اتحادیه اروپا: جنگ تجاری ما با امریکا موجب خشنودی چین خواهد شد

در واکنش به ادامه تهدیدات دونالد ترامپ در خصوص اعمال تعرفههای سنگین علیه کالاهای اروپایی، کایا کالاس، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، گفت که رویارویی تجاری امریکا و اروپا تنها خشنودی چین را در پی خواهد داشت.
رهبران اروپایی دوشنبه، ۱۵ دلو/ بهمن، با ابراز نگرانی از مواضع اخیر رییسجمهوری ایالات متحده اعلام کردند که افزایش تعرفهها از سوی ترامپ میتواند آتش یک جنگ تجاری را شعلهور سازد و به اقتصاد هر دو طرف ضربه وارد کند.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پیش از نشست غیررسمی سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا در بروکسل گفت:«ما بهشدت به یکدیگر وابسته هستیم. ما به امریکا نیاز داریم و امریکا نیز به ما نیاز دارد.»
کالاس افزود اگر یک جنگ تجاری میان ایالات متحده و اروپا در بگیرد، «این چین خواهد بود که از گوشه و کنار، به این وضعیت میخندد.»
دونالد ترامپ، رییس جمهوری امریکا، ۱۴ دلو/بهمن، تهدید کرد که پس از اعمال تعرفه علیه کانادا، مکزیک و چین، سراغ اتحادیه اروپا خواهد رفت.
او اتحادیه اروپا را به «سوءاستفاده» از واشنگتن متهم کرد و گفت: «آنها خودروهای ما را نمیخرند، محصولات کشاورزی ما را نمیخرند، تقریبا هیچ چیزی از ما نمیخرند. با این حال، ما از آنها همه چیز میگیریم.»
صادرات کالاهای اتحادیه اروپا به امریکا همواره از واردات آن به این کشور بیشتر بوده است، به طوری که تنها در سال ۲۰۲۳، کسری تجاری ایالات متحده در بخش کالاها به ۱۵۵.۸ میلیارد یورو رسید. با این حال در بخش خدمات، صادرات ایالات متحده به اروپا ۱۰۴ میلیارد یورو بیشتر از واردات آن بوده است.
طالبان یک نظامی پیشین را در کابل بازداشت کردند

منابع محلی در ولایت کابل میگویند که استخبارات طالبان یک نظامی پیشین را، از منطقه سرای شمالی مربوط حوزه یازدهم امنیتی شهر کابل بازداشت کردهاند.
منابع امروز، دوشنبه،۱۵دلو/بهمن، به خبرگزاری پورانا گفتند که این نظامی پیشین عبدالحفیظ نام دارد و باشنده اصلی روستای«فتح خان خیل» شهرستان جبلالسراج ولایت پروان میباشد و روز شنبه، ۱۳دلو/بهمن، از منطقه سرای شمالی بازداشت شده است.
عبدالحفیظ در نظام جمهوریت افسر پولیس بوده و در ولایت کابل وظیفه اجرا میکرد که با روی کار آمدن طالبان در شاهراه کابل ـ پروان مصروف تاکسیرانی بوده است.
روز گذشته یکشنبه، ۱۴دلو/بهمن، نیز طالبان یک کارمند امنیت حکومت پیشین را، از روستای«لشکرخیل» شهرستان جبلالسراج ولایت پروان بازداشت کردند.
همچنان امروز منابع محلی از شهرستان جبلالسراج ولایت پروان گزارش دادند که جسد تیرباران شده یک نظامی پیشین که باشنده اصلی شهرستان نهرین ولایت بغلان بوده، از منطقه«دامنه گلبهار» این شهرستان پیدا شد. به گفته شاهدان عینی، این نظامی پیشین نورآغا نام داشته و حدود یک هفته پیش از سوی طالبان تیرباران و جسدش دور از چشم مردم در دامنه کوه انداخته شده بود که از سوی مردم محل شناسایی گردید.
فرمانده طالبان که حقانی را منافق، نامرد و قومپرست خواند، بازداشت شد

رسانهها به نقل از منابع آگاه در کابل گزارش دادهاند که طالبان عبدالحمید خراسانی، فرمانده پیشین خود را به خاطر آنچه اهانت به مقامهای این گروه، خوانده شده، بازداشت کردهاند.
تلویزیون افغانستان انترنشنال در گزارشی گفته که این فرمانده پیشین طالبان به تلاش برای ایجاد «تفرقه و اختلاف» میان طالبان متهم شده است.
