احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، در واکنش به تخریب چهارراهی عبدالعلی مزاری، رهبر پیشین حزب وحدت ملی افغانستان، در صفحه ایکش خود نوشت که«شهدا سنگ قبری یا خشت میدانی نیستند که با نابودی آن از بین بروند. آنها با مبارزات درخشان بخاطر آزادی و عدالت در دل تک تک این مردم جای دارند.»
شنبه شب،۳۱ سنبله/شهریور، طالبان چهارراهی یا«مصلی»مزاری را در منطقه«پلسوخته»، از مربوطات حوزه ششم کابل تخریب کردند. در ویدیوی کوتاهی که در شبکههای اجتماعی نشر شده، دیده میشود که یک بلدوزر در تاریکی شب درحال تخریب مصلی مزاری است.
عبدالعلی مزاری رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان، در سال ۱۳۷۵ توسط طالبان، کشته شد و در دوره جمهوریت به او لقب شهید وحدت ملی داده شد. در میان هزارههای افغانستان مزاری از جایگاه و احترام ویژهای برخوردار است و تخریب چهارراهی منسوب به او از سوی طالبان با واکنشهای تندی مواجه شده است.
واکنش احمد مسعود به تخریب چهارراه مزاری/مصلی مزاری از نظر برخیها به این دلیل تأمل برانگیز خوانده شده که عبدالعلی مزاری تا آخرین روزهای زندگی خود علیه حکومت استاد ربانی که احمد شاه مسعود، پدر احمد مسعود، وزیر دفاع آن بود، جنگید. از همین زاویه برخیها این پرسش را مطرح کردهاند که چرا احمدمسعود به اصطلاح بابت تخریب چهارراهی منسوب به«دشمن پدرش» واکنش نشان داده و عبدالعلی مزاری را شهید خوانده است.
این تنها نیست. در سه سال اخیر بارها احمد مسعود بخاطر آنچه تلاش او برای نزدیکی با رهبران سیاسی-قومی شمال خوانده میشود، مورد انتقاد قرار گرفته است. در بین منتقدین البته تاجیکها و کسانی نیز بوده اند که در دیگر موارد حامی احمد مسعود هستند و از مبارزه او در برابر طالبان حمایت میکنند.
اما چرا احمد مسعود، مزاری را شهید میخواند و به رغم انتقادهای زیاد، با رهبران سیاسی و نظامیای نزدیکی میکند که از نظر بسیاریها رهبران نیروهای متخاصمی هستند که در گذشته احمد شاه مسعود با آنان به نحوی در جنگ بوده است. مارشال دوستم نیز مشمول همان ها است. مارشال دوستم نیز زمانی در یک ایتلاف سه جانبه با حزب وحدت و حزب اسلامی، علیه حکومت به رهبری استاد ربانی جنگیدند. حکومتی که مسوولیت دفاع از آن را احمد شاه مسعود به عهده داشت.
چند روز پیش، به مناسبت سالگرد ترور استاد ربانی، مجلسی برگزار شد که در آن رهبران سیاسی-نظامی شمال سخنرانی کردند. یکی از سخنرانان، مارشال دوستم، رهبر حزب جنبش ملی افغانستان بود. آقای دوستم با جدیت و صراحت تمام از احمد مسعود انتقاد کرد که چرا در صحبت ها و سخنرانیهایش از او[مارشال دوستم] یاد نمیکند. مارشال دوستم گفت که او رهبر ترکبتاران افغانستان و نفوذ و حمایت گسترده مردمی دارد و از نظر نظامی نیز تواناییهایی که او در جنگ با طالبان دارد، دیگران ندارند.
البته برغم آنکه انتقاد مارشال دوستم تا حدودی موجه بود اما به این اعتبار که احمد مسعود همیشه در این سه سال در تلاش بوده تا با رهبران سیاسی-قومی شمال نزدیکی کند، میتوان گفت که انتقاد دوستم بیشتر جنبه شخصی داشت و نه عمومی. زیرا در همان نشست نیز رهبران شمال حضور داشتند و آقای مسعود از آنان در سخنرانی خود یاد کرد.
