روسیه در مورد حمله احتمالی امریکا به ایران هشدار داد

وزارت امور خارجه روسیه، تهدید ایران به حمله نظامی از جانب امریکا را غیرقابلقبول خوانده و هشدار داده است که اگر تاسیسات هستهای ایران بمباران شود، میتواند پیامدهایی فاجعهبار داشته باشد.
ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه گفته که با توجه به عضویت ایران در پیمان منع اشاعه سلاحهای هستهای، این کشور حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را دارد.
وی افزود: «بمباران تاسیسات هستهای ایران ناگزیر به یک فاجعه جهانی غیرقابل بازگشت منجر خواهد شد.»
پیشتر معاون وزیر خارجه روسیه نیز نسبت به تهدیدهای امریکا علیه ایران هشدار داده و گفت که کشورش حاضر است به امریکا و ایران کمک کند تا پیش از آن که «خیلی دیر شود» به یک «توافق معقول» برسند.
دونالد ترامپ، رییس جمهوری امریکا تهدید کرده است که اگر ایران در مورد برنامه هستهای خود با واشنگتن به توافق نرسد، بمباران خواهد شد.
روز گذشته وزیر امور خارجه فرانسه هم هشدار داد که مهلت رسیدن به توافقی جدید برای محدود کردن برنامه هستهای ایران اندک است و اگر توافق حاصل نشود رویارویی نظامی «تقریبا غیرقابلاجتناب» به نظر میرسد.
موسسه صلح تودا: حکومتداری طالبانی، مقابله با تغییرات اقلیمی را ناممکن ساخته است

موسسه صلح تودا که یک نهاد بینالمللی در عرصه تامین صلح است، امروز پنجشنبه،۱۴حمل/فروردین، در گزارشی گفته که شیوه حکومتداری طالبان در افغانستان، ظرفیتهای مالی و نگرانیهای امنیتی، اجرای برنامههای حمایوی از این کشور برای مقابله با تغییرات اقلیمی را غیرممکن ساخته است.
این موسسه با نشر مطلبی گفته است که افغانستان در میان ۱۰ کشوری در جهان است که از لحاظ تاریخی بودجههای آب و هوایی ناکافی دریافت کردهاند؛ اما با خطرات اقلیمی «حاد» مواجه هستند.
این موسسه افزوده است که ساختار مالی جهانی آب و هوا تا حد زیادی در تامین بودجه مورد نیاز این ۱۰ کشور، از جمله افغانستان، شکست خورده است. این در حالی است که بر بنیاد شاخص مالی سازگاری با آب و هوا (CAFI)، افغانستان و شش کشور همتای آن جزو بالاترین ردههای خطر آب و هوایی هستند.
موسسه صلح تودا گفته که حوادث طبیعی مرتبط با تغییرات اقلیمی، از جمله سیلابهای ناگهانی در افغانستان همواره پر تلفات بوده است که نشان میدهد افغانستان از این ناحیه آسیب پذیر است.
در بخشی از این مطلب آمده است که یکی از جاگزینهای پیشنهادی مکرر برای کمکهای خارجی، ثروت معدنی دست نخورده افغانستان است که بیش از یک تریلیون دالر تخمین زده میشود؛ اما با این وجود، عوامل متعدد آن را به یک راهحل غیرعملی برای تامین مالی آب و هوا تبدیل کرده است.
در قسمتی از یادداشت موسسه صلح تودا به استخراج معدن ذغال سنگ و صدور آن به پاکستان اشاره کرده و گفته که مشکلاتی که فرا راه استخراج این معدن وجود داشته، نشان میدهد که افغانستان هنوز ظرفیت استخراج معادن و بهره برداری بهینه از آن را ندارد.