خراسانی پس از آن بازداشت شده که اخیراً در نوار صوتی سراجالدین حقانی، وزیر داخله حکومت خودخوانده طالبان را «نامرد» و «بیغیرت» خواند و گفت که به گروههای خلقی، پرچمی و کمونیستی افراد مسلح داده و علیه رهبر طالبان به خاطر خوشخدمتی به امریکاییها توطیه میکند.
او از حقانی خواست که از «منافقت» در برابر هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، دست بردارد.
خراسانی از فرماندهان تاجیکتبار طالبان و از ولایت پنجشیر است که در سالهای آخر نظام جمهوریت به طالبان پیوست و به گفته خودش خدمات زیادی به این گروه کرد.
او که در اوایل آمر امنیت فرماندهی امنیه ولایت پنجشیر تعیین شده بود، نقش گستردهای در بازداشتهای جوانان تاجیکتبار در کابل و ولایتهای شمالی ایفا کرد و بسیاری از جوانان و نظامیان پیشین را به اتهام مخالفت با طالبان تعقیب و بازداشت کرد.
اما بعدها خراسانی از رفتارهای قومی و تبعیضآمیز طالبان لب به شکایت گشود و آنان را متهم به فساد، قومپرستی و انحراف از اصول و ارزشهای اسلامی کرد.
او در گذشته نیز چندبار بازداشت شد و دوباره رها گردید.
در گذشته گفته میشد که خراسانی از حمایت سراجالدین حقانی برخوردار است اما در اظهارات اخیرش او به شدت به سراجالدین حقانی تاخته و او را به نامردی متهم کرده است.
اظهارات اخیر خراسانی در حالی بیان شده که طبق گزارش رسانهها، سراجالدین حقانی از حدود دو هفته به این سو که به امارات متحده عربی رفته، به کشور برنگشته است. گمانههایی مطرح شده که حقانی به کشور بر نمیگردد و در صدد ایجاد یک جناح قدرتمند مخالف علیه رهبر طالبان است.
جبهه مقاومت: سه عضو طالبان، به شمول یک سردسته این گروه، را در کندز کُشتیم

جبهه مقاومت ملی با نشر خبرنامهای گفته است که نیروهایش شب گذشته، ۱۴ دلو/بهمن، ۱۴۰۳، بر موتر گزمه افراد گروه طالبان در شهر کندز حمله کردهاند که در آن سه عضو گروه طالبان به شمول یک سر دسته این گروه کشته شده و ۱ عضو دیگر این گروه زخمی شده است.
بربنیاد خبرنامه جبهه مقاومت ملی، این حمله، ساعت ۰۶:۳۰ شب گذشته در مربوطات حوزه دوم امنیتی شهر کندز انجام شده و افراد بخشهای کشفی طالبان در آن کشته شدهاند.
خبرنامه میافزاید که در این حمله، همچنان یک عراده رنجر طالبان نیز تخریب گردید.
خبرنامه جبهه مقاومت، تصریح میدارد که در این عملیات، به نیروهای این جبهه و غیرنظامیان آسیبی نرسیده است.
چرا خلیلزاد برآشفته شده و رهبران غیرپشتون را«دشنام» میدهد؟

زلمی خلیلزاد نماینده ویژه پیشین امریکا در امور صلح افغانستان، یکی از مهندسان اصلی روندهای سیاسی افغانستان در سی سال اخیر بوده است.
برخی از آگاهان معتقدند که خلیلزاد یکی از طراحان اصلی پروژهای بنام طالبان در اوایل دهه ۹۰ قرن گذشته میلادی است. آنگاه که خلیلزاد به عنوان مشاور در شرکت نفتی یونیکال مشغول به کار شد. در آن زمان بحث انتقال نفت و گاز آسیای میانه از طریق افغانستان به پاکستان در میان بود و شرکت امریکایی یونیکال به عنوان مجری این طرح، مطالعات خود را پیرامون افغانستان آغاز کرده بود. در آن زمان طالبان هنوز ظهور نکرده بود و گروههای مجاهدین مشغول جنگ داخلی بر سر تقسیم قدرت بودند و وضعیت امنیتی افغانستان آشفته بود.
