از تناقضهای رفتاری و عدالت معیوب طالبان تا بیچارگی رهبران تسلیمی

امروز برخی از رسانهها، از بازداشت یکی از محافظان عبدالله عبدالله رییس پیشین شورای عالی مصالحه ملی در دوره جمهوریت خبر دادند.
طبق گزارشها، محافظ آقای عبدالله که امروز از شهرستان دره ولایت پنجشیر از سوی طالبان بازداشت شده، مجیب نام دارد و در یک سال اخیر بیکار بوده و در خانه خود زندگی میکرد.
بازداشت یک محافظ عبدالله عبدالله در حالی صورت گرفته که آقای عبدالله در خانهاش در کابل زندگی میکند و از تنعمی که در دوره جمهوریت بهرهمند شد، همچنان بهرهمند است.
کسانیکه به خانه عبدالله رفت و آمد داشتهاند، میگویند که خانه او شبیه یک کاخ مجلل است و تغییر رژیم جمهوریت به امارت تاثیری بر زندگی پر تنعم این سیاستگر تجملگرا نداشته است.
عبدالله عبدالله خود را از یاران نزدیک احمد شاه مسعود فرمانده کل جنبش مقاومت ضد طالبان میداند و از تقربش با احمدشاه مسعود بهره سیاسی فراوان برد. یار مسعود بودن، برای عبدالله این فرصت را فراهم کرد که در بیست سال دوره جمهوریت همیشه خود را در صدر جریان سیاسی مقاومت نگهدارد و همیشه از همین آدرس معاملات کلان سیاسی پرسود انجام دهد و صاحب سرمایه و آرگاه و بارگاه مجللی شود. در دوره جمهوریت، عبدالله به پوشیدن گرانبهاترین البسه مشهور بود و گفته میشد که قیمت یک دست کتوشلوار او به هزاران دالر میرسید. عبدالله از فروشگاههای افغانستان خرید نمیکرد و معمولا دوبی و هند برای خرید لباس و کفش و ساعت میرفت.
بنابراین، اگر رفتارهای طالبان متناقض نمیبود و اگر عدالت ادعایی آنان معیوب و ناقص نبود، عبدالله باید حالا در سلول انفرادی زندان میبود و اگر روش معمول در برخورد با سایر مخالفان در حقش اجرا میشد، به قول عام باید حالا بالای قبر عبدالله «بته درونه» سبز میشد. اما چنین نبود و نشد. دیده میشود که طالبان با عبدالله کاری ندارند و مزاحم تنعم او نمیشوند.
این در حالی است که برای طالبان دو دلیل بسیار عمده وجود داشت که براساس آن میتوانستند عبدالله را اعدام یا دستکم به حبس ابد محکوم کنند. دلیل اول اینکه عبدالله از دستیاران نزدیک احمد شاه مسعود بود. مسعود کسی بود که با مقاومت در برابر طالبان، طلسم حاکمیت تمامیت خواهانه طالبان را شکست و هزاران جنگجوی طالبان را به کام مرگ فرستاد. برای طالبان باید یار و یاور چنان دشمنی، جایش در زندان یا در قبرستان میبود. دلیل دومی اینکه عبدالله عبدالله در بیست سال دوره جمهوریت، همیشه یکی از ارکان اصلی دولت بوده است. چه به عنوان وزیر امور خارجه، چه به عنوان رییس اجراییه و چه به عنوان رییس شورای عالی مصالحه. عبدالله خود را همیشه دومین فرد قدرتمند نظام جمهوریت میدانست. نظامی که در جنگ با طالبان قرار داشت و در بیست سال جنگ با این گروه، دهها هزار جنگجوی طالبان را نابود کرد. فرد دوم چنین نظامی باید در اسرع وقت اعدام میشد.
