آیتالله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران، امروز، چهارشنبه، ۲۱ قوس/آذر، در باره تحولات سوریه و سقوط رژیم بشار سخنرانی مفصلی کرد.
پس از سقوط رژیم بشار اسد، اعلام شد که روزچهارشنبه، رهبر ایران در مورد تحولات سوریه سخن میگوید. در ایران و منطقه چشم و گوشها به آیتالله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران دوخته شده بود تا در مورد تحولات سوریه چه میگوید و چگونه میگوید. در سه روز اخیر، رسانههای ایران، از مقامهای دولتی در سطوح مختلف پیام نشر میکردند که منتظر سخنان رهبر هستند.
اما رهبر ایران در مورد سقوط دولت تحتالحمایه ایران در سوریه چه گفت؟
پیش از اینکه به سخنان رهبر ایران بپردازیم، خوب است یادآوری شود که آیتالله خامنهای امروز هنگام سخن گفتن در باره سقوط رژیم بشار اسد در سوریه، دقیقاً در جایگاهی قرار دارد که در سال ۱۳۷۰خورشیدی رهبر اتحاد جماهیر شوروری سابق پس از سقوط حکومت کمونیستی تحتالحمایه خود در افغانستان قرار داشت. یا هم میتوان جایگاه امروزی رهبر جمهوری اسلامی ایران را، به جایگاه رییس جمهوری امریکا پس از سقوط دولت افغانستان به دست گروه شورشی طالبان در سال ۱۴۰۰ خورشیدی، مقایسه کرد. هرچه نباشد، ایران شبهامپراتوریای در خاورمیانه ایجاد کرده بود که سقوط رژیم بشار اسد، نقطه عطفی در شکست این امپراتوری تلقی میشود.
آیتالله خامنهای سخنرانی مفصلی داشت که نمیتوان به همه آن پرداخت. در اینجا به چند نکته مهم در این سخنرانی او اشاره میشود.
نکته اول، متهم کردن بشار اسد به غفلت
رهبر ایران یکی از دلایل عمده سقوط دولت بشار را غفلت رهبری دولت در سوریه دانسته و خطاب به مسوولان حکومت در ایران گفت که از آن درس عبرت بگیرند و غفلت نکنند.
آقای خامنهای گفت دستگاههای اطلاعاتی ایران به دولت سوریه ماهها پیش هشدارهای لازم را داده بودند. اما آنان توجه نکردند و غفلت کردند و اجازه دادند که وضعیت بدانجا بکشد که نظام در معرض سقوط آنی قرار گیرد.
این بخش از اظهارات رهبر ایران در خصوص سقوط دولت بشار اسد، بسیار شبیه اظهارات مقامهای امریکایی در باره سقوط نظام جمهوریت در افغانستان است. وقتی جمهوریت سقوط کرد، رییس جمهوری و مقامهای امریکایی گفتند که ما هشدارهای لازم را به دولت افغانستان داده بودیم اما توجه صورت نگرفت و هشدارها جدی گرفته نشد.
میتوان گفت که این سخن شبیه سخن تمام رهبران قدرتهایی است که دولت تحتالحمایه شان در یک جایی سقوط میکند. این یعنی که ما شکست نخوردهایم و هنوز قوی هستیم و شکست دولت تحتالحمایه ما از تقصیر و ضعف و غفلت و بیانگیزگی گردانندگان داخلی ناشی شده است.
نکته دوم، وجود رابطه سرد و نازل بین ایران و رژیم بشار اسد
رهبر ایران با آنکه گفت، دستگاههای اطلاعاتی کشورش هشدارهای لازم را به دولت سوریه داده بودند اما در مورد این که این هشدارها به دست مقامهای سطوح رهبری در دولت سوریه رسیده باشد، ابراز تردید کرد. این بدان معنا میتواند تلقی شود که بین رهبری ایران و رهبری دولت سوریه در ماههای پسین روابط چندانی خوبی برقرار نبوده و دو دولت در سطوح رهبری وبالایی با هم همکاری نزدیک اطلاعاتی نداشتهاند.
یعنی دستگاههای اطلاعاتی ایران، اطلاعات را به سطوح پایینی اطلاعاتی سوریه شریک کردهاند و پروای آن را نیز نداشتهاند که این اطلاعات بدست بشار اسد میرسد یا نه. البته گمانه دیگر این است که دستگاههای اطلاعاتی ایران در باره اطلاعات مورد نظر اطمینان چندانی نداشتهاند. یعنی اطلاعات برای مقامهای اطلاعاتی ایران در حدی وثوق نداشته که بتواند قدرت پیشبینی کننده لازم را داشته باشد. یا هم گمانه دیگر میتواند این باشد که اطلاعات رسیده به رهبر ایران در این زمینه تاخیر داشته است. یعنی دستگاههای اطلاعاتی ایران بعد از سقوط رژیم اسد به رهبری گفته باشند که ما اطلاعات لازم را دادیم اما در عمل چنین چیزی نبوده است. در این صورت، گمانه وجود شگاف بین دستگاههای اطلاعاتی و رهبر ایران مطرح شده میتواند.