این موسسه در حالی از معادن افغانستان به عنوان یک ثروت ملی در تامین مالی برنامههای اقلیمی سخن گفته که اخیراً گزارشهای متعددی از استخراج بیرویه معادن طلا و زمرد در ولایتهای شمال شرقی بدخشان، پنجشیر و تخار توسط شرکتهای متعلق به مقامهای طالبان و شرکتهای چینی به نشر رسیده است. مردم و کارشناسان میگویند که روند استخراج معادن، به شکل مافیایی صورت میگیرد و مردم محل و کشور به عنوان یک کل واحد از منابع مالی بدست آمده از معادن استفاده کرده نمیتوانند و پول بدست آمده از فروش معادن توسط چند شرکت و چند فرد حیف و میل میشود.
یک مقام طالبان، خواستار«توبه» و«تسلیمی» گلبدین حکمتیار شد

بختالرحمان شرافت معاون وزارت صحت عامه طالبان، در اظهارات تندی علیه گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی، گفته است که او در حوزه «سیاست، مدیریت و حکومتداری» شاگردی ملا هبتالله رهبر طالبان را بپذیرد، از تصمیمات گذشته خود توبه و ابراز پشیمانی کند.
معاون وزارت صحت طالبان، امروز پنجشنبه، ۱۴ حمل/فرودین، در صفحه ایکس خود نوشت: «حکمتیار در دولت اسلامی و جمهوری هر دو بار شکست خورد، پس از سقوط حکومت نجیب در ایجاد دولتی جدید ناکام ماند. فرماندههانش در اقدامی که بشریت را شرمنده میسازد، نهایتاً تسلیم دولتی شدند که روزگاری در مخالفت با آن کابل را به غارت برده بودند.»
گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی که تا سالهای زیادی علیه نظام جمهوریت در افغانستان جنگید، در سالهای پایانی جمهوریت براساس یک توافق صلح به دولت پیوست و دولت وقت امتیازات ویژهای برای او در کابل در نظر گرفت.
با برگشت طالبان به قدرت، آقای حکمتیار کابل را ترک نکرد و در ابتدا به حمایت از طالبان پرداخت. اما به تدریج آقای حکمتیار به سمت مواضع انتقادی از طالبان کشانیده شد تا اینکه طالبان امتیازات دولتی را از او گرفتند و فعالیتهای سیاسیاش را منع کردند.
برخی از منابع آگاه میگویند که حکمتیار در جناحبندیهای درون طالبانی، جانب شبکه حقانی را گرفته و تحت تحفظ همین شبکه قرار دارد و با اتکا به همین حمایتها، گاه گاهی لب به انتقاد از عملکرد رهبر طالبان میگشاید.
آقای حکمتیار برای مدتی در انظار عامه ظاهر نشد و گفته میشد به پاکستان رفته است.
اما در این اواخر دوباره در کابل در انظار عامه ظاهر شده و شماری از هواداران و اعضای حزب اسلامی در روزهای عید رمضان به دیدار او رفتند.
به نظر میرسد که اظهارات تند اخیر معاون وزارت صحت عامه طالبان، واکنشی به دیدارهای مردمی اخیر آقای حکمتیار در کابل باشد.
معاون وزارت صحت عامه طالبان گفته که«حکمتیار برخلاف شعارش مبنی بر ادامه مبارزه و جهاد مقدس علیه خارجیها»، تمامی آرمانها و اصول خود را فدای چند موتر و داشتن یک خانه در کابل کرد.»
صلیب سرخ: ۵۶۴ نفر در انفجار ماین و مهمات در افغانستان در ۲۰۲۴ جان باختند

کمیته بینالمللی صلیب سرخ به مناسبت روز جهانی آگاهیدهی درباره خطرهای ماین، گزارشی را در مورد آمار جان باختگان ناشی از انفجار ماین و مهمات جنگی نشر کرده که در آن آمده، ۵۶۴ نفر شامل ۴۳۴ کودک در افغانستان در سال ۲۰۲۴ در انفجار ماین و مهمات جان باختند.
این سازمان گفته که در سال گذشته میلادی، ۲۵۱ رویداد انفجار ماین و مهمات را ثبت کرده و احتمال دارد که آمار تلفات بیشتر باشد.
صلیب سرخ افزوده که آلودگی افغانستان به سلاح و مهمات زندگی غیرنظامیان را با تهدیدات مرگبار مواجه کرده و این کشور نیازمند تلاش بیشتر برای پاکسازی مناطق آلوده به ماین و مهمات است.