اینکه چرا طالبان کاری به کار عبدالله ندارند، چهار فرضیه را پیش میکشد. فرضیه اول این است که عبدالله پیش از سقوط جمهوریت، بند و بستی و قول و قراری با طالبان داشته است که از همان جا تضمینی برای ادامه زندگی در کابل بدست آورده است. در این صورت، عبدالله به نظام و به مردم خیانت کرده است. فرضیه دوم این است که عبدالله تحت تحفظ سازمانهای استخباراتی غربی قرار دارد. یعنی عبدالله در استخدام استخبارات غربی بوده و همانها که با طالبان نیز روابط پیچیده و محکم دارند، به طالبان گفتهاند که کاری به عبدالله نداشته باشند. در این صورت، عبدالله جاسوس خطرناک است و طالبان نیز مزدور اجنبی هستند که به فرمان استخبارات بیرونی، قاتل افراد خود را محافظت میکنند. فرضیه سوم این است که طالبان عبدالله را برای فریب و جلب توجه چهرههای سیاسی مخالف خود مورد استفاده قرار میدهند. یعنی او را در امن نگهداشتهاند تا از آن استفاده تبلیغاتی نمایند. به مخالفان خود بگویند که شما هم میتوانید مثل عبدالله و کرزی بیایید در کابل در خانه خود داشته باشید و ما کاری به شما نخواهیم داشت. البته فرضیه چهارمی به تعلقات تباری اشاره دارد. عبدالله از نظر تباری پشتون است و طالبان نیز بخاطر تعلق تباری، عبدالله را مورد تفقد قرار دادهاند.
اما هرچه باشد، میتوان از زندگی آرام و متنعم طالبان در زیر چتر طالبان این نتیجه را هم بیرون کرد که طالبان به تناقض رفتاری مواجهاند و عدالت ادعایی شان، دروغین است.
طالبان به گروه کینهتوز و خشنی معروفند که مخالفان و دشمنان خود را فراموش نمیکنند و با خشم و خشونت از آنان انتقام میگیرند. چنین گروهی، چگونه یکی از بزرگترین دشمنان خود را مورد عفو و ترحم قرار داده است؟ اینجا یک تناقض جدی رفتاری بروز میکند. اینکه طالبان رفتار صادقانه در هر موردی ندارند و در رفتار شان تناقض جدی دیده میشود.
همچنان در سه سال و نیم اخیر دیده شده که طالبان بسیاری از افراد عادی جامعه به ویژه در میان نظامیان پشین را ذیل عنوان انتقامگیری شکنجه، زندان و به قتل رسانیدهاند. یعنی اینگونه نیست که طالبان با همه دشمنان خود رفتار مترحمانه داشتهاند. در واقع آنان در آنچه تامین عدالت خوانده میشود، دوگانه عمل کردهاند. افراد عادی و نظامیان پیشین را که ماموران معذور بودهاند و به امر رهبران و آمران خود با طالبان جنگیدهاند، را شکنجه کرده و به قتل میرسانند اما آمران و رهبران را نه تنها که زندانی نمیکنند، بلکه تحت محافظت قرار داده و به آنان اجازه میدهند که زندگی پرتنعم خود را داشته باشند و از ثروتهای سیاه اندوخته شده در دوره جمهوریت بهرهبرداری کنند. این عملکرد طالبان مصداق آشکار اجرای معیوب و گزینشی عدالت است. چیزی که طالبان در شعار خود را از آن مبرا میدانند و مدعیاند که برای تامین عدالت مبارزه کردهاند.
آنگونه که دیده میشود، محافظان عبدالله عبدالله در امان نیستند. آنان که از اقشار پایین جامعه هستند و سالها عبدالله را محافظت کردند، اکنون تحت تعقیب طالبان قرار دارند و در صورت شناسایی، بازداشت میشوند و روانه زندان.
اما جدا از اینکه طالبان چه هستند و چه رفتارهای عجیب و غریبی دارند، روی دیگر سکه اشخاصی مثل عبدالله عبدالله هستند.