اما هرچه باشد، از سخنان آقای خامنهای آشکار است که او میخواهد بار ملامتی را به گردن سوریه بندازد که به صورت ضمنی به معنای عدم تقبل مسوولیت در این زمینه نیز تلقی شده میتواند. در واقع رهبر ایران میگوید که ما مسوولیت خود را ادا کردم و البته آن اینکه اطلاعات را شریک کردیم. حرف رهبر ایران این است که مسوولیت ما در قبال رژیم بشار اسد گفتن بود و بس!
نکته سوم، بسته بودن راههای کمکرسانی به سوریه
آیتالله خامنهای گفت که ما بستههای کمکی کافی آماده داشتیم که به سوریه بفرستیم اما راههای زمینی و هوایی کمکرسانی از سوی امریکا و اسراییل بسته شده بود. در اینجا نیز اگر از یک طرف اذعان رهبر ایران به توانایی اسراییل و امریکا در ایجاد شگاف و انسداد میان محور مقاومت را نشان میدهد، از جانب دیگر نوعی شانه خالی کردن از مسوولیت هم پنداشته شده میتواند. از فحوای لحن رهبر ایران در بخش های دیگری سخنرانیاش، آشکار است که روابط بین ایران و سوریه در حدی نبوده که ایران بخواهد برای حفظ رژیم بشار اسد هزینه کند و خطر بپذیرد. در بخشهای دیگر سخنانش آقای خامنهای میگوید که آنان(رهبری دولت سوریه) انگیزه و اراده کافی برای جنگیدن و مقاومت نداشتند. یعنی ایران با درنظرداشت این ملاحظه که بشار اسد و نزدیکانش اراده و انگیزهای برای جنگیدن و مقاومت ندارند، تداوم حمایت قاطع خود را از رژیم اسد دریغ کرده است.
نکته چهارم، تاکید بر تداوم مقاومت با تاکید ویژه به معنای ذهنی و عقیدتی مقاومت
بدون شک، یکی از انتظاراتی که همه از رهبر ایران، به ویژه حامیان او و نیروهای مقاومت داشتند، سخن گفتن در باره آینده آنچیزی است که رهبری ایران آن را محور مقاومت مینامد. با وارد شدن ضربات کوبنده از سوی اسراییل به حزب الله و حماس و سپس سرنگونی رژیم بشار اسد، بسیاری از تحلیلگران به سمت این نتیجهگیری رهنمون شدهاند که حوزههای نفوذ ایران در خاورمیانه از بین رفت.
برخی از تحلیلگران این شکستهای پیهم را برای جمهوری اسلامی ایران کمرشکن تعریف کرده و حتا احتمال فروپاشی نظام جمهوری اسلامی در ایران را نیز مطرح کردهاند که امریکا و اسراییل در صددآنند و ابتدا البته که نیروهای نیابی و نفوذی را از میان برداشتهاند، تا بعد به سراغ ایران بیایند. این تحلیل را تحلیلگران ایرانی مخالف نظام در بیرون از ایران زیاد مورد توجه قرار داده و از پایان عمر جمهوری اسلامی در ایران سخن گفتهاند.
با توجه به این، همه منتظر بودند که رهبر ایران در این زمینه چه میگوید. آقای خامنهای البته در این خصوص از حربه تهدید و تحقیر مخالفان کار گرفت. او چنین تحلیلگرانی را نادان خواند و ارایه چنین تحلیلهایی را در داخل ایران جرم اعلام کرد. او گفت که در بیرون رسانهها چنین تحلیلهایی را مطرح میکنند که حساب شان جدا است اما در داخل این کار جرم است و نباید انجام شود. در اینجا نگرانی رهبر ایران از شکلگیری فضای بدبینی و ترس در جامعه مشهود است. رهبر ایران به خوبی آگاه است که مخالفان داخلی و خارجی نظام تحت رهبری او، بیشترین استفاده تبلیغاتی را از تحولات اخیر خاورمیانه و به ویژه سقوط نظام بشار اسد مینمایند. بنابراین در این زمینه هشدار داد.
ناظران میگویند که این اظهارات رهبر ایران میتواند به معنای افزایش فشار نظارتی دولت بر رسانههای ایران و فعالین سیاسی و مدنی باشد. در ایران رسانههای آزاد به معنایی که در دیگر کشورهای دموکراتیک منظور است، وجود ندارد و همیشه فشار نظارتی شدید حکومت بر رسانهها وجود داشته است. اما اظهارات اخیر رهبر ایران میتوان به این معنا باشد که فشارها بیشتر و بیشتر خواهد شد.
به عبارت دیگر، از رهبر ایران انتظار میرفت که در دو زمینه به صراحت سخن بگوید. یکی، چگونگی سرنوشت محور مقاومت، و دوم چگونگی آینده نظام جمهوری اسلامی ایران.
