انسانی در افغانستان شده، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت ایران گفته که به مهاجران دارای مدرک اجازه اقامت در ایران داده میشود، اما مهاجران فاقد مدرک اخراج خواهند شد.
خانم مهاجرانی گفته است که دولت «افغانهای» دارای مدرک را از کسانی که مدرک ندارند، تفکیک میکند.
او افزوده است:«توجه دولت بر این است که اتباع غیرمجاز را به کشورشان برگرداند و طبق قوانین به اتباع مجاز اجازه اقامت داده شود.»
وی تاکید کرده که جمهوری اسلامی ایران برای خروج «افغانهای» بدون مدرک مصمم است.
این اظهارات در حالی بیان میشود که شماری از مهاجران اخراج شده از ایران میگویند که پولیس این کشور میان مهاجرین دارای مدرک و فاقد مدرک تفکیک نمیکند و بسیاریها برغم داشتن اسناد و مدارک قانونی اقامت از سوی پولیس بازداشت و مدارک شان باطل و اخراج شدهاند.
آگاهان امور به این باوراند که روند ساماندهی مهاجرین در ایران بیش از هر جامعه میزبان دیگر دچار مشکل، پیچیده و پر از بهام و تناقض است و این امر مهاجرین را در وضعیت روحی دشواری قرار داده است. مهاجرین مقیم ایران میگویند که سیاستهای مهاجرتی دولت شفافیت و ثبات لازم را ندارد و مهاجرین نمیدانند که چه آیندهای در انتظار شان است.
علاوه بر آنچه سیاستهای مهاجرتی ناروشن دولت ایران خوانده میشود، فعالیت حلقات مهاجرستیز در رسانههای اجتماعی ایران نیز فشار روانی مضاعفی بر مهاجران ایجاد کرده است. در شبکههای اجتماعی شماری از کاربران کارزارهای دامنهدار ضد مهاجرتی راهاندازی میکنند و تاثر منفی بر افکار عامه در مورد مهاجران میگذارند.
چند روز پیش یکی از اعضای کمسیون امنیتی مجلس شورای اسلامی ایران، با اشاره به کارزارهای تبلیغاتی ضد مهاجرین در این کشور، گفت که حلقات مشخصی در رسانههای رسمی و رسانههای اجتماعی تبلیغات ضد مهاجرتی دارند و این تبلیغات برای مهاجرین تهدید امنیتی ایجاد میکند.
دستکم در دو مورد، در روزهای اخیر از استانهای تهران و البرز ایران گزارش شد که دو نظامی پیشین افغانستان توسط افراد اوباش و ضد مهاجر با ضرب چاقو کشته شدند. این امر، نگرانیها از امنیت اجتماعی مهاجران را افزایش داده است.
فقر و رسوم آدمکُش؛ دختر و پسری در پکتیا، بخاطر نداشتن پول ازدواج، خودکشی کردند

منابع محلی در ولایت شرقی پکتیا به رسانهها گفتهاند که یک دختر و پسر جوان به دلیل ناتوانی در پرداخت مخارج ازدواج خودکشی کردهاند.
به گفته منابع، این واقعه غمانگیز روز جمعه، اول عید قربان، ۱۶ جوزا/خرداد، در روستای مرغی شهرستان/ ولسوالی برمل ولایت پکتیا رخ داده است.
طبق گزارشها، خانواده دختر ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار افغانی هزینه ازدواج را تعیین کرده بود که پسر و خانوادهاش توان پرداخت آن را نداشتهاند و پسر برای فراهم کردن مخارج ازدواج مشغول کارگری در ولایت سمنگان بوده است.
نزدیکان پسر گفتهاند که الله نور، در تلاش تامین مبلغ تعیین شده بوده اما خانواده دختر اصرار داشتهاند که مبلغ تعیین شده به صورت کامل در یک یک زمان مشخص پرداخت گردد که این کار در توان الله نور و خانواده او نبوده و خواستار زمان بیشتر برای تامین این مبلغ شده بودند.
طبق گفتههای نزدیکان الله نور، تلاش خانواده او برای کاهش مبلغ تعیین شده از سوی خانواده دختر و مقاومت خانواده دختر در این زمینه منجر به بگومگو میان طرفین شده که این امر دختر را تحت فشار روحی شدید قرار داده است. فشاری که در نهایت باعث شده دختر دست به خودکشی بزند.
براساس روایت نزدیکان دختر، او با خوردن زهر به زندگی خود پایان داده و پس از برگزاری مراسم تشییع جنازهاش، الله نور نامزد او نیز دست به خودکشی زده است.
آگاهان امور اجتماعی میگویند که در کنار فقر و بیکاری که در سالهای اخیر افزایش چشمگیر داشته، رسوم ناپسندی اجتماعی که خانوادهها در چارچوب آن روابط خود از جمله مسایل ازدواج را تنظیم میکنند، یکی از عوامل عمده خشونتهای خانوادهگی، قتلهای ناموسی و موارد دیگری از این دست میشود.
گفتنی است که در مناطق جنوب و جنوب شرقی افغانستان مصارف ازدواج بیش از سایر نقاط کشور بلند و کمرشکن است و بسیاری از جوانان توان پرداخت مخارج ازدواج را ندارند و برای تامین آن سالها در داخل یا خارج از کشور کارگری میکنند. بلند بودن مصارف ازدواج نیز بیشتر از فرهنگ عمومی در این جوامع متاثر است.