اینکه عبدالله چه تعبیری از ماندن خودش در کابل دارد، زیاد مهم به نظر نمیرسد. تنها توصیفی که میتوان به ماندن عبدالله در زیر چتر طالبان در کابل داشت، تسلیم شدن است. عبدالله و کرزی مصداقهای بارز رهبران تسلیمی هستند. اینها دو دهه فرزندان مردم را به جنگ با طالبان فرستادند اما سرانجام خود شان به این گروه تسلیم شدند و در زیر چتر این گروه آرام لمیدهاند.
کسانی که دیروز دعوای زعامت و رهبری یک کشور را داشتند اما امروز چنان ذلیل و بیچاره شدهاند که قادر به دفاع از محافظان خود نیستند. یا به عبارت دیگر اینها چنان کوچک بودهاند که به چیزی فراتر از خود فکر نمیکردهاند. آنان حتا خود را متعهد به حفاظت از نزدیک ترین افراد خود نمیدانند. برای یک سیاستمدار مدعی رهبری و زعامت، ذلتی فراتر از این نیست که مثلا محافظاش را زندانی کنند و او کاری برایش انجام ندهد و خوش باشد از اینکه با خودش کاری ندارند و میتواند آرام در خانه خود زندگی کند.
از اینجا میتوان به بیچارگی مردم افغانستان نیز پی برد. مردمی که چنین رهبرانی داشتهاند، واقعن مردم بیچاره و نیازمند ترحم هستند.
سازمان عفو بینالملل خواهان آزادی فوری مهاجران افغانستان در پاکستان شد

سازمان عفو بینالملل، امروز، جمعه، ۲۸ جدی/دی، با نشر بیانیهای از دولت پاکستان خواست که مهاجران بازداشت شده افغانستان را فوراً آزاد کند.
طبق گزارشها، در روزهای اخیر، پولیس پاکستان صدها مهاجر افغانستانی را در شهرهای راولپندی و اسلامآباد بازداشت و شماری از آنها را اخراج کرده است.
عفو بینالملل از پاکستان خواسته است که سیاست جدید خود مبنی بر الزام مدارک اضافی مانند اجازه اقامت (اناوسی) برای ماندن در اسلامآباد را لغو کند، زیرا به گفته این سازمان، چنین سیاستی گروههای آسیبپذیر و در معرض خطر جامعه مهاجران افغانستان در اسلامآباد را در شرایط بد قرار میدهد.
در بیانیه سازمان عفو بینالملل آمده است:«سال نو برای پناهجویان افغانستان در اسلامآباد با ترس و نگرانی همراه شده است، زیرا پولیس عملیاتهای شبانه، آزار و اذیت و بازداشت خودسرانه پناهجویان افغانستان را آغاز کرده است.»
مهاجران افغانستان در اسلامآباد گفتهاند که در دو هفته اخیر، پولیس پاکستان در شهرهای اسلامآباد و راولپندی کوچه به کوچه و خانه به خانه به دنبال مهاجران افغانستان رفته و مهاجران بدون مدرک و در مواردی هم مهاجران دارای ویزا را بازداشت کرده است.
بر بنیاد آمارهای سازمان ملل، پاکستان در یک سال اخیر، بیش از یک میلیون مهاجر افغانستانی را از شهرهای مختلف این کشور بازداشت و اخراج کرده است.
با روی کارآمدن طالبان، بیش از ده میلیون شهروند افغانستان از ترس طالبان و گرسنگی مجبور به ترک کشور شدند که بخش بزرگی از این جماعت آواره بشری به کشورهای پاکستان و ایران پناهنده شدند.
در یک سال اخیر اما ایران و پاکستان سیاست اخراج اجباری مهاجران افغانستانی را در اولویت کاری قرار دادهاند.
یکی از دلایل برخورد خشن کشورهای همسایه با مهاجران افغانستان، تنش موجود میان روابط ایران و پاکستان دانسته میشود.
ناظران اما میگویند که دولتهای ایران و پاکستان نباید، انتقام روابط تقابلی و تنشآلود با طالبان را از مهاجران بگیرند، زیرا که مهاجران خود قربانی سیاستهای ضد بشری طالبان اند.