در مورد اولی، رهبر ایران بیشتر به جنبههای شعاریک مساله توجه کرد. مثلا گفت که مقاومت یک امر مادی نیست و بیشتر ذهنی و عقیدتی و فکری است. او تصریح کرد که در این معنا مقاومت ادامه مییابد. اما به ابعاد مادی مقاومت زیاد نپرداخت. این میتواند به نحوی به معنای پذیرش شکست در حوزه سخت افزاری مقاومت باشد. البته که مقاومت یک مفهوم ذهنی و عقیدتی هم هست اما مقاومت به امکانات مادی هم نیاز دارد که رهبر ایران زیاد به آن تماس نگرفت. یعنی مثلا نگفت که ایران برای فراهم کردن امکانات مادی جریان مقاومت در خاورمیانه چه میکند. در مورد سوریه هم گفت که جوانان و مقاومتگران آرام نمینشینند و کاری خواهند کرد اما نگفت که ما به آنان چه میکنیم.
در مورد دومی اما، رهبر ایران با صراحت از قدرتمندی و توانمندی دولت سخن گفت و تحلیلهایی که دولت ایران را تضعیف شده میپندارند را متهم به بیاطلاعی کرد.
میتوان به صورت کلی از اظهارات رهبر ایران در دو مورد اخیر این برداشت را کرد که ایران به سمت تمرکز به افزایش تواناییها و کنترول داخلی پیش خواهد رفت و پای خود را برای مدتی از گلیم خاورمیانه جمع خواهد کرد.
رهبر ایران در بخشی از سخنانش گفت که فرماندهان سپاه و ارتش به او نامه مینویسند که تاب و توان تحمل وضعیتی که به سرنوشت مقاومت در خاورمیانه پیش آمده را ندارند. آقای خامنهای گفت که آنان خواهان اقدام هستند. معنای این سخن این است که فرماندهان سپاه و ارتش ایران از سکوت و تحمل و خونسردی رهبری نظام در برابر تحولات پیش آمده در خاورمیانه ناراضاند و رهبری را به اقدام و واکنش فرا میخوانند. در واقع رهبر ایران میخواهد بگوید که ما توان اقدام را داریم اما حکمتی است که سکوت کردهایم و اقدام نمیکنیم. این سخن دو پهلو دارد. یک پهلوی آن توجیه شکست و ناتوانی است. پهلوی دیگر آن فراخوان مردم و هواخواهان به خونسردی و حفظ ایمان به توانایی نظام و حکمت رهبری.
نکته پنجم، سقوط رژیم اسد، طرح مشترک امریکا و اسراییل و یک کشور همسایه
رهبر ایران، با این حال سقوط رژیم بشار اسد که طرح امریکا و اسراییل و یک کشور همسایه خواند که به احتمال زیاد منظورش ترکیه است. این نیز نوعی اذعان به توانایی امریکا و اسراییل است که البته رهبر ایران شکست در برابر طرحهای دشمن را نتیجه غفلت میداند و بر بیداری تاکید میکند. انگار رهبر ایران به گونه ضمنی به نیروهای اطلاعاتی ایران نیز هشدارگونه میگوید که بیدار شوید و اجازه ندهید که طرحهای دشمنان با موفقیت اجرا شود.
البته متهم کردن امریکا و اسراییل در سقوط رژیم بشار اسد، بخشی از رویکرد همیشه رهبر ایران است. تقریباً در همه مواردی که ضربهای به منافع جمهوری اسلامی وارد شود، رهبر ایران حتماً امریکا و اسراییل را در عقب آن دخیل میداند و به اصطلاح تقصیر را گردن آنان میاندازد.
با این حال، بعید است که بتوان گفت که سخنرانی امروز رهبر ایران توانسته باشد، آب سرد کافی بر سر نیروهای رادیکال و انقلابی ایران که خواستار اقدامات جدی و قدرتمندانه در برابر دشمنان هستند، ریخته باشد.
از فحوای سخنان آقای خامنهای میتوان برداشت کرد که او نهایت تلاش خود را کرد تا خود را خونسرد نشان دهد و سقوط رژیم بشار اسد را یک امر عادی جلوه دهد و جلو بزرگینمایی آن را که به صورت طبیعی اشاره به ضعف ایران نیز دارد، بگیرد. رهبر ایران خواست بگوید که ما قبلاً از رژیم اسد قطع علاقه کرده بودیم و آن رژیم نیز انگیزهای برای دفاع از خود نداشت و به ما نیز چندان وفادار و متعهد نبود و در نهایت سقوطش خبر چندان تکاندهندهای نیست. اما این سخنان زیاد نمیتواند قناعت بخش باشد و تحلیلهای بدبینانه در مورد توانایی جمهوری اسلامی را نادرست به اثبات برساند.
بدون شک سقوط رژیم بشار اسد یک شکست سنگین برای جمهوری اسلامی ایران است که به سادگی قابل جبران نیست. برای رهبری نظام ایران پس از این ماموریت اصلی این است که نشان دهد، شکستهای پیهم چند ماه اخیر در خاورمیانه، ساری نیست و ضعفها تا آن حدی بزرگ نیست که جلو شکست و فروپاشی داخلی نیز گرفته شده نتواند.
اینکه ایرانیان تا چه حد به سخنان رهبر جمهوری اسلامی اعتماد و اتکا میکنند، باب بحث دیگری است که پاسخ آن به آینده موکول است.
نویسنده: بهرام بهین
