خبرگزاری پورانا

PNA

معاونِ«قوم‌گرای»وزارت دفاع جمهوریت، مشاور وزیر دفاع طالبان؟!

مهم ترین خبر های هفته

تحلیل های داغ هفته

در چند روز اخیر، شماری از فرماندهان و مقام‌های غیرپشتون طالبان از سمت‌های خود استعفا یا کنار زده شده‌اند.

در تازه‌ترین مورد، برخی از رسانه‌ها از استعفای معاون امور امنیتی فرماندهی پولیس فاریاب خبر داده‌اند. طبق گزارش‌ها، عبدالقیوم صداقت فرمانده تاجیک‌تبار طالبان در فاریاب، پس از آن که شخص دیگری به جایش مقرر شده و او به سمت دیگری گماشته شده، از صف طالبان جدا شده و گفته که دیگر با این گروه کار نخواهد کرد. برخی از رسانه‌ها دلیل برکناری این فرمانده طالبان را به مسایل قومی مرتبط دانسته‌اند.

دو روز پیش، صلاح‌الدین ایوبی فرمانده قدرتمند ازبیک تبار طالبان از سمت فرماندهی پولیس ولایت زابل استعفا کرد. هم‌زمان با آن یک مقام غیرپشتون طالبان بنام عبدالبصیر صابری، از سمت ریاست لوژیستیک طالبان کنار زده شد. او نیز از ولایت فاریاب است.

چند روز پیش‌تر، عبدالحمید خراسانی فرمانده تاجیک‌تبار طالبان خلع سلاح و زندانی شد.

اما دلایل و انگیزه‌های این کنارزدن ها و کناره‌گیری‌ها چه است؟

طالبان یک گروه استخباراتی است و دارای ساختار مرموز و پیچیده است. ممکن عوامل و دلایل متعددی در این برکناری‌ها دخیل باشد. اما یک عامل شناخته شده، به مسایل قومی ارجاع داده می‌شود. این سوال مطرح شده که چرا تمام فرماندهان  و مقام‌های برکنار شده و مستعفی طالبان در روزهای اخیر، غیرپشتون هستند.

مرتبط با این موضوع، یک منبع از درون طالبان، اطلاعی را به خبرگزاری پورانا ارسال کرده است.

در این اطلاع که خبرگزاری پورانا نمی‌تواند آن را راستی‌آزمایی کند، به دلایل برکناری/استعفای فرماندهان غیرپشتون طالبان در روزهای اخیر پرداخته شده است. ارسال کننده این اطلاع، دلیل و انگیزه عمده برکناری‌ها را به مسایل قومی مرتبط دانسته است.

 در این اطلاع آمده است که«ملاهبت‌الله، امیرالمؤمنین خودخوانده طالبان، در یک جلسه بین‌الپشتونی در ولایت قندهار و با حضور ملاحسن، رئیس‌الوزرای این گروه، دستور برکناری، خلع سلاح و بازداشت تعداد زیادی از فرماندهان غیرپشتون طالبان را صادر کرده است… در این جلسه سراج‌الدین حقانی، مولوی یعقوب (وزیر دفاع)، عبدالحق وثیق، مولوی کبیر و چندین مقام بلندپایه دیگر طالبان نیز حضور داشتند.»

زمان دقیق برگزاری این جلسه در اطلاع ذکر نشده اما احتمالا پیش از سفر اخیر ملاهبت الله به ولایت‌های شمالی برگزار شده باشد.

طبق گزارش‌ها، ملاهبت‌الله حدود ده روز پیش سفر طولانی مدتی به ولایت‌های شمالی داشت و در جریان این سفر از هشت ولایت شمالی و شمال شرقی دیدار کرده است. گفته شده که دراین سفرها ملاهبت الله بر اجرای قوانین طالبان، حفظ اتحاد صفوف، پرهیز از دامن زدن به مسایل قومی و اجازه ندادن به رخنه دشمنان در صفوف این گروه تاکید کرده است.