پوتین به پزشیکان: پیمان شراکت راهبردی امضا میکنیم

ولادیمر پوتین، رییس جمهوری روسیه در دیداری که در کاخ کریملن با مسعود پزشکیان رییس جمهوری ایران داشته، بر اهمیت روابط دو کشور تاکید کرده و گفته که این روابط برای روسیه اهمیت ویژه دارد.
براساس گزارش رسانههای ایران، آقای پوتین در دیدار با مسعود پزشکیان گفته است:«امروز نه تنها تمام مسائل مربوط به موضوعات دوجانبه را بررسی خواهیم کرد بلکه معاهدۀ بزرگ و جامع همکاریهای راهبردی و شراکت راهبردی را به امضا میرسانیم.»
پوتین گفته است که روی این معاهده کار زیادی صورت گرفته و او خرسند است که این موضوع به پایان رسید.
پوتین تصریح کرده که امضای پیمان راهبردی میان روسیه و ایران، به تقویت همکاریهای آینده تجاری و اقتصادی کمک خواهد کرد .
به گزارش رسانههای ایران، ولادیمیر پوتین سرعت همکاریهای دو طرف را«قابل قبول» خوانده و گفته است که در سال گذشته تبادلات تجاری دو کشور ۱۵ درصد رشد داشته است.
در همین حال، مسعود پزشکیان رییس جمهوری ایران گفته است که «منطقه را باید دولتهای منطقه هدایت کنند و نیازی نیست که آن طرف دنیا بیایند و بخواهند منطقه را بههم بریزند و سیاستهای خودشان را اعمال کنند و حتما این ارتباطات نقشه آنان را نقش بر آب خواهد کرد.»
آقای پزشکیان افزوده که ارتباطات ایران و روسیه روزبهروز بیشتر میشود و امضای طرح جامع راهبری که سالها روی آن کار شده در تمام زمینهها ارتباطات دو کشور را تقویت میکند.
وی تصریح کرده که که «توافقات جدید نیروگاه هستهای جدید ایران امروز امضا شده و وارد فاز عملیاتی خواهد شد.»
پزشکیان گفته که«ما سعی کردهایم همۀ موانع موجود بر سر راه گسترش روابط را برطرف کنیم.»
مسعود پزشیکان دیروز به تاجیکستان سفر کرد و امروز به مسکو رفته است.
سفر پزشیکان به مسکو در حالی صورت میگیرد که برخی از تحلیلگران روابط ایران و روسیه پس از سقوط رژیم بشار اسد در سوریه را سرد توصیف میکنند و میگویند که این دو کشور به عنوان دو حامی رژیم بشار اسد، در آستانه سقوط سوریه به دست گروههای شبهنظامی با هم همآهنگی و همکاری نداشتهاند و حتا مواضع متضاد با هم داشتهاند.
چند روز پیش نوار صوتی یکی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در سوریه منتشر شد که روسیه را به خیانت به ایران در سوریه متهم کرد. او گفت که روسها به اسراییل کمک کردند تا فرماندهان سپاه در سوریه را از بین ببرد.
همچنان سفر پزشکیان به مسکو در حالی انجام میشود که اظهارات اخیر او در باره گفتوگو با امریکا، در محافل سیاسی ایران جنجالبرانگیز شده است. نیروهای سیاسی اصولگرا و نزدیک به رهبری نظام در ایران، آقای پزشکیان را با لحن تند بخاطر آنچه ابراز تمایل او به گفتوگو با امریکا خوانده میشود، مورد سرزنش قرار دادهاند.
ناظران میگویند که پزشیکان دارای دیدگاههای نرم و منعطف نسبت به روابط بینالمللی ایران است و از نظریه چندجانبهگرایی در سیاستگذاری خارجی پیروی میکند. امری که از نظر جریان اصولگرا خلاف اصول و ارزشهای تعریف شده انقلابی در ایران تعبیر میشود.