خلیلزاد به عنوان یک امریکایی افغانستانیالاصل در استخدام شرکت یونیکال در آمد. خلیلزاد ماموریت داشت که ضمن مطالعه اوضاع امنیتی افغانستان، طرحی پیشنهاد بدهد که منجر به ختم جنگ داخلی در افغانستان گردد و یک اداره یکدست و تحتالحمایه امریکا در افغانستان با مشارکت پاکستان شکل گیرد. پیشنهاد خلیلزاد این بود که از میان طلبههای مدارس دینی پاکستان لشکری ساخته شود و مورد حمایت قرار گیرد تا با گروههای متخاصم مجاهدین بجنگد و سپس اوضاع را آرام ساخته و در اختیار امریکا و پاکستان قرار دهد.
طرح خلیلزاد پذیرفته شد. طالبان به عنوان یک پروژه با مشارکت پاکستان، امریکا، انگلیس و عربستان و امارات و…ساخته شدند.
باید گفت که طرح خلیلزاد در چارچوب تفکر برتریجویانه پشتونی شکل گرفته بود. هدف پنهان و ناگفته خلیلزاد این بود که طالبان به عنوان یک گروه پشتونی ظهور کند و قدرت از دسته رفته پشتونها را به این گروه قومی برگرداند. این طرح و نقشه تا حدود هشتاد درصد موفقانه عملی شد. طالبان کنترول اوضاع را بدست گرفتند و گروههای متخاصم مجاهدین که در خطوط قومی قرار گرفته بودند، درهم کوبیده شدند. به اصطلاح اقوام غیرپشتون قدرت را از دست دادند و پشتونها دوباره به قدرت برگشتند.
اما مقاومت تاجیکها در برابر طالبان به رهبری احمد شاه مسعود و برهانالدین ربانی، از تطبیق صد درصدی نقشه خلیلزاد جلوگیری کرد. مقاومت برغم استفاده از آخرین فشارهای نظامی طالبان از بین نرفت. انگار خلیلزاد، وقتی نقشه ایجاد طالبان و درهم کوبیدن گروههای متخاصم مجاهدین را کشیده بود، از این مورد غفلت کرده بود که مقاومتی به آن سختی در برابر این پروژه شکل میگیرد.
مقاومت احمد شاه مسعود، مسیر سیاسی-نظامیای را که خلیلزاد برای آینده افغانستان مشخص کرده بود، غبارآلود و ناروشن کرد. طالبان نتوانستند که مشروعیت ملی و بینالمللی کسب کنند و با رفتارهای خشن و ضد بشریای که از خود بروز دادند، به تدریج در مسیر انزوا قرار گرفتند. خلیلزاد به عنوان طراح، نمیدانست که عواقب انزوا و سیر نزولی طالبان به کجا منتهی میشود. این احتمال بسیار قوی وجود داشت که طالبان در نتیجه مقاومت سرنگون شوند و وضعیت غیرقابل مهاری برای امریکا در افغانستان شکل گیرد. با ملاحظه این وضعیت، خلیلزاد و طراحان سیاست افغانستان در واشنگتن به فکر حذف احمدشاه مسعود و ایجاد یک سازوکار سیاسی دیگر در افغانستان شدند تا مسیر از قبل تعیین شده را به شیوه دیگری ادامه دهند.
پس از ترور احمد شاه مسعود، امریکاییها به افغانستان حمله نظامی کردند و طالبان را قهراً سرنگون کرده و بجای آن یک سازوکار ظاهراً دموکراتیک را شکل دادند. سازوکاری که اسم و عنوان دموکراتیک و مورد پسند داشته باشد اما افسار کنترولش دست امریکا باشد. خلیلزاد در این مرحله از عقب صحنه به روی صحنه آمد. خلیلزاد به عنوان سفیر و نماینده ویژه امریکا در افغانستان مقرر شد. خلیلزاد در همکاری و همدستی با سایر نخبگان پشتون که از امریکا و اروپا به کابل برگشته بودند، تمام سعی و تلاش خود را کرد که مسیر از قبل تعیین شده(پشتونیزه کردن سیاست و قدرت در افغانستان) را ادامه دهد.
