خبرگزاری پورانا نوشتههای برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش “نظرها” به نشر میرساند. مسوولیت نوشتهها بدوش نویسندگان است.
………………………………………………………………
یک تعداد دوستان را میبینم که در این روزها با آب و تاب از گفتوگوی میان قومی در افغانستان صحبت میکنند. فکر کنم که سلسله جنبان این بحثها کرزی و جمهوریتیهای پشتوناند که جمهوریتیهای فاقد داعیه قومی تاجیک و هزاره و ازبیک نیز به سیاق گذشته آنان را همراهی میکنند.
اما هرچه باشد، من با آنکه بارها به صراحت بحث قومی را مطرح کردهام و معتقد به اینم که مشکل افغانستان قومی است و راه حل هم الزامن قومی است، به گفتوگو بیباور نیستم و دشمنی و نفرت قومی بالذاته با کدام قوم و تبار ساکنن در کشور ما هم ندارم. اما معتقدم که گفتوگو صاف و شفاف و متمرکز به اصل معضل باشد. گفتوگو باید قومی باشد. اگر کسانی فکر میکنند که بحث قومی را کنار بگذاریم و تصور کنیم که مطرح کنندگان مباحث قومی دیکته شده گان از بیرون اند و در نتیجه چند نفر میتوانند با مطرح کردن بحث های عاطفی سرسری اخوت و برادری، کلوخی به آب بگذارند و بگذرند، اشتباه میکنند.
مشکل قومی است و اول باید شفاف سازی کرد که مقصر اصلی دامن زدن به مسایل قومی، کدام قوم است. به اصطلاح اول باید مشخص کرد که مقصر در این دعوا کیست. من معتقدم که مقصر پشتونیسیتها اند. آنها اند که با طرح برتری قومی و تمامیت خواهی قومی، دیگران را مجبور به دفاع از قوم و قبیل خود کردهاند. حاضرم در این زمینه با هر که بحث کنم.
بنابراین گفتوگوی قومی اول از دهلیز اعتراف پشتونها به تقصیر شان میگذرد. آیا پشتونها تقصیر خود را میپذیرند؟ کدام پشتونها؟ میبینیم که پشتونها هم چندین گروه و شاخه سیاسی و نظامی هستند.فرض کنیم که پشتونها آدرس مشخص سیاسی داشته باشند و تقصیر را بپذیرند. این البته اولین قدم است.
قدم بعدی این است که پشتونها به یک طرح مشارکتی عادلانه تن بدهند. یعنی صرف قبول تقصیر کافی نیست. باید به طرحی که تامین کننده عدالت قومی باشد و مشارکت معنادار همه اقوام در قدرت را تضمین کند، پشتونها تن بدهند. بپذیرند که تا کنون مسیر اشتباه را رفتهاند و اصلاح آن تن دادن به یک طرح مشارکتی است.
قدم سوم، این است که در صورت پذیرش تقصیر از جانب پشتونها و توافق شان روی یک طرح مشارکتی، باید تضمینی برای پایداری و ثبات پشتون ها در پای توافق وجود داشته باشد. تجربه نشان داده که پشتونها در این زمینه قابل اعتماد نیستند. آنان هر موقع که فشار داخلی یا خارجی افزایش یابد به نشانه تایید، روی طرح مشارکتی سر میجنبانند اما بعدتر که فرصت مساعد شد و به اهرم های قدرت دسترسی پیدا کردند، علیه مشارکت اقدام میکنند. مثلی که در بیست سال اخیر کرزی و غنی چنین کردند.
پس دوستان غیرپشتون(به ویژه تاجیکها) که علاقمند، مشارکت با پشتونها هستند و ایده گفتوگو را دامن میزنند، باید در ذهن شان طرح جامعی داشته باشند که متضمن مراحل سه گانه فوق باشد و بتوانند به سوالها در این خصوص پاسخ بدهند. و الا هر تلاشی برای گفتوگو و تفاهم، در حالی که هنوز پشتونها تقصیر را نپذیرفته باشند و بر دهل زورگویی و تمامیت خواهی بکوبند، یک تلاش معاملهجویانه و تسلیمطالبانه شخصی از سوی اشخاص خاصی برای کسب منافع شخصی کوتاه مدت است. به عبارتی یک تلاش ماموریتطالبانه در یک نظام پشتونی است که دارویی برای دردها و زخمهای خونین و چرکین گذشته و حال نیست و در آینده نیز متضمن ثبات نخواهد بود.
نویسنده: نورالله ولیزاده، روزنامهنگار
برگفته شده از: برگه فیسبوک نورالله ولیزاده