خبرگزاری پورانا

پیش‌نویس قانون اساسی نظام فدرالی در افغانستان منتشر شد

مجمع فدرال‌خواهان افغانستان روز جمعه، ۱۰ حوت/اسفند، در یک نشست دو روزه در ویانا پایتخت اتریش، پیش‌نویس قانون اساسی مورد نظر خود را منتشر کرد.
سرور دانش، معاون پیشین ریاست جمهوری افغانستان و رئیس کمیته قانون اساسی مجمع فدرال‌خواهان گفت که پیش‌نویس قانون اساسی فدرال در ۱۲ فصل و ۲۰۷ ماده تدوین شده است.
او گفت منشور فدرال‌خواهان و پیش‌نویس قانون اساسی فدرال از دست‌آوردهای مهم این مجمع است.

وی تصریح کرد که این پیش‌نویس با استفاده از دانش حقوقی کارشناسان، قوانین اساسی پیشین و قوانین اساسی کشورهای مانند امریکا، سوئیس، آسترالیا، بلجیم و شماری از کشورهای دیگر تدوین شده است.
سرور دانش در مراسم معرفی این پیش‌نویس گفت فلسفه اساسی قانون اساسی در همه کشورها این است که روند و چارچوب دولت-ملت سازی را بربنیاد واقعیت‌های عینی یک جامعه تعیین می‌کند. او خاطرنشان کرد که این روند در قوانین اساسی گذشته افغانستان بر یک «چرخه معیوب و ناقص» بنا نهاده شده بود.
وی افزود که حکومت‌های برآمده از قوانین اساسی گذشته به شدت متمرکز و در تضاد با وقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی افغانستان بوده است.

دانش افزود که قرار است این پیش‌نویس به برخی از رهبران جریان‌های سیاسی و شخصیت‌های علمی و اکادمیک فرستاده شود تا در یک مشوره وسیع‌تر از نظریان آنها هم استفاده شود.

نخستین ماده پیش‌نویس قانون اساسی فدرال افغانستان چنین است: «افغانستان کشور اسلامی مستقل، متحد و دارای حاکمیت است و نظام سیاسی آن جمهوری پارلمانی فدرال و مبنتی بر اراده مردم می‌باشد».
لطیف پدرام رهبر حزب کنگره ملی افغانستان که از وی به عنوان کلیدی‌ترین چهره سیاسی فدرال‌خواه و مدافع سرسخت نظام فدرالی یاد می‌شود، گفت که نظام فدرالی برای جلوگیری از تکرار چرخه جنگ طراحی شده و تامین عدالت و تقسیم عادلانه قدرت از اهداف دیگر آن است.

بسیاری از آگاهان مسایل سیاسی در افغانستان معتقدند که یکی از عوامل اساسی شکل نگرفتن ثبات سیاسی در کشور، نظام سیاسی متمرکز است که زمینه انحصار قدرت در دست یک گروه قومی و سیاسی را فراهم می‌کند و موجب تشدید منازعه و بی‌ثباتی می‌گردد.

با این حال موثریت نظام فدرالی در پایان بخشیدن به روند جنگ و بی‌ثباتی هنوز محل بحث و تردید است. منتقدان طرح فدرالی می‌گویند که این طرح الزامن به معنای پایان جنگ و منازعه نیست و عوامل دیگری از جمله قوم‌گرایی شدید و ستم نهادینه شده قومی نیز عامل جنگ است که ثبات هر ساختار سیاسی را به مخاطره مواجه می‌کند.

خروج از نسخه موبایل