به هرحال، به نظر میرسد که پیام اخیر احمد مسعود، در راستای تلاشهای وحدتجویانه او است. او برغم انتقادها هایی که از سوی حلقات خودی و حتا نزدیک به خودش میشود، بازهم تلاش میکند تا با رضایت رهبران سیاسی-قومی شمال از جمله رهبرانی که اقوام ازبیک و هزاره منتسب هستند را جلب کند. این تلاش احمد مسعود، از دید استراتیژیک حایز اهمیت است.
گرچه تا کنون تلاشهای احمد مسعود در راستای نزدیک سازی رهبران شمال چندان موفق نبوده و به اصطلاح باعث نشده تا رهبران شمول به صورت جدی و قاطع از احمد مسعود و مبارزه مسلحانه او علیه طالبان حمایت کنند، اما میتوان گفت که این تلاشها کاملا بیثمر و بیهوده هم نبوده است. همین که به مناسبت سالگرد ترور احمد شاه مسعود و استاد ربانی، مارشال دوستم و استاد محقق اشتراک میکنند و از این دو چهره سیاسی-نظامی تاجیک تبار به نیکویی یاد میکنند، نشان دهنده این است که تلاشهای احمد مسعود در راستای وحدت اقوام و احزاب شمال چندان بیثمر نبوده است.
اگر به واکنشهای شماری از هزارهها به پستها و سخنرانیهای محمد محقق نگریسته شود، دیده میشود که او نیز از سوی طرفدارانش بخاطر نزدیکی با احمد مسعود و شهید خواندن احمد شاه مسعود، مورد انتقاد است.
با این حال، واضح است که عبور از این انتقادها به معنای عبور از گذشته تلخ است. در گذشته بین احزاب منتسب به اقوام تاجیک، هزاره و ازبیک جنگهایی صورت گرفته که یادآوری آن دردناک است اما نفس تلاش رهبران امروزی شمال برای فراموش کردن دردها و تنشهای گذشته، یک اقدام مهم و راهبردی است.
تجربه نشان داده که هرباری که رهبران شمال با هم متهم شده اند، توانسته اند که یک قدرت نظامی شکست ناپذیر را در برابر طالبان تشکیل بدهند. اما همین که در شرایط صلح و شرایط عادی، نتوانسته اند رهبران شمال در خط اتحاد و همسویی حرکت کنند و متفرق شدهاند، همه شان به شکست و ناکامی سوق داده شده اند.
احمد مسعود در نشست چند روز پیش که رهبران شمال در آن نیز حضور داشتند، بر عبور از گذشته و دست یابی به وحدت و همصدایی میان نیروهای سیاسی ضد طالبان تاکید کرد. واکنش اخیر او به تخریب چهارراهی عبدالعلی مزاری را میتوان در همین راستا تعبیر کرد. به عبارت دیگر، احمد مسعود با این رویکرد، توپ را به میدان گروههایی پرتاب میکند که به لحاظ سنتی و مبتنی بر محاسبات گذشته، رقیب پنداشته میشوند. اینکه آنان با این توپ چه کاری میکنند، بحث جداست. احمد مسعود با این رویکرد میخواهد بگوید که او در گذشته نمانده و قرار نیست که خصومتها و کدورتهای گذشته را ادامه دهد. میخواهد بگوید که او از نسل امروز و متعلق به فردای افغانستان است.
اما واضح است که عبور از گذشته مستلزم حسن نیت و تلاش چندجانبه است و با خوش قلبی و حسن نیت یک طرف متحقق شدنی نیست. دربیست سال گذشته برای متفرق کردن نیروهای سیاسی-قومی شمال سرمایهگذاری زیادی از جانب حلقات فاشیست پشتونی صورت گرفته است و بنابراین راههای رسیدن دشوارگذر است. دست یابی به وحدت و عبور از گذشته، در عین حال نیازمند وجود یک راهبرد تدوین شده است که همزمان نیاز به پیگیری مداوم و صبورانه نیز است.