کمیته بینالمللی صلیب سرخ پیشتر اعلام کرد که افغانستان همچنان یکی از آلودهترین کشورهای جهان به ماین و مواد منفجره است.
طالبان در دوهه جنگ علیه نظام پیشین، از تاکتیک جاسازی ماینهای کنار جاده و ماینهای مقناطیسی و بمبهایی که از راه دور کنترول میشدند، به گستردگی کار میگرفت که بخشی از این ماینها و مواد منفجره جاسازی شده منفجر ناشده باقی ماندهاند.
انتقاد مقام ایرانی از فضاسازی علیه مهاجران افغانستان

نادر یاراحمدی، مشاور وزیر و رییس مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت داخله/کشور ایران، با بیان اینکه نزدیک به دو هزار داکتر افغانستانی در ایران حضور دارند، گفته است که«بعضاً وقتی میخواهیم از افراد مقیم قانونی در کشور استفاده کنیم، فضای مناسبی نیست.»
آقای یاراحمدی گفته که از میان دو هزار داکتر افغانستانی ۷۰۰ نفر آنان متخصص و فوق تخصص هستند.
او در گفتوگو با خبرگزاری خبر آنلاین گفته است که برخی استادان دانشگاه اهل افغانستان نیز با دانشگاههای مختلف ایران قرارداد کاری دارند و از آنان استفاده میشود.
وی تصریح کرده که حضور غیرقانونی اتباع افغانستانی در ایران، فضایی را ایجاد کرده که نمیتوان از ظرفیتهای مهاجران قانونی استفاده کرد.
چندی پیش، رییس اداره آرامستانهای شهرداری منطقه کرج استان البرز ایران گفت که اگر مهاجران افغانستان نباشد، جنارهها روی زمین میماند. او گفت که در بخش کفن و دفن، ایرانیها تمایل به کار ندارند و شهرداری از مهاجران در این زمینه استفاده میکند.
گفتنی است که مسوولان بخشهای اقتصادی در ایران همواره از ظرفیتهای موجود در میان مهاجران افغانستان به عنوان یک فرصت در جهت توسعه اقتصادی و تامین نیروی انسانی بازار کار یاد کردهاند اما مسوولان امور امنیتی، با دیدگاههای امنیت محور، همواره نگاه منفی نسبت به مهاجران ارایه میکنند.
ناظران میگویند که حلقات مشخص رسانهای نیز به شکل گسترده در مورد تبعات منفی حضور مهاجران افغانستان بزرگنمایی میکنند و این امر به شکلگیری فضای بدبینی در مورد مهاجران کمک کرده است. فضایی که آقای یاراحمدی رییس مرکز امور اتباع خارجی وزارت امور داخله/کشور ایران به آن اشاره کرده است.
این در حالی است که با آغاز سال نو خورشیدی و مختومه اعلام شدن مهلت برگههای سرشماری برای مهاجران افغانستان، بسیاری از مهاجران در حالت اضطراب و نگرانی در مورد آینده ناروشن شان به سر میبرند. آنان میگویند که دقیق نمیدانند که دولت ایران چه تصمیمی در باره سرنوشت آنان خواهد گرفت. عمدهترین نگرانی در میان مهاجران افغانستانی در ایران، مدرسه کودکان است که در صورت تصمیم دولت به اخراج مهاجران، فرزندان شان به ویژه دختران از درس و تحصیل باز میمانند.
جنرال بازنشسته پاکستان: طالبان متحد نشوند، فرو میپاشند

جنرال انعامالحق یکی از مقامهای بازنشسته ارتش پاکستان در مقالهای به روزنامه اکسپرس تریبون، نوشته که اختلاف میان جناح حقانیها و کندهاریها جدی است و اگر آنان نتوانند اختلافات را کنار بگذارند و متحد شوند، فرو میپاشند.
وی نوشته که شبکه حقانی و جناح کندهار بر سر مسائل متعددی، از آموزش دختران، سیاست داخلی، روابط خارجی و نحوه برخورد با تحریک طالبان پاکستان، دچار اختلافاند.
