خبرگزاری پورانا نوشتههای برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش “نظرها” به نشر میرساند. مسوولیت نوشتهها بدوش نویسندگان است.
………………………………………………………………
انحطاط مذهب حنفی از همان زمانی آغاز شد که علمای متأخر شان اصول امام ابوحنیفه و علمای متقدم را – که خود را اهل رأی و اهل معنی مینامیدند – به نفع اصول اهل ظاهر کنار گذاشتند، و گزارشدهی کسانی چون ابن تیمیه را از آرای امام ابوحنیفه بر گزارشدهی علمای متقدم حنفی که در سلسلهٔ شاگردی امام ابوحنیفه قرار داشتند مُعتمدتر دانستند. آنها در کتب خود نوشتند که تفسیر ابن تیمیه از فلان سخن امام ابوحنیفه درست و قابل اعتماد است، هرچند خلاف تفسیر علمای متقدم حنفی قرار هم داشته باشد. این روند امروز تا حدی به افراط رسیده است که عقائد شرکانگاری محمد بن عبدالوهاب در کتب فتاوای حنفیهای امروزی اصل قرار گرفته و عملکردهای مسلمانان از زاویه شرک نگریسته میشود. امام کرخی فرموده بود که اصل نزد ما اینست که امور مسلمانان بر درستی و صلاح استوار اند تا زمانیکه خلاف آن دریافته شود، ولی اصل امروز نزد حنفینماهای معاصر این شده که امور مسلمانان همه فاسد و نادرست اند تا زمانیکه خلاف آن نمایان گردد!
یا اینکه توصیه امام محمد شیبانی را مبنی بر اینکه احادیث شاذ از اخبار آحاد را در امور بلوی نباید حتی نقل کرد و روایت کرد (چی رسد که به آن عمل کرد) به باد فراموشی سپرده اند و برخلاف، احادیث شاذ را بهانهٔ سختگیری و بهانهٔ ظلم و تعزیر بر مردم ساخته اند. کسانی که روزگاری از لحاظ نگرش متفاوت بر مسائل، در مقابل اهل حدیث قرار داشتند، امروز در ظاهرگرایی چند قدمی از اهل حدیث امروزی هم جلوتر رفته اند.
پس در نقد کردن چنین مفکورههایی که اصول مذهب حنفی و نحوه نگرش و شیوه تعامل ما را متأثر ساخته اند و در میان حنفیها نفوذ کرده اند، نباید کوتاهی نمود.
نویسنده: دکتر عمر جویا، پژوهشگر حوزه دینی
برگرفته شده از: برگه فییسبوک دکتر جویا