در ادامه اطلاع رسیده به پورانا آمده است:«در نخستین اقدام برای عملی کردن فرمان ملا هیبت‌الله و دیگر مقامات پشتون‌تبار طالبان، فرمانده ناراضی این گروه، عبدالحمید خراسانی (ناصر بدری) خلع سلاح و بازداشت شد و در نهایت به زندان افتاد. پس از آن، عبدالبصیر صابری، رئیس لوژستیک طالبان و یکی از فرماندهان پرقدرت تاجیک‌تبار در صفحات شمال، نیز از سمت خود برکنار شد. همچنین صلاح‌الدین ایوبی، فرمانده امنیه طالبان در ولایت زابل، پیش از آنکه نیروهای پشتون‌تبار طالبان اقدامی علیه او انجام دهند، استعفا داد. او که می‌دانست هدف بعدی این گروه قوم‌گرا خواهد بود، به سرعت به زادگاهش در صفحات شمال بازگشت تا در صورت وقوع حادثه‌ای غیرمنتظره، مردم و قومش در کنار او باشند و در برابر تهاجم نیروهای پشتون‌تبار از خود دفاع کنند…طالبان از این سه فرمانده غیرپشتون به‌شدت ترس و هراس دارند و به همین دلیل، در حال سرکوب آنها و دیگر فرماندهان غیرپشتون خود هستند و این روند ادامه خواهد داشت.»

در ادامه آمده:«گزارش‌ها حاکی است که یکی از مشاوران مهم رئیس‌الوزرای طالبان به نام جنرال شعور گل، که در زمان جمهوری قومندان قول اردو در وزارت دفاع بود و وابسته به جریان خلقی‌های نظام کمونیستی گذشته است، با مشاوره‌ها و نظریات خود، مقامات طالبان را به بی‌اعتمادی نسبت به فرماندهان غیرپشتون تحریک کرده است. او به مقامات طالبان گوشزد کرده که این فرماندهان غیرپشتون مانع اجرای برنامه‌های تباری در مناطق شمال هستند.منابع می‌گویند که جنرال شعور گل در منطقه پنجصد فامیلی خیرخانه کابل زندگی می‌کند و طالبان برای او بیش از ۱۵ محافظ همراه با خودروهای ضدگلوله و سایر امکانات فراهم کرده‌اند تا در مسائل مربوط به این موضوعات همکاری بیشتری با این گروه داشته باشد…به‌نظر می‌رسد طالبان به دنبال سرکوب بیشتر مردم، از جمله زنان، هستند و موانع پیش روی خود در اجرای برنامه‌های تباری را به‌ویژه در مناطق شمالی از میان برمی‌دارند تا هیچ‌کس نتواند در برابر برنامه‌های شوم قومی آنان اعتراضی یا شکایتی کند.»

اما جنرال شعورگل کیست؟

خبرگزاری پورانا با توجه به این که در اطلاع رسیده، به نقش محوری جنرال شعورگل در اقدامات قومی طالبان ترکیز شده، سوابق کاری او را مورد بررسی قرار داد. در این بررسی به موارد برخوردیم که نشان می‌دهد جنرال شعورگل در گذشته نیز متهم به رفتارهای قوم‌گرایانه در زمان تصدی معاونیت وزارت دفاع و فرماندهی قول اردو/لشکر ۲۰۳ تندر شده است.

یکی از کاربران فیسبوک در ۲۵ مارچ ۲۰۱۸  مطلبی را در مورد رفتارهای قوم‌گرایانه جنرال شعورگل به شرح زیر نگاشته است:« یکی از افسران لوای سوم… چنین اظهار داشت: از چهار قومندان لوا باید یک قومندان هزاره باشه اما نیست، در لوای سوم از شش قومندان کندک یک قومندان از قوم هزاره باشد آنهم نیست و در بخش ترکیب قومی افسران از قوم هزار باید حداقل ۲۰ فیصد باشد متاسفانه آنهم وجود ندارد و به بهانه‌های مختلف از وظیفه بر کنار می شوند. نمونه مثال یک هزاره بنام محمد ایوب که در طول ۸ سای ل ارتقا نکرده و به دلیل تبعیض آشکار از وظیفه اش کنار رفت، در رأس این تبعیض و خیانت‌ها قول اردوی ۲۰۳ تندر دو فاشیستی وجود دارد، تورن جنرال شعور گل قومندان قول اردو و برید جنرال نظام دین خنجر قومندان لوای سوم هستند.»

