نویسنده: حامد رهگذر
تاجیکان در شکلدهی تاریخ و تمدن بشر و توسعه علم و فرهنگ نقش برجستهای داشتهاند. آثار جاودانهای چون قانون ابنسینا، که اساس پزشکی مدرن را بنا نهاد، و دستاوردهای ذکریای رازی در علوم پزشکی از افتخارات این قوم است. نامهای بزرگی چون خیام، فردوسی، و بیرونی از شخصیتهای برجسته علمی و فرهنگی تاجیکان آنان که نقش موثری در توسعه معرفت بشر و خلق آثار گرانبهانی ادبی داشتند. دستاوردهای این قوم در تاریخ، همسنگ با تلاشهای کوروش و داریوش کبیر در تمدن ایرانزمین است.
تاجیکان پیش از اسلام
پیش از اسلام، تاجیکان پیامبری یکتاپرست به نام زرتشت داشتند که با اصول اخلاقی گفتار نیک، پندار نیک، و کردار نیک، پیروان خود را به زندگی متعالی دعوت میکرد. تقویم خورشیدی، بهعنوان دقیقترین تقویم جهان، نیز توسط عمر خیام، دانشمند بزرگ تاجیک، طی هشت سال طراحی و تدوین شد.
نقش تاجیکان در تمدن اسلامی
در دوران اسلامی، تاجیکان نقشی بیبدیل در گسترش علم و دین ایفا کردند. امام بخاری، تدوینکننده صحیح بخاری، یکی از مهمترین منابع حدیث اسلامی، و امام ابوحنیفه، بنیانگذار مذهب حنفی، از این قوم بودند. تاجیکان نقش برجستهای در توسعه معرفت دینی و در آمیختن فرهنگ بومی خراسانی با مفاهیم دینی داشتند.
شخصیتهای برجستهای مانند ابومسلم خراسانی، شاه اسماعیل سامانی، و یعقوب لیث صفاری، نقش مهمی در حفظ و اعتلای زبان فارسی، فرهنگ خراسان، و دین اسلام ایفا کردند. شاهنامه فردوسی، آثار مولانا جلالالدین بلخی، و اشعار ناصر خسرو، نمونههایی از جایگاه والای تاجیکان در فرهنگ و ادب فارسی است.
نقش تاجیکان در تاریخ معاصر افغانستان
تاجیکان در تاریخ معاصر افغانستان، نقشی پیشرو در سیاست، علم و هنر داشتهاند. حضور بانوان سیاستمدار، هنرمندان، و روشنفکران تاجیک همواره الهامبخش سایر اقوام بوده است. هرچند تلاشهایی مانند ممنوعیت زبان فارسی در دوره محمد داوود خان برای کمرنگ کردن این نقش صورت گرفت، اما فرهنگ غنی مردم کابل، هرات، و بلخ همچنان تأثیرگذار باقی ماند.
تاجیکان در نظامهای سیاسی افغانستان
در دوران حکومت کمونیستی، ببرک کارمل با اقدامات مهمی چون انتصاب نخستین نخستوزیر هزاره و تربیت کادرهای سیاسی و نظامی مانند جنرال نبی عظیمی، شهید جنرال مومن، و مارشال دوستم، نقش برجستهای در تغییر ساختار سیاسی افغانستان ایفا کرد.
در دوران جهاد نیز تاجیکان در قالب دو حزب جمعیت اسلامی و حزب اسلامی، حضوری پررنگ داشتند. شخصیتهایی چون احمد شاه مسعود و استاد برهانالدین ربانی، نماد مقاومت و همگرایی میان اقوام مختلف بودند.
دوران پساطالبان و نقش تاجیکان در دموکراسی
پس از سقوط طالبان، تاجیکان در بازسازی ارتش و پولیس ملی افغانستان نقشی اساسی داشتند و بیشترین قربانیها را نیز متحمل شدند. آنها در بیست سال گذشته محور عدالت برای تمام اقوام بوده و همواره بهدور از تعصبات قومی عمل کردهاند.
دکتر عبدالله عبدالله، با وجود پشتونتبار بودن، از حمایت گسترده تاجیکان برخوردار بود. او در زمان ریاست اجرائیه، سهم قابلتوجهی به اقوام هزاره و ازبیک اختصاص داد. در مقابل، اشرف غنی با تبعید مارشال دوستم و حذف اقوام اقلیت از کابینه، سیاستی تبعیضآمیز در پیش گرفت.
اقدامات برجسته تاجیکان در ساختار سیاسی
استاد عطامحمد نور با تأمین سهم اقوام دیگر، سه سفیر از قوم ازبیک، از جمله عبدالقیوم ملکزاد و استاد رحمان اوغلو را منصوب کرد. او همچنین خدا عبدالکریم خدام را بهعنوان والی ولایت سمنگان از ترکمنها منصوب کرد. این اقدامات نشاندهنده تلاش تاجیکان برای وحدت و تقویت جایگاه اقوام دیگر در ساختار سیاسی کشور بود.
ضرورت همگرایی اقوام و نقش تاجیکان در این زمینه
امروز که گفتگوهای میانقومی مورد توجه قرار گرفته، باید تأکید کرد که تنها راه حل بحران افغانستان، اتحاد و گفتگوی سازنده میان تمام اقوام است.
در گفتوگوهای میانقومی نقش میانجی تاجیکان غیرقابل انکار است. تاجیکان به دلایل زیادی نقش پیونده دهنده و میانجی میان اقوام دارند و میتوانند در شکلدهی اتحاد میانقومی نقش برجسته بازی کنند.
مشروط بر اینکه گفتوگوها مبتنی بر تامین عدالت اجتماعی باشد و هدف از آن تامین حقوق همه اقوام و فراهم آمدن زمینه مشارکت معنادار آنان در قدرت سیاسی باشد.