او نوشته که حقانیها میزبان سنتی تحریک طالبان پاکستاناند و این گروه در جنگ طالبان علیه دولت پیشین، در کنار نیروهای حقانی و با حمایت پاکستان و آیاسآی جنگیده است.
جنرال انعامالحق شبکه حقانی را بخشی کاملاً وابسته به جنبش طالبان نمیداند و مینویسد: «حقانیها هرگز با زور اسلحه در امارت اسلامی تحت سلطه قبایل احمدزی-محمدزی کندهار ادغام نشدند. آنها با امارت شریک شدند و در آن جذب شدند، اما جایگاه و استقلال نسبی خود را حفظ کردند.»
وی معتقد است که جهانبینی حقانیها با کندهاریها کاملاً متفاوت است و شبکه حقانی نسبت به پاکستان، آیاسآی و حتی امریکا نرمش نشان داده است.
این جنرال پاکستانی نوشته که کندهاریها با حساسیت به پتانسیل تخریبی تیتیپی در برهمزدن روابط کابل با پاکستان نگاه میکنند اما به دلیل نفوذ حقانیها، نمیتوانند بر تحریک طالبان پاکستان غلبه کنند. در مقابل، به اعتقاد نویسنده، حقانیها به طالبان پاکستان بهعنوان یک «نیروی ذخیره» نگاه میکنند که میتواند در صورت بروز درگیریهای داخلی مفید باشد.
انعامالحق، غیبت اخیر سراجالدین حقانی، رهبر شبکه حقانی، و سفرهای خارجی او را نشانه نارضایتی او نسبت به کندهاریها میداند و مینویسد: «حقانیها مشتاق حل مسئله میراثی تحریک طالبان پاکستان با اسلامآباد هستند، اما نمیخواهند از مزیت نظامی بالقوه این گروه دست بکشند.» به باور او«تحریک طالبان پاکستان استخوانی در گلوی امارت اسلامی است.»
وی در این مقاله توضیح میدهد که حفظ وحدت در میان طالبان به چالشی بزرگ تبدیل شده و«بدون وحدت، نزاعهای داخلی احتمالاً طالبان را از هم خواهد پاشید.» او تصریح کرده که در دوره غیبت و ناراحتی سراجالدین حقانی، جناح کندهار با اعزام نیروهای خود به مناطق تحت نفوذ حقانیها در امتداد مرز پاکستان، اقتدار خود را تحمیل کرده است. در مقابل، به گفته او حقانیها به دنبال روابط مستقل با کشورهای منطقه و غرب است، حتی اگر این روابط به قیمت فاصله بیشتر با جناح کندهار تمام شود.
نویسنده به دولت پاکستان پیشنهاد کرده که پاسخ پاکستان باید شامل:«ادامه دیپلوماسی مذهبی با جناح کندهار، اجرای دیپلپماسی بینالمللی در چارچوب توافق دوحه، پاسخ نظامی سنجیده و بیامان در دو سوی مرز بدون جنجال، مبارزه قاطع با تروریزم در داخل، و فراهم کردن راهی برای خروج حقانیها از مخمصه خودساختهشان باشد.»
وی میافزاید که این سیاست باید صبورانه پیگیری شود و از واکنشهای شتابزده مانند بستن مرزها باید اجتناب شود.
نویسنده در پایان هشدار میدهد که اگر مسأله تحریک طالبان پاکستان حل نشود، صبر پاکستان ممکن است به پایان برسد و معادله شکننده منطقه بر هم بخورد. او میافزاید: «بدون حل این مسئله، افغانستان با وجود منابع معدنی و ظرفیتهایش، درگیر مشکلات باقی خواهد ماند.»
جنرال انعامالحق تحلیل خود از وضعیت افغانستان را با این پیام تهدیدآمیز به پایان میرساند که اگر این چالشها حل نشود، ممکن است ائتلافی از مجاهدین سابق، طالبان ناراضی و بقایای نظام جمهوری علیه این گروه شکل گیرد و ورق برگردد و کابل بار دیگر دستخوش تغییر شود.»