به تاریخ، ۷ اکتوبر سال ۲۰۰۸، خبرگزاری کابل پرس، تحت عنوان«وزارت دفاع ملی و موج تبعیضات؛ فهرست ۲۰ برید جنرال و تورن جنرال دست نشانده!» به قلم شخصی به اسم رنجبر مطلبی را منتشر کرده که در آن به رفتار قوم‌گرایانه وزیر دفاع وقت، جنرال عبدالرحیم وردک، پرداخته شده است.

در این مطلب تحلیلی، روند تقرری‌ها و برکناری‌ها در وزارت دفاع در آن زمان از نظر قومی به بررسی گرفته شده و باور نویسنده این است که تقرری‌ها و برکناری‌ها براساس انگیزه‌های قومی انجام می‌شود. در فهرستی که در این مطلب نشر شده، اسم جنرال شعورگل نیز ذکر شده که در همان از رتبه بریدجنرالی به رتبه تورن جنرالی ارتقا یافته است. نویسنده ارتقای او را مرتبط به انگیزه‌های قومی دانسته است.

در این مطلب می‌خوانیم:«عوامل گوناگون در طی سه دهه جنگ، وحشت، بی‌سوادی، ویرانی و بیگانه پرستی در افغانستان نتایجی جز ایجاد روحیه قوم‌ستیزی، سمت‌پرستی، مذهب‌گرایی، نفاق و تعصب ملی چیزی دیگری در پی نداشته است… محو این پدیده ننگین… کارآسان نبوده بلکه ایجاب زمان طولانی را می نماید…وحدت ملی بصورت اجباری، ساختگی، و وارداتی امکان تامین نداشته که توسط بیگانگان کلمه ملی بالای آن گذاشته و آن‌را پوشش ظاهرفریبانه ملی داده و ملی نامید…وزارت دفاع ملی( منبع تبعیض ملی) با طرح ملی‌سازی اردوس ملی افغانستان از طرف امریکایی‌ها چوکات آن طور سمبولیک توسط عده‌ای از نمایندگان گروه‌ها و احزاب جهادی زیر نام نمایندگان اقوام افغانستان گذاشته شد، که فاقد احساس غرور و روحیه ملی می باشند و نام آن‌ها را رهبری اردوی ملی نهادند.»

نویسنده مطلب با نوشتن مقدمه بالا، به انتقاد از عملکرد رهبری وزارت دفاع می‌پردازد و می‌نویسد:«
این رهبری نام نهاد اردوی ملی که بازی کننده اصلی آن شخص وزیر دفاع ملی[جنرال عبدالرحیم وردک) و لوی درستیز، می‌باشند بدون در نظر داشت منافع ملی، آینده اردوی ملی مقتدر وعدم ایمان داری به آینده افغانستان آزاد، آباد وپیشرفته، تلاش‌های شان را روی جابجایی افراد وابسته به حزب، سمت و شخصی شان متمرکز نموده اند…معیارهای اساسی چون صداقت در وظیفه، تحصیل و تخصص مسلکی، تجربه کاری و وفادار بودن به منافع ملی را زیر پا ساخته اند…در بورد تعینات در سطح پیژنتون و بورد عالی وزارت متشکل از نمایندگان احزاب زیر نام نمایندگان اقوام تشکیل دادند اما این بورد کاملا فاقد صلاحیت های اجرایی است و طور سمبولیک روی کاغذ نام‌های شان نوشته می‌شد.»