پاسخ ردِ بلاروس به درخواست همکاری طالبان

الکساندر لوکاشینکو، رییس جمهوری بلاروس گفته که افغانستان مانند سوریه علاقمند همکاری با بلاروس است اما شرایط پیچیده و دشوار افغانستان اجازه نمیدهد که به درخواست همکاری به این کشور پاسخ داده شود.
رییس جمهوری بلاروس افروده که دهها کشور میخواهند با بلاروس همکاری اقتصادی داشته باشند، اما برای بلاروس سخت است که بتواند درخواستهای آنها را برآورده کند.
این اظهارات، یک هفته پس از سفر لوکا شیویچ، معاون وزارت خارجه بلاروس به کابل بیان شده است.
وزارت امور خارجه حکومت خود خوانده طالبان، روز یکشنبه، ۲۳ جدی/دی، در خبرنامهای نوشت که لوکا شیویچ و شیر محمد عباس استانکزی، معین سیاسی وزارت خارجه طالبان دیدار و درباره همکاریهای سیاسی و اقتصادی گفتوگو کردند.
شیر محمد عباس استانکزی سفر این مقام بلاروس به کابل را یک تحول مهم در روابط بلاروس و افغانستان و آغازی برای همکاری های بلندمدت توصیف کرده بود.
با این حال، رییس جمهوری بلاروس گفته که«افغانستان نیز علاقهمندی خود را به محصولات ما نشان داده اما پیچیدگی اوضاع چالشهایی را برای گسترش همکاری ایجاد کرده است.»
ناظران میگویند که اظهارات لوکاشینکو پاسخ رد به درخواست همکاری اقتصادی طالبان با این کشور است.
رییس جمهوری بلاروس توضیحات بیشتری در مورد پیچیدگی اوضاع در افغانستان ارایه نکرده اما آگاهان امور میگویند که برسمیت شناخته نشدن طالبان، سیاستهای ضد حقوق بشری و ضد زنان این گروه و فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان، از مواردی است که اعتماد و اطمینان کشورها برای همکاری درازمدت اقتصادی با افغانستان را تحت تاثیر قرار میدهد.
به عقیده آگاهان، طالبان برغم علاقمندی و اشتیاق زیادی که برای جلب همکاری کشورهای مختلف جهان دارند، در عمل قادر به ایجاد وضعیت قابل اطمینان نشدهاند و هنوز هم بسیاری از کشورها، طالبان را یک رژیم استعجالی و گذرا برای افغانستان میدانند که عمر چندانی نخواهد داشت.
از یک مقاله علمی: «ایده قومیمحور دولت افغانی» نمیتواند در جامعه چند قومی پاسخگو باشد

شفیقالله شفیق دانشجوی مقطع دوکتورا، مقالهای با عنوان«چالشهای حاکمیت قانون و ناکارآمدی دولت در افغانستان» نگاشته که در آن به گونه علمی و روشمند، چالشهای حاکمیت قانون و ناکارآمدی دولت در افغانستان مورد بررسی قرار گرفته است.
در نتیجهگیری این مقاله میخوانیم:«چالشهای حاکمیت قانون و ناکارآمدی دولت در افغانستان ریشه در تاریخ پیچیده و متناقض این کشور دارند. تلاشهای اولیه دولتسازی ملی در افغانستان با روی کار آمدن امیر عبدالرحمن خان(۱۸۸۰ تا ۱۹۰۱) آغاز شد، که در آن دوران خراسان قدیم تحت عنوان جدید «افغانستان »نامگذاری شد.»
این تلاشها به عقیده نویسنده عمدتاً حول ایجاد یک دولت مرکزی و یکپارچه با تأکید بر هویت قومی شکل گرفت و هدف آن تقویت قدرت دولت افغانستان در برابر شورشها و بحرانهای داخلی بود. اقداماتی که هرگز منجر به استقرار کامل و پایدار حکومت نشد و افغانستان همواره با بحرانها، جنگها و شورشها دست به گریبان بوده است.