«ناکامسازی» و اخراج دستهجمعی ۲۴ استاد از دانشگاه البیرونی

منابع از دانشگاه البیرونی در ولایت کاپیسا میگویند که طالبان ۲۴ استاد این دانشگاه را، پس از برگزاری یک آزمون دینی ناکام اعلام کرده و سپس از دانشگاه اخراج کردهاند.
منابع روز چهارشنبه،۱۳حمل/فروردین، به خبرگزاری پورانا گفتند که اخراج این استادان انگیزههای سیاسی و قومی دارد اما طالبان برای سرپوش گذاشتن به انگیزهها و دلایل اصلی، از استادان امتحان گرفته و آنان را ناکام اعلام کردهاند.
به گفته منابع، دلیل اصلی برکناری این استادان، انتساب آنان به سلفیت و عضویت در حزبالتحریر بوده است.
منابع میافزایند که استادان برکنار شده مدارک و اسناد معتبر ماستری و دوکتورا از دانشگاهای بینالمللی ازهر مصر، آکسفورد و بیلگی کشور ترکیه و سایر دانشگاهای داخلی و خارجی دارند و سالهای زیادی در دانشگاه تجربه تدریس را نیز در کارنامه دارند.
مفتی کرامالدین امینی، یکی از استادان بر کنار شده که از دانشگاه ازهر مصر مدرک کارشناسی ارشد دارد، به خبرگزاری پورانا گفت که به تمام سوالات امتحان دینی که طالبان مطرح کردند، پاسخ داده اما طالبان او را ناکام خواندهاند. وی میافزاید که سوالهای مطرح شده در امتحان بسیار ابتدایی بوده و آنان به اساس فقه حنفی به پرسشها پاسخ دادهاند اما طالبان پاسخها را نادرست خوانده و بدلیل عدم موافقت افکار استادان با افکار طالبانی، استادان ناکام اعلام شده و فرصت تجدیدنظر و شکایت به آنان داده نشده است.
همزمان منابع از دانشگاه پروان میگویند که طالبان داوود بها، استاد بر حال دانشکده زراعت و رییس پیشین این دانشگاه را بدون دلیل موجهای از وظیفه برکنار کردهاند.
به گفته منابع، طالبان از پرداخت حقوق دو ماهه آقای بها نیز امتناع ورزیده و به محافظین دانشگاه دستور داهاند که از ورود وی به دانشگاه جلوگیری کنند.
در کنار موضوع سلفی بودن و عضویت در حزبالتحریر که به عنوان دلایل اصلی برکناری استادان مطرح بوده، گفته میشود که انگیزههای قومی نیز در این زمینه دخالت داشته است. منابع میگویند که تمام استادان برکنار شده از نظر قومی تاجیکتبار اند و این یکی از دلایل برکناری شان بوده است.
طالبان در گذشته نیز به دلایل سیاسی، عقیدتی و قومی، استادان دانشگاه را از دانشگاههای مختلف برکنار کردهاند.
ناظران میگویند که برکناری استادانی که با دیدگاهها و برداشتهای تندروانه طالبانی از دین موافق نیستند بخشی از برنامه طالبانی سازی دانشگاههای افغانستان است که از سوی طالبان اجرا میشود و عواقب زیانباری به توسعه علمی دانشگاهها بدنبال دارد.
وزیر تحصیلات عالی طالبان، یکی از تندروترین مقامهای این گروه است که متهم به تصفیه دانشگاهها بر اساس برداشتهای طالبانی از دین است. چند روز پیش یک استاد برکنار شده دانشگاه کابل، در باره او گفت که«سازنده بمبهای بشکهای» نباید وزیر تحصیلات عالی باشد.
گفتنی است که سلفیها و حزبالتحریریها در اوایل برگشت طالبان به قدرت، از حامیان این گروه بودند و به نفع طالبان تبلیغ میکردند اما بعدها طالبان فعالیتها و افکار و عقاید آنان را ممنوعه اعلام کردند.