تصویری در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود که حامد کرزی و سراجالدین حقانی را کنار هم نشان میدهد. گفته میشود که آقای کرزی جهت ادای فاتحه، نزد سراجالدین حقانی به ولایت پکتیا رفته است.
تبصرههای زیاد پای عکس کرزی و حقانی در شبکههای اجتماعی نگاشته شده است. میتوان این تبصرهها را به دو دسته تقسم کرد.
دسته اولی، معتقدند که رفتن کرزی به خانه حقانی جای تعجب ندارد، زیرا به باور این عده، کرزی و حقانی به دلیل پیوندهای قومی و مشابهت تفکر سیاسی با حقانی تفاوتی ندارند و تلاش برای استحکام پایه حاکمیت قومی پشتونها، باعث میشود که کرزی با نادیده گرفتن شهرت تروریستی حقانی به خانه او جهت ادای فاتحه برود. این عده، به رفتار و گفتار کرزی در دوره جمهوریت او اشاره میکنند که آقای کرزی طالبان را برادر میخواند و جنایات و اعمال تروریستی آنان را نادیده میگرفت و در مقابل نیروهای سیاسی و نظامی غیرپشتون و منتسب به جریان مقاومت را دشمن اصلی خود میپنداشت و علیه آنان توطیه میکرد. روندی که به گفته این شمار از کاربران رسانههای اجتماعی منجر به تضعیف جریان مقاومت، تضعیف جمهوریت و در نهایت تقویت طالبان و به قدرت رسیدن دوباره این گروه منجر شد.
دسته دومی اما، عادی جلوه دادن رفتن آقای کرزی به خانه حقانی را نادرست خوانده و استدلال کردهاند که برغم اینکه همسویی کرزی وحقانی در گذشته نیز آشکار بوده اما برای شناخت ماهیت تفکرات قومی طالبان و وجود تبانیهایی که میان کرزی و حقانیها بوده، لازم است که به ابعاد این موضوع با حساسیت و جدیت تمام پرداخته شود. این عده استدلال شان این است که با گفتن اینکه رابطه کرزی و حقانیها تازگی ندارد، از کنار این موضوع به سادگی عبور شود، این در واقع عادیسازی رزایل اخلاقی در سیاست کشور است که درست نیست. به باور این عده، باید همیشه در این زمینه نوشت و مردم را بیدار ساخت که در گذشته چه جریان داشته است.
البته شماری از طرفداران کرزی و حقانی به دفاع از آنان برخاسته و گفتهاند که رفتن کرزی به خانه حقانی رفتار بر اساس رسوم حاکم بر جامعه است. در جامعه افغانستان رسم بر این است که هنگام پیش آمدن مصیبت به خانوادهها، خصومتها کنار گذاشته میشود و مردم نزد شخص وخانواده مصیبت دیده میروند و غمشریکی میکنند. طبق باور این عده، کرزی نیز چنین کاری کرده و نباید این موضوع را سیاسی ساخت.
اما در میان این تبصرهها، به نظر میرسد نکتهای که کمتر به آن توجه شده این است که رفتن کرزی به خانه حقانی با هدف میانجیگیری و مصالحه است.
کشته شدن خلیل حقانی را بسیاریها کار جناح ملاهبتالله یا در واقع جناح کندهاریها و درانیها میدانند که به معنای اوجگیری اختلاف میان جناح درانی و غلجایی طالبان است. این اختلافها به باور بسیاریها میتواند موجب تشدید اختلافها شود که احتمالاً شمار دیگری از مقامهای طالبان از دو جناح ترور شوند. این موضوع میان رهبران طالبان نگرانیهای را برانگیخته و در چند روز اخیر مقامهای ارشد این گروه تلاش کردهاند که وجود اختلافها را رد نموده و بر وحدت همسویی میان رهبران طالبان تاکید کنند.
به گونه مثال، ملابرادر معاون اقتصادی رییس الوزرای طالبان نیز در مراسم فاتحه خلیل حقانی، از وجود صمیمیت میان رهبران طالبان سخن گفت و تحلیلهای مطرح شده در خصوص اختلافهای این گروه را تبلیغات دشمنان طالبان خواند. برادر نیز از جناح کندهاریها و درانیها است و میتوان اظهارات او را تلاشی در جهت کاهش خشم شبکه حقانی تلقی کرد.
کرزی نیز از جناح درانیها است. به نظر میرسد که کرزی بیش از همه نگران اوجگیری اختلافهای درونی طالبان است. کرزی در واقع یک راهنما و مشاور دلسوز به طالبان دانسته میشود. او حتا در زمان ریاست جمهوریاش، برغم حضور گسترده سیاسیون و متحدین جریان مقاومت در کنارش، طالبان را برادر میخواند و گزارشهایی وجود دارد که صدها میلیون دالر به طالبان کمک کرد تا مراکز آموزشی بسازند. کرزی با هدف کمک به طالبان و مشروعیت بخشیدن به این گروه در کابل مانده و گفته میشود که با خیلی از سیاسیون منتسب به جریان مقاومت در تماس است و به آنان وعده میدهد که سهمی در نظام طالبان برای شان دست و پا خواهد کرد. سفرهای بیرونی کرزی نیز در جهت تقویت روایت طالبان و جلوگیری از اتحاد مخالفان این گروه دانسته میشود.
با توجه به نکات یاد شده، میتوان گفت که کرزی برای مصالحه میان جناح درانی و غلجایی نزد حقانی رفته تا به سراجالدین حقانی بگوید که خشم خود را فروبلعد و اقدام به انتقامجویی نکند که میتواند عواقب زیانباری داشته باشد. اگر به ادبیات قبیلهای سخن گفته شود، کرزی جهت موسفیدی نزد حقانی رفته تا اطمینان حاصل کند از اینکه جناح حقانی علیه جناح درانی اقدامی نمیکند.
بسیاری از آگاهان به این باوراند که کرزی در عقب صحنه نقشی مهمی در اتحاد و اتفاق طالبان بازی میکند و از تجربیات ۱۳ ساله دوران ریاست جمهوریاش استفاده کرده به طالبان کمک میکند تا از یک طرف صفوف خود را متحد نگهداشته و اختلافها را کاهش دهند، از جانب دیگر شیوه دولتداری را به آنان میآموزد و از جانب دیگر با استفاده از نفوذ خود در میان چهرههای سیاسی شمال و منتسب به جریان مقاومت، در ایجاد تفرقه میان مخالفان طالبان اهتمام میورزد. با توجه به این نکات، میتوان گفت که ترور حقانی بیش از همه کرزی را نگران ساخته است. او میترسد از اینکه به جان هم افتادن رهبران طالبان، رشتههای بافته شده توسط کرزی را دوباره پنبه نکند.
نویسنده: بهرام بهین
