خبرگزاری پورانا

واکنش‌ها به پیشنهاد تشکیل شورای حل و عقد از سوی سیاف

عبدرب الرسول سیاف، رهبر حزب اتحاد اسلامی افغانستان و از چهره‌های سیاسی مخالف طالبان که از اعضای ارشد شورای عالی مقاومت برای نجات به شمار می‌رود، اخیراً به ایران سفر کرده و با شماری از مقام‌های جمهوری اسلامی دیدار کرده است.

این عضو ارشد شورای عالی مقاومت برای نجات، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایراف، پیشنهاد تشکیل شورای حل و عقد برای تامین مشروعیت حکومت را مطرح کرده که با واکنش‌های گسترده همراه شده است.

آقای سیاف اظهار داشته که نظام طالبان فاقد مشروعیت است و باید نمایندگان مردم در انتخاب زعیم مشارکت داشته باشند. وی افزود که در صورت انتخاب زعیم توسط این شورا، مردم با آن بیعت خواهند کرد.

رهبر حزب اتحاد اسلامی افغانستان، تصریح کرده است که اگر طالبان شورای حل و عقد تشکیل بدهند، «آن‌ها» با آن مخالفتی نخواهند داشت و فیصله شورا را خواهند پذیرفت، حتی اگر خود در شورا حضور نداشته باشند.

بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی از جمله آگاهان امور دینی، تشکیل شورای حل و حقد را ابزاری در جهت تحقق یکی از اهداف طالبان برای کسب مشروعیت خوانده‌اند. آنان معتقدند که طالبان می‌توانند با توسل به چنین راه‌کاری، مشروعیتی نمادین برای خود کسب کنند، بی‌آن‌که مشارکت واقعی اقوام وجریان‌های سیاسی برای تامین صلح و ثبات دایمی در کشور تامین شود.

عزیز احمد حنیف، یکی از آگاهان امور دینی، در برگه فیسبوک خود پرسیده است که «آیا در طول تاریخ سیاسی مسلمانان به شمول دوره‌ی خلفای چهارگانه‌ی صدر اسلام ما شاهد شورایی بدین نام بوده‌ایم؟»

آقای حنیف در ادامه می‌نویسد:«به‌جز همان شورای سمبولیک سال ۱۳۷۱هـش برای گزینش استاد ربانی شهید در شهر کابل، در هیچ زمانی مسلمانان شورایی به‌نام اهل حل و عقد نداشته‌اند. این نام، برای نخستین بار از سوی ابوالحسن اشعری در اوایل قرن چهارم مطرح گردید و پس از وی توسط امام جوینی، غزالی، تفتازانی، ماوردی، ابن خلدون و دیگران به یک تئوری تبدیل شد اما هیچ زمانی جامه‌ی عمل نپوشید.»

این آگاه امور دینی می‌گوید:«هدف و فلسفه‌ی شورا، از منظر فقه سیاسی اسلام و حقوق بین الملل، نمایندگی از مردم در تصمیم‌گیری‌های کلان است که کاربرد رأی تمام اتباع در آن دشوار باشد. ساختارهای سمبولیک به‌هر نامی که باشد، نه مطلوب و منظور فقه سیاسی اسلام است و نه مقتضای جهان معاصر.»

عبدالله پیمان از آگاهان امور سیاسی در واکنش به پیشنهاد تشکیل شورای حل و عقد از جانب عبدالرب رسول سیاف در برگه فیسبوک خود نوشته است:«مردم از حضرت استاد انتظار داشتند در گفتگوها با مقامات ایرانی از موضع دموکراسی خواهی و حق انتخاب گری شهروندان کشور سخن بگویند، نه این که بر ضرورت تشکیل “شورای حل و عقد” که معلوم نیست چیست! پای بفشارند و به طالبان پاس گٌل بدهند.»

مهرزاد عظیمی یکی از فعالین فرهنگی، پیشنهاد آقای سیاف برای تشکیل شورای حل و عقد را از منظر قومی مورد بررسی قرار داده و نوشته است: «وقتی آدمی چون عبدالرب رسول سیاف با همه آگاهی که دارد و می‌آید در قرن ۲۱ بحث شورای حل و عقد را به عنوان گزینه‌ی تغییر در روند طالبانیسم مطرح می کند، دو پیام بیشتر ندارد، ۱) همسوی و هم باوری با گروه طالبان و ۲) دشمنی با مدرنیته و آزادی که تامین کننده‌ی بقای قبیله در افغانستان/ خراسان است. زیرا، پشتون‌ها نیک می‌دانند که اگر حکومتی مردمی و ساختار مدرن ایجاد شود؛ دیگر جایی در میهن و میان مردمی که به آگاهی نسبی رسیده‌اند؛ ندارند.»

عبدالرب رسول سیاف، از چهره‌های مطرح مخالف طالبان هم در دوره جنگ علیه طالبان تحت فرماندهی احمدشاه مسعود(سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰) بود و هم در دوره جمهوریت بیست ساله همواره مواضع تند ضد طالبانی اتخاذ می‌کرد. پس از برگشت طالبان به قدرت آقای سیاف به همراه جمعی از سیاسیون مخالف طالبان، شورای عالی مقاومت برای نجات را در ترکیه ایجاد کردند و از چهره‌های کلیدی این جریان به شمار می‌رود. شورای عالی مقاومت برای نجات اما موضوع مصالحه با طالبان را در سه و نیم سال اخیر مطرح کرده و مبارزه مسلحانه با این گروه را مشروط به عدم پذیرش طرح صلح از سوی طالبان کرده است. موضعی که همواره با انتقاد همراه بوده است.

سفر اخیر آقای سیاف به ایران، به ویژه پس از آن‌که گزارش‌هایی در خصوص دیدار هیأتی از سپاه‌پاسداران جمهوری اسلامی ایران در ترکیه با اعضای شورای عالی مقاومت برای نجات نشر، با حساسیت و تردید دنبال شده است. مقام‌های رسمی ایران، اعلام کردند که سفرآقای سیاف به ایران یک سفر درمانی بوده است اما نزدیکان آقای سیاف گفته‌اند که او از سوی مقام‌های دولت ایران دعوت شده است.

ایران برغم تنش‌هایی که هر از گاهی با طالبان داشته، روابط گسترده نیز با این گروه برقرار کرده و به اعتقاد آگاهان، مثل بسیاری از کشورهای دیگر ایران نیز با طالبان بازی دوگانه می‌کند. اخیراً وزیر امور خارجه ایران به کابل سفر کرد که آگاهان آن را تلاش ایران برای ورود جدی به موضوع افغانستان و ارتقای سطح مناسبات میان تهران و طالبان تعبیر کردند.

در همین حال، سفر عبدالرب رسول سیاف به تهران و پس از دیدار مقام‌های سپاه پاسداران در ترکیه با آقای سیاف، گمانه‌هایی مطرح شده که ایران در تلاش نزدیک سازی بخشی از جریان‌های سیاسی مخالف طالبان با طالبان است. هم‌چنان این گمانه مطرح شده که ایران همزمان با تلاش برای نزدیک سازی مخالفان طالبان با این گروه، در صدد ایجاد اهرم‌های فشار بیشتر بالای طالبان است تا بتواند تضمین‌های لازم را برای قبولاندن حرف خود بالای طالبان بدست آورد. این بدان معناست که ایران همزمان با گسترش روابط با طالبان، با مخالفان طالبان نیز روابط خود را تقویت می‌کند تا در صورت لزوم بتواند اهرم فشار در اختیار داشته باشد.

ایران در اوایل برگشت طالبان به قدرت نیز تلاش کرد تا طالبان را با مخالفان این گروه به ویژه احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت ملی آشتی بدهد اما در آن زمان تلاش‌ها به ثمر ننشست و طالبان حاضر نشدند تحت شرایط منعطف‌تر با مخالفان مذاکره کنند.

در این اواخر اما، تنش‌ها و اختلاف‌های درونی طالبان بیشتر شده و ناظران می‌گویند که روند فروپاشی این گروه آغاز شده است. امری که کشورهای منطقه نیز در آن بی‌تاثیر نیستند.

با توجه به نکات بالا، به نظر می‌رسد که پیشنهاد تشکیل شورای حل و عقد از سوی سیاف تا حدود زیادی پیشنهاد ایران نیز برای حل معضلات سیاسی افغانستان پنداشته می‌شود.

ایران بارها از طالبان خواسته است که برای تامین مشروعیت داخلی حکومت فراگیر تشکیل دهند. خواسته‌ای که طالبان با دهن‌کجی به آن پاسخ داده و آن را مداخله در امورداخلی افغانستان خوانده‌اند.

گفتنی است که طالبان از نظر قومی، یک گروه پشتونی است. آگاهان امور سیاسی در افغانستان می‌گویند که تامین مشارکت قومی فقط از طریق انتخابات ممکن است و تلاش برای تامین مشارکت از طریق راه‌کارهای غیر انتخاباتی، راه بجایی نمی‌برد و در خوش‌بینانه‌ترین حالت، منجر به مشارکت صوری خواهد شد که پایدار نخواهد بود.

افغانستان از اقوام مختلف تشکیل شده و چهار قوم بزرگ از نظر جمعیت، تاجیک‌ها، هزاره‌ها، پشتون‌ها و ازبیک‌ها هستند. به اعتقاد آگاهان مسایل سیاسی افغانستان، مشارکت واقعی آن است که دستکم از چهار قوم بزرگ نمایندگان واقعی آنان در ساختار رهبری و تصمیم گیری کشور شریک برابر باشند تا همه اقوام احساس امنیت داشته باشند و این اطمینان بوجود آید که هویت قومی و تباری شان و ارزش‌ها و سرزمین‌های شان در معرض حذف و نابودی از سوی گروه حاکم قرار نمی‌گیرد.

با توجه به نکات فوق، تلاش ایران برای سهیم‌سازی شماری ازچهره‌های جهادی و قومی که با طالبان از نظر فکری و عقیدتی تفاوت ماهوی چندانی ندارند، به عقیده آگاهان نمی‌تواند منجر به یک راه حل بنیادین گردد.

نویسنده: بهرام بهین

خروج از نسخه موبایل