در تمام دوره بیست ساله جمهوریت، به ویژه در اوایل شکلگیری نظام پسا طالبان، خلیلزاد فراتر از تمام حدود متعارف دیپلماتیک و سیاسی به نفع تحکیم حاکمیت پشتونی و تضعیف جریان مقاومت عمل کرد. خلیلزاد، حامد کرزی، اشرف غنی و بقیه پشتونیستهای غرب آمده، بجای تمرکز به نابودی طالبان، به نابودی جریانی به اسم مقاومت تمرکز کردند. در این زمینه از پول امریکایی، اطلاعات امریکایی و حمایت سیاسی امریکایی استفاده کردند تا نیروهای سیاسی و نظامی غیرپشتون را از نظام بیرون برانند و آنان را بدنام و ترور و فاقد اعتبار بسازند. در این مرحله نیز خلیلزاد و همکارانش موفق شدند. سرانجام با تضعیف جریان مقاومت و از بین رفتن توازن قوا، رهبران پشتون جمهوریت فرار کردند و طالبان به صحنه برگشتند.
پس از یک ماموریت بیست ساله تخریب و ویرانی جریان مقاومت، خلیلزاد و پشتونیستهای همفکر و همکار او، گویا متیقن شدند که مقاومت دیگر سر بلند نخواهد کرد. این باور، زیربنای تفکر تسلیمدهی قدرت به طالبان شد. اما برخلاف انتظار، مقاومت دوباره شکل گرفت. هرچند مقاومت امروز به مراتب ضعیفتر مقاومت اول است، اما نفس شکلگیری مقاومت به رهبری فرزند احمد شاه مسعود، برای خلیلزاد و امثال او مایه نگرانی و خشم بوده است. خلیلزاد در سه سال و نیم اخیر پیوسته موضعگیریهای طالبانی داشته و هرجا فرصت پیدا کرده، جریان مقاومت را نیش زده است.
به بیان دیگر، خلیلزاد با جریان مقاومت و با رهبران سیاسی-قومی غیرپشتون که ۲۵ سال پیش تحت رهبری احمد شاه مسعود اتحادی را موسوم به اتحاد شمال شکل دادند، کینه و نفرت نهفته و بیپایان به دل دارد و اینها را همواره همچون موانعی سر راه تحقق ایدهها و برنامههای پشتونیستی خود میداند. مارشال دوستم و محمد محقق در زمره کسانی هستند که خلیلزاد از آنان متنفر است.
اظهارات اخیر خلیلزاد در باره رهبران شمال را میتوان در پرتو نکات بالا تحلیل و تفسیر کرد. خلیلزاد، با اشاره به گزارشهایی که از دیدار اعضای ارشد شورای عالی مقاومت برای نجات با هیأت استخبارات پاکستان در ترکیه نشر شد، گفته که نباید رهبران سیاسی افغانستان آله دست آی اس آی شوند. در ادبیات سیاسی، این حرف خلیلزاد یک دشنام به آدرس رهبران سیاسی شمال است. خلیلزاد در واقع آنان را مزدور و جاسوس پاکستان خوانده و همکاری احتمالی آنان با پاکستان را پیش از پیش معادل جاسوسی و مزدوری به دشمنان وطن و خیانت به کشور توصیف کرده است.
با توجه به تحولات اخیرِ در حال وقوع، از رهگذر تشدید اختلافهای درونی طالبان و فشارهای امریکا بر این گروه، نشانههایی از قرار گرفتن طالبان در مسیر فروپاشی و شکست را میتوان به مشاهده نشست. این موضوع خلیلزاد را بیش از همه نگران میسازد. خلیلزاد بیش از همه نگران از دست رفتن سلطه پشتونها بر افغانستان است. طالبان سرمایه خلیلزاد به شمار میروند و از دست رفتن آنان، خلیلزاد را برآشفته و بیمناک میسازد.
همکاری رهبران سیاسی/قومی شمال یا همان اعضای اتحاد شمال با پاکستان برای خلیلزاد یک کابوس وحشتناک است. اگر این همکاری شکل گیرد، برای خلیلزاد بسیار دشوار است که بتواند از دست آوردهای خود حفاظت کند.
برخی از گزارشها حاکی از آن است که پس از تیره شدن روابط پاکستان با طالبان و ناامیدی پاکستان از همکاری طالبان در قطع حمایت از طالبان پاکستان، پاکستانیها به نزدیکی با رهبران سیاسی-نظامی شمال(غیرپشتونها) روی آورده و تماسهای مکرری با رهبران و جریانهای سیاسی-نظامی شمال داشتهاند. جبهه مقاومت نیز چندی پیش انجام گفتوگوها با پاکستانیها در خصوص مبارزه با طالبان را تایید کرد.
