منابع از ولایت فاریاب میگویند که فرمانده اجمل کوهی، یکی از فرماندهان تاجیکتبار طالبان که در زمان حضور نیروهای ناتو در افغانستان، ۴ سرباز این نیروها را کشته بود، از سوی استخبارات این گروه بازداشت شده است.
فرمانده اجمل کوهی، پس از کُشتن چهار سرباز نیروهای خارجی درسال ۱۳۹۰ خورشیدی در شمال افغانستان، از سوی نیروهای ناتو بازداشت و مدت پنج سال در پایگاه بگرام زندانی بود.
به گفته منابع، این فرمانده پیشین جهادی، پس از رهایی از زندان بگرام، با دهها تن از افراد خود به طالبان پیوست و تا برگشت طالبان به قدرت در صف این گروه میجنگید که شمار زیادی از افراد نزدیک به او، به شمول یک فرزندش، در جنگ کشته شدند.
منابع میافزایند که فرمانده اجمل کوهی در سقوط ولایتهای شمال به ویژه فاریاب و جوزجان به دست طالبان نقش برجسته داشته اما طالبان پس از برگشت به قدرت، برای این فرمانده تاجیکتبار هیچ موقفی نداده و او در سه سال اخیر خانه بدوش بوده است.
تاکنون دلیل بازداشت این فرمانده طالبان، مشخص نشده اما اخیراً شماری از فرماندهان تاجیکتبار و ازبیکتبار طالبان در شمال، یا از مقامهای شان استعفا دادند یا هم از سوی رهبری طالبان برکنار شدند.
صلاحالدین ایوبی، یکی از فرماندهان قدرتمند ازبیکتبار طالبان در فاریاب که به حیث فرمانده پولیس زابل گماشته شده بود استعفا داد. به گفته منابع آگاه، استعفای او به نارضایتیاش از برخوردهای قومی رهبران طالبان ربط داشت.
طالبان براساس معاهده دوحه با امریکا، متعهد شدهاند که علیه دشمنان امریکا اقدام کنند.
برخی از آگاهان به این باوراند که بازداشت و ترور مرموز برخی از فرماندهان طالبان، به ویژه فرماندهان غیرپشتون این گروه، در راستای همکاری مخفی اطلاعاتی بین امریکا و طالبان صورت میگیرد. آگاهان میگویند که امریکاییها در میان طالبان نفوذ استخباراتی قدرتمند دارند و آن شمار از فرماندهان و افراد موثر طالبان که در گذشته نیروهای خارجی را کشتهاند، مورد پیگیرد قرار میگیرند.
دلیل و انگیزه شناخته شده دیگر در امر بازداشت فرماندهان غیرپشتون طالبان، همان دلایل و انگیزههای قومی است که بارها حتا از جانب فرماندهان طالبان نیز مطرح شده است.
رهبران طالبان و مقامهای ارشد و با صلاحیت این گروه از نظر قومی همه پشتونتبار هستند و علاوه برآن، طالبان متهم اند که براساس دیدگاههای قومی رفتار میکنند. از طالبانِ غیرپشتون، به عنوان طالبان درجه دوم و بی صلاحیت یاد میشود که نقش نمادینی در برخی از موقفهای حکومتی دارند.