در ادامه میخوانیم:«یکی از مهمترین موانع در فرآیند دولت سازی در افغانستان، وابستگی عمیق به هویت قومی و سیاست گروهگرایی بوده است. این وابستگی، بسترهای لازم برای حاکمیت قانون و نهادسازی را به شدت محدود کرده است. ساختار دولت افغانستان که عمدتاً بر اساس هویت تک قومی پایهگذاری شده، نتواسته است با شکافهای عمیق اجتماعی در جامعه چندقومیتی افغانستان سازگاری پیدا کند. در نتیجه، این مسئله موجب بیاعتمادی گسترده میان گروههای سیاسی و قومی شده و نظامها را به گسست و فروپاشی مواجه ساخته است. به طور خاص، قومی سازی فرآیندهای سیاسی و دولتی مانع از شکلگیری یک قرارداد اجتماعی فراگیر و وحدتبخش شده و در نهایت به بحرانهای مداوم در زمینه حاکمیت قانون دامن زده است.»
نویسنده به این باور است که «ساختار و رویکرد قومیمحور حول دولت سازی همچنین نتواسته است زمینههای نوسازی و توسعه پایدار را فراهم کند. ناکامی در توسعه اقتصادی و اجتماعی نه تنها به فساد سیاسی گسترده دامن زده است، بلکه باعث شده است که دولت نتواند مشروعیت لازم را در میان شهروندان افغانستان کسب کند، چه در شهرها و چه در روستاها، و چه در روابط میان گروههای قومی مختلف. بدین
ترتیب، فساد سیاسی و ناکارآمدی ساختاری به بحرانهایی عمیقتر و فرسایشیتر تبدیل شدهاند.»
به اعتقاد نویسنده«نتیجه این سیاستها و ساختارهای ناپایدار، افزایش اختلافات قومی و فرهنگی و تداوم ناکارآمدی دولت بوده است. تاریخ سیاسی افغانستان نشان داده که نظامهای مختلف سیاسی در این کشور به دلیل فساد گسترده و عدم کارآیی ساختاری به سرعت سقوط کردهاند. در واقع، تلاشهای پی درپی برای ساخت دولت حول محور ایده قومی و گروهگرایی نه تنها نتواسته است این اختلافات را کاهش دهد، بلکه آنها را تشدید کرده است. این امر به طور مستقیم موجب گسترش خشونتهای سیاسی و درگیریهای قومی در سطح جامعه شده و کشور را در گرداب بحرانهای سیاسی و اجتماعی قرار داده است.»
برای رسیدن به یک دولت پایدار و دموکراتیک در افغانستان، نویسنده معتقد است که اصلاحات ساختاری عمیق و گفتوگوهای همه جانبه میان گروههای اجتماعی و فرهنگی برای بازسازی دولت صورت گیرد. در این مسیر، باید به طور جدی از هرگونه تمایل قومی و تقدسگرایی سنت قومی دوری جست و تمرکز خود را بر نهادسازی مؤثر، تقویت حاکمیت قانون و ایجاد اعتماد عمومی در میان اقشار مختلف جامعه گذاشت. تنها از این طریق است که فرآیند دولتسازی میتواند به طور موفق و پایدار پیش رود و به یک فرآیند همگانی و جامع تبدیل شود. افغانستان برای دستیابی به ثبات و پیشرفت باید به بازنگری عمیقی در مدلهای دولتسازی خود بپردازد. ایده قومیمحور دولت افغانی که از بخشی از تاریخ و فرهنگ سیاسی این کشور ناشی میشود، دیگر نمیتواند به تنهایی پاسخگوی نیازهای جامعه چند قومیتی افغانستان باشد.
به باور نویسنده، اصلاحات ساختاری و گفتوگوهای فراقومی بهویژه در زمینه ایجاد یک قرارداد اجتماعی فراگیر و وحدت دموکراتیک میتواند راه حلهای ضروری برای عبور از بحرانهای سیاسی و اجتماعی موجود باشد. تنها از طریق این تغییرات است که میتوان به حاکمیت قانون و دولتی کارآمد و پایدار دست یافت که قادر به پاسخگویی به نیازهای جامعهای پیچیده و چندگانه مانند افغانستان باشد.
عمرانخان نخست وزیر پیشین پاکستان به ۱۴ سال حبس محکوم شد

دادگاهی در لاهور پاکستان امروز، جمعه، ۲۸ جدی/دی، عمران خان نخست پیشین این کشور را در پیوند به پرونده فساد، به ۱۴ سال زندان محکوم کرد.
خبرگزاری رویترز گزارش داده که عمرانخان در پرونده اختلاس به ۱۴ سال زندان محکوم شده است.
عمران خان از اگست ۲۰۲۳ تا کنون به اتهام فساد در شهر راولپندی پاکستان در زندان به سر میبرد.
در این پرونده ادعا شده است که فعالان بخش مسکن در پاکستان به ازای دریافت کمکهای غیرقانونی در دوره نخستوزیری عمرانخان زمینهایی را به عنوان هدیه به او و همسرش اهدا کردهاند.
براساس گزارش رویترز، بشرا بی بی، همسر عمرانخان که پیش از این به قید وثیقه آزاد شده بود، نیز به ۷ سال زندان محکوم شده و بازداشت شده است.
حزب تحریک انصاف به رهبری عمران خان با انتشار بیانیهای، حکم صادر شده علیه آقای خان را «فاقد مبانی محکم» خوانده و گفته که این حکم فروخواهد پاشید.
اتهامهای دیگری که به عمران خان وارد است، تحریک به خشونت و ازدواج غیرقانونی است.
اعضای حزب تحریک انصاف و هواداران عمران خان چندبار در اعتراض به بازداشت و زندانی شدن او دست به راهپیمایی زدهاند.
چندی پیش راهپیمایی حزب تحریک انصاف به خشونت کشیده شد و شماری از معترضان و نیروهای پولیس کشته و زخمی شدند.
نتایج یک مطالعه: ۹۰ درصد مردم افغانستان دچار فقر و مشکلات روانیاند

یک دانشگاه امریکایی مطالعهای را در مورد وضعیت بشری در افغانستان انجام داده که نشان میدهد نزدیک به ۹۰ درصد شهروندان افغانستان از سطح پایین کیفیت زندگی از جمله ناامنی غذایی، دسترسی محدود به خدمات بهداشتی و میزان بالای مشکلات روانی برخورداراند.
در این مطالعه که در سال ۲۰۲۳ بر پایه نظرسنجی انجام شده، ۸۷۳ تن از شهروندان افغانستان که در داخل کشور زندگی میکنند، به سوالهای پژوهشگران پاسخ دادهاند.
نتایج این مطالعه به شرح زیر، توضیح داده شده است:
۸۸.۳۸ درصد از شرکتکنندگان از ناامنی غذایی رنج میبرند.
۸۸.۷۸ درصد دسترسی محدود یا هیچ دسترسی به خدمات بهداشتی نداشتند.
۸۳.۵۹ درصد تماس کمی با خانواده و دوستان داشتند.
۸۴.۸۲ درصد تهدید به خشونت را تجربه کرده بودند.
۷۱.۹۷ درصد حداقل یک یا چند عضو خانواده (کشته یا آواره) را از دست دادهاند.
فشار روانی-اجتماعی مردم بلند بوده که کمخوابی و خشم عوامل برجسته آن گزارش شده است
همچنان:
عدم دسترسی به کمکهای بشردوستانه؛
فقدان آزادی بیان و حقوق زنان؛
سوءتغذیه؛ و
میزان بالای بیکاری و از دست دادن شغل در کنار موارد بالا گزارش داده شده است.
پژوهشگرانی که این مطالعه را انجام داده و نتایج نظرسنجی را تجزیه و تحلیل کردهاند، درباره وضعیت کنونی افغانستان گفتهاند که «وضعیت به قدری وخیم شده که تقریباً هر فرد، بدون توجه به پیشینهاش، تحت تأثیر منفی قرار گرفته است.»