در صورتی که رهبران شمال بتوانند، از فرصت پیش آمده استفاده بهینه کنند، تهدید جدی برای دوام سلطه طالبان بر بخش بزرگی از افغانستان ایجاد میشود. این را پاکستانیها بخوبی میدانند و خلیلزاد نیز میداند. به همین دلیل، خلیلزاد برآشفته شده و بر رهبران شمال خشم گرفته است.
باری خلیلزاد در یک مصاحبه تلویزیونی با کنایه و تمسخر به رهبران شمال گفت که آنان منتظر نشستهاند که امریکا آنان را با هواپیمای نظامی به کابل ببرد و برای شان محافظ تعیین کند. در واقع خلیلزاد وقتی آن اظهارات را بیان داشت، فکر میکرد که دیگر کاری از دست رهبران شمال ساخته نیست و طالبان در مسیری قرار گرفتهاند که کسی را یارای برگشت دادن آن نیست. به بیان دیگر، خلیل، در هنگام بیان آن اظهارات خود را در اوج پیروزی و رهبران شمال را در اوج شکست و بیچارگی میدید. اما حالا از اظهارات خلیلزاد چنین بر میآید که از ناحیه اقدامات احتمالی رهبران شمال در زمینه شکست طالبان نگران است. خلیلزاد، حالا میداند که رهبران شمال دوباره در موقعیت و در معرض توجه جهانی و منطقهای قرار گرفتهاند و میتوانند کارهایی را انجام دهند که خلیلزاد یک سال پیش فکر میکرد، نمیتوانند انجام دهند. منشأ خشم و غیض خلیلزاد همین اشتباه محاسباتی است. خلیلزاد همواره متکی به قدرت امریکا و اعتقاد به هژمونی و قدرت پشتونها محاسبه میکند و دیگر عناصر دخیل در قضایا را نادیده میگیرد یا متوجه آن نمیشود.
خلیلزاد مثل هر پشتونیست دیگر، در نسبت به پاکستان نگاه دوگانه و متناقض دارد. پشتونیستها از یک سو، همواره از پاکستان در جهت سرکوب غیرپشتونها کمک گرفته و این کشور را همچون فرصتی برای تامین مخارج برنامههای سرکوب غیرپشتونها در نظر میگیرند و از جانب دیگر ادعای دشمنی با پاکستان دارند و مردم را علیه این کشور تحریک میکنند. در همین اظهارات اخیر خلیلزاد نیز این تناقض آشکار است.
طوری که گفته شد، طراح بالا رفتن دست پاکستان و ایجاد یک گروه نیابتی(طالبان) برای پاکستان، خود خلیلزاد است. در روزگاری که خلیلزاد و همفکرانش فکر میکردند که حاکمیت پشتونها زوال یافته و غیرپشتونها صاحب قدرت شدهاند، در همدستی با پاکستان طالبان را ایجاد کردند. گروهی که با خشونت و بی رحمی تمام و بدون در نظرداشت هرگونه احساس هموطنی با غیرپشتونها، به سرکوب نیروهای سیاسی و نظامی غیرپشتون اقدام کند. براین اساس، اگر همکاری و همدستی با پاکستان عیب باشد یا خیانت باشد و هرچه باشد، در قدم اول عیب آن طوق لعنت در گردن خلیلزاد است. زیرا او بود که دست پاکستان را تا ناکجاآباد در افغانستان باز کرد. اما حالا که باد از سمت معکوس در وزیدن شده و رابطه طالبان و پاکستان برهم خورده و محاسبات خلیلزاد را بر هم زده است، در نظر خلیلزاد، همکاری با پاکستان تبدیل به خیانت ملی و جاسوسی به اجانب شده است. این فکر خلیلزاد از آنجا سرچشمه میگیرد که خلیلزاد و همه پشتونها، فکر میکنند که معامله با خارجیها(به شمول پاکستان) حق انحصاری پشتونها است و دیگران نباید دست به چنین کاری بزنند. یعنی پشتونها میتوانند با پاکستان و هر کشور دیگر معامله کنند و دیگران را سرکوب کنند اما دیگران حتا برای دفاع از خود شان و دفاع از هویت و سرزمین شان حق ندارند با کسی علیه پشتون/طالبان همکاری کنند. این خود یک فکر فاشیستی و تمامیت خواهانه است که خلیلزاد برغم زندگی در غرب آن را در خود حفظ کرده است.
در حمله افراد طالبان به دفتر سازمان ملل در کابل، یک تن کشته شد

رسانهها گزارش دادهاند که افراد طالبان به دفتر معاونیت سازمان ملل در افغانستان-یوناما، حمله نموده و در نتیجه شلیک آنان یک تن کشته شده و یک تن دیگر زخمی شده است.