نویسنده با بر شمرده مواردی از تقرری‌ها و برکناری‌ها در سطوح رهبری وزارت دفاع می‌نویسد:«این سه مورد نشان می‌دهند که دلایل و علل عمده این همه سبکدوشی و تقرر مجدد همانا بر طرف نمودن افسران غیروابسته به مناسبات گروهی، سمتی و قومی عالی جنابان وزیر دفاع و لوی درستیز و نصب افسران وابسته شان به مقامات عالی‌تر اردوی ملی است که در حقیقت یک تجزیه قومی را بیان می‌کند…با به کار برد دسایس فوق الذکر باز هم تعین و تقرر به میل ایشان تحقق نپذیرفته به بازی دیگری زیرنام بازنگری در اردوی ملی دست زده تا بتواند باز اقارب شان را از قطعات دور دست، از موقف‌های پایین کشیده در قرارگاه وزارت و ستر درستیز ، در قطعات مرکز به بست‌های مناسب و بلندتر تعین نمایند که انجام دادند…از بس که زیر تاثیر مناسبات منفی تبعیض و تعصبات گوناگون قرار گرفتند به این اعمال ناشایسته شان بسنده نکرده مستقیما به دادن رتب و تعینات یک جانبه قومی، گروهی، سمتی دست زده که افتضاح شرم آورتر رامرتکب گردیدند…چنانچه اعطای رتب تورن جنرالی و برید جنرالی به ۱۳ تن از مسولین اداری و جزوتام‌های اردوی ملی که اکثرا متعلق به دو شخص بوده، اگر کدام ازبک در بین لیست دیده می‌شد یک ناگزیری خواهد بود از سایراقوام خبری نبوده است.»

سپس نویسنده مطلب، اسامی ۱۵ تن از جنرالان را ذکر می‌کند و در باره ارتقای آنان به بست‌های بالا چنین می‌نگارد:«تقرر۱۵ تن به بست‌های تورن جنرالی و برید جنرالی اخیر افتضاح ننگین‌تر از موارد قبلی است که بدون در نظر داشت بوردهای تعیینات فقط در یک معامله و زدوبند بین دو شخص صورت گرفته است.»

در فهرست ۱۵ نفره نام جنرال شعورگل ذکر شده که از رتبه برید جنرالی به رتبه تورن جنرالی به حیث معاون تعلیم و تربیه ریاست اوپراسیون وزارت دفاع ارتقا یافته است.

نویسنده در باره تقرری فهرست ۱۵ نفره می‌گوید که معیار تقرر این افراد در سمت‌های یاد شده«فقط معیار سازش‌های وزیر دفاع و لوی درستیز بالای افراد و اشخاص وابسته به گروه، قوم و سمت ایشان می‌باشد… نتایج این عمل کرد های غیرمسولانه باید فرار کتلوی از صنوف اردوی ملی، عدم رشد کمی و کیفی، نبود مورال جنگی و انگیزه دفاع از وطن، ضعف سوق و اداره متین را دراردوی ملی بدنبال داشته است…در تعین و تقرر کادرها به نهاد دفاعی جان، مال، ناموس و تمامیت ارضی کشور رعایت نشده، صرف برتری‌جویی قومی، گروهی و سمتی دارای اهمیت می‌باشد.

طلوع‌نیوز در خبری که درباره گماشته شدن جنرال شعورگل به فرماندهی قول‌اردوی ۲۰۳ تندر در سال ۱۳۹۶ نشر کرده، از او به عنوان«جنرال شعورگل پشتون» یاد کرده است. اما در دیگر خبرها و گزارش‌ها پسوند«پشتون» از نام آقای شعورگل برداشته شده است. مشخص نیست که چه زمانی او پسوند نامش را برداشته است.

جنرال شعور گل پشتون پیش از آن که فرماندهی قول‌ارودی تندر در زون جنوب شرق را عهده دار شود، در سمت معاونیت وزارت دفاع نیز کار کرده بود. او تا حدود سه ماه قبل از سقوط جمهوریت فرمانده این قول اردو بود و در ماه ثور/اردیبهشت سال ۱۴۰۰ از این سمت کنار گذاشته شد.

به تاریخ ۱