خبرگزاری پورانا نوشتههای برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش “نظرها” به نشر میرساند. مسوولیت نوشتهها بدوش نویسندگان است.
………………………………………………………………
شبی که گذشت در دو برنامه اسپس سرزدم و مدتی شنونده بودم که در باره کریکت برگزار شده بود. یکی توسط مجیب مهرداد و دیگری توسط بهار مهر برگزار شد بود. بحث در مورد سیاسی بودن و نبودن ورزش، قومی بودن و نبودن کریکت و ضرورت تحریم کردن و تحریم نکردن تیم کریکت بود.
البته کریکت یک بهانه بود، اصل بحث- که باید هم چنین میبود- روی مسایل قومی بود. روی اختلاف تاجیک و پشتون. یا پشتون و غیرپشتون.
آقای مجیب مهرداد با این دیدگاه برنامه برگزار کرده بود که برغم مشکلات قومی موجود، نخبگان باید راه تعامل و گفتوگو میان قومی را بپیمایند و با گفتوگو باید مشکلات و معضلات قومی کشور را حل کرد. لابد آقای مهرداد به این باور است که هنوز اعتماد ملی چنان آسیب ندیده که امکان تعامل و گفتوگو میان اقوام به ویژه تاجیک و پشتون از بین رفته باشد.
آقای بهار مهر اما با این دیدگاه برنامه برگزار کرده بود که امکان گفتوگو و تعامل از بین رفته و باید راه دیگری برای حل مشکلات پیدا کرد.
با این تفاوت که آقای مهر، کریکت را بخاطر نزدیکی اعضای ارشد این تیم با مقامهای طالبان قابل تحریم میدانست و البته مثل بسیاریهای دیگر میگفت که طالبان را نباید یک گروه قومی/پشتونی دانست. موضوعی که در میان تاجیکان متنازعفیه است. بسیاری از نخبگان فکری تاجیک معتقدند که طالبان یک گروه قومی/پشتونیاند و انکار عامل قومیت در شناخت طالبان گمراه کننده است.
در اتاق گفتوگوی مجیب مهرداد، موافقان و مخالفان گفتوگو و تعامل قومی زیاد بودند. در این اتاق هرچند گرداننده طرفدار گفتوگو بود اما از دو طیف موافقان و مخالفان سخنران حضور داشت. در اتاق بهار مهر اما بیشتر سخنرانان طرفدار عدم گفتوگو حضور داشتند.
بحثهای خوبی صورت گرفت. دیده میشود که نسل نخبه تاجیک کم کم وارد مرحله جدی در مورد مسایل مهم و حیاتی قومی شده است. برای من جای امیدواری بود که خیلی از نخبگان تاجیک درک بسیار خوبی از مسایل قومی پیدا کرده و با صراحت در مورد مسایل قومی صحبت میکنند و بر لزوم اتحاد نخبگان تاجیک برای پیدا کردن راه حل های اساسی مبتنی بر ایده قومیت تاکید دارند.
این تحول مهم در حوزه گفتمان هویتی تاجیکان است. اسپس فرصت خوبی برای تبادل دیدگاه و ایجاد همفکری میان نخبگان تاجیک فراهم کرده است. این فرصت برای گفت وگو با سایر اقوام نیز مساعد شده است.
اما آنچه برای من قابل توجه بود این است که تاجیکان دستکم در دو اتاق گفتوگوی یاد شده، به دو گروه تقسیم شده بودند. یک گروه از گفت وگو حرف پشتونها حرف میزد و یک گروه از عدم گفتوگو و پایان یافتن فرصتهای گفتوگو.
من در اینجا در این مورد داوری نمیکنم که کدام یک از دو دیدگاه یاد شده درست یا نادرست است اما به دو نکته اشاره میکنم که در بحث دو اتاق یاد شده به نظرم مغفول واقع شد.
اول اینکه، بحث میان تاجیکان در مورد گفت و گو و عدم گفتوگو با پشتونها در زمانی مطرح میشود که پشتونها هیچ در این مورد بحث نمیکنند. در میان پشتونها من ندیده ام این بحث باشد که آیا با تاجیکان گفتوگو کنیم یا نکنیم. در آن سوی خط انگار همه متفقاند که نیازی به گفتوگو نیست. آنان از موضع قدرت حرف میزنند و گفتوگو را نیاز نمیدانند. بناً بحثی هم در بارهاش ندارند. این امر باعث میشود، که اختلاف در میان تاجیکان در مورد اینکه گفتوگو کنیم یا نکنیم، به یک بحث بیهوده مبدل میشود. وقتی طرف آماده گفتوگو نباشد و هیچ پیامی دال بر ضرروت گفتوگو به شما ارسال نکرده باشد، چرا شما باید در این باره بحث کنید که گفتوگو کنیم یا نکنیم؟ موقع این بحث این است که پشتونها به شما پیام بدهند که حاضر به گفتوگواند.
دوم اینکه، تاجیکان متوجه این نیستند که در قدم اول خود شان نیاز دارند که بین خود گفتوگو کنند. من تا کنون شاهد گفتوگوی جدی میان تاجیکی نبودهام. تاجیکان اختلافات زیادی دارند. برای حل این اختلافها تا کنون گفتوگوهای روشمند و موثری انجام نشده است. مادامی که در این زمینه گفتوگو نشود و توافق جمعی در خصوص مسایل کلان بوجود نیاید، بحثهایی پیرامون مسایل بیرون قومی به نظر من پیش از وقت و بیهوده است. تاجیکان اول باید روی چند اصل اساسی در مورد مسایل سیاسی، قومی، ملی، فرهنگی و نظامی میان خود گفتوگو کنند. از این گفتوگوها باید یک خروجی بدست آید. مبتنی بر همین خروجی باید گفتوگوهای بیرون قومی اساس گذاشته شود. اگر اصول مورد توافق در داخل قوم شکل نگیرد، گفتوگو با سایر اقوام نتیجه خوبی برای تاجیکان به ارمغان نخواهد آورد.
البته یکی از سخنران در اتاق گفتوگوی بهار مهر به این نکته اشاره کرد اما به صورت اساسی تا کنون بحثی در این خصوص نشده است.
گفتوگوهای دورن تاجیکی، چگونه، توسط چه کسانی باید آغاز شود؟ موضوعات اساسی قابل بحث که نیاز به توافق جمعی دارد کدامها اند؟ چقدر میتوان زمان برای به نتیجه رسیدن این بحثها در نظر گرفت؟ به اعتقاد من این پرسشها مهماند و مادامی که در این زمینه کارهای روشمندی صورت نگیرد، بحث در باره مثلا کریکت و بحثهای دیگری که رفتارها و گفتارهای قومی پشتونها به آن دامن میزند، راهگشا نیست.
جالب است که هنوز خیلی از نخبگان فرهنگی تاجیک در همین دو برنامه، از فرهنگیان پشتون گلایه داشتند که چرا چنین و چنان میکنند که موجب ناراحتی و نادیده گرفتن ما می شود. به این دوستان باید گفت که این روش و منش پشتونها بیسابقه نیست اما این ما بودیم که در گذشته متوجه نبودیم که پشتونها چه نیات و برنامههای علیه ما دارند. یا به هرحال خود را گول میزدیم.
در مورد کریکت و قومی بودنش که به نظر من نباید جای هیچ بحث و جدلی داشته باشد. کریکت به چند دلیل یک بازی پشتونی است. اول اینکه همه عقلامندان کریکت پشتونها هستند. دوم اینکه این بازی در مناطق پشتونها به منصه ظهور رسیده است. سوم اینکه بازیکنان این تیم پشتونهااند. چهارم اینکه رهبران سیاسی و حاکمان پشتون در گذشته و حال با انگیزههای صرفاً قومی به حمایت از کریکت پرداختهاند. پنجم اینکه تیم کریکت بیبشتر در جهت تقویت روایت قومی قدرت از سوی پشتونها مورد استفاده قرار گرفته است.
نویسنده: نورالله ولیزاده، روزنامهنگار
برگفته شده از: صفحه فیسبوک نورالله ولیزاده