خبرگزاری رویترز گفته که تیراندازی به دفتر سازمان ملل در کابل، از سوی افراد طالبان صورت گرفته اما جزییات بیشتری در مورد دلیل تیراندازی و کیستی فرد کشته شده در دست نیست.
دفتر یوناما این خبر را تأیید کرده و در بیانیهای افزوده که تحقیقات در این زمنیه آغاز شده است.
طالبان تا کنون در این باره چیزی نگفتهاند.
برخی از کاربران شبکههای اجتماعی، تیراندازی به دفتر یوناما را به اختلافهای داخلی طالبان ربط دادهاند که احتمالا یوناما در آن دخیل دانسته شده است.
بازداشت نظامیان در پروان؛ طالبان یک کارمند پیشین امنیت را بازداشت کردند

منابع محلی در ولایت پروان میگویند که طالبان یک کارمند پیشین اداره امنیت ملی را، از شهرستان/ولسوالی جبلالسراج ولایت پروان بازداشت کردند.
منابع امروز دوشنبه، ۱۵دلو/بهمن، به خبرگزاری پورانا گفتند که این نظامی پیشین امین آقا گلبهاری نام دارد و باشنده اصلی روستای«لشکرخیل» شهرستان جبلالسراج میباشد که حوالی ساعت ۴عصر روز یکشنبه، ۱۴دلو/بهمن، از میدان فوتبال در منطقه گلبهار بازداشت گردید.
آقای گلبهاری، در نظام جمهوریت کارمند اداره امنیت ملی شهرستان بگرام ولایت پروان بوده که با روی کار آمدن دوباره طالبان به ایران پناهنده شد و به تازگی به کشور برگشته بود.
چند روز پییش از منطقه گلبهار شهرستان جبلالسراج گزارش شد که طالبان به باشندگان این منطقه هشدار دادهاند که از طرف شب مساجد را گرم نگهداشته و دروازههای آنها را بسته نکنند.
طبق اظهارات مردم محل، جنگجویان طالبان، شبانگاه در مساجد جابجا شده و صبح زود منطقه را ترک میکنند.
در این اواخر، طالبان در گلبهار اقدام به بازرسی منازل مسکونی فرماندهان جهادی و نظامیان پیشین کرده و شماری از فرماندهان و نظامیان پیشین را به اتهام ارتباط با جبهه مقاومت ملی بازداشت کردهاند.
گلبهار منطقهای است که ولایتهای پروان، کاپیسا و پنجشیر را به هم متصل میکند.
جسد تیرباران شده یک نظامی پیشین در پروان پیدا شد

منابع محلی در ولایت پروان میگویند که جسد تیرباران شده یک نظامی پیشین در منطقه گلبهار شهرستان/ولسوالی جبلالسراج این ولایت در نزدیکی یکی از پاسگاههای طالبان پیدا شده است.
منابع، امروز، دوشنبه، ۱۵ دلو/بهمن، به خبرگزاری پورانا گفتند که جسد این نظامی پیشین که نورآغا نام دارد، از نزدیکی یک پاسگاه طالبان واقع در دامنه گلبهار در حالی پیدا شده که دستانش بسته بوده و آثار گلولهباری در بدنش مشهود بوده است.
به گفته منابع، جسد این نظامی پیشین از سوی باشندگان منطقه گلبهار پیدا شده و در شناسنامه او سکونت اصلیاش شهرستان نهرین ولایت بغلان درج شده است.
طبق اظهارات شاهدان عینی، این نظامی حدود یک هفته پیش از سوی طالبان تیرباران شده و خانوادهاش از طریق رسانههای اجتماعی آگاه شدهاند که جسد تیرباران شده نورآغا در جبلالسراج پروان پیدا شده است.
به گفته باشندگان محل، آثار شکنجه و لتوکوب در پیکر این نظامی دیده میشد.
این در حالی است که حدود یک هفته پیش جسد تیرباران شده سه نظامی پیشین از باشندگان شهرستان سیدخیل ولایت پروان، به نامهای سید اکبر، نور رحمان و حکیم، چند روز پس از ناپدید شدن از روستای شان، از شهرستان قره باغ ولایت کابل پیدا شد.
در این اواخر کشتار نظامیان پیشین توسط طالبان افزایش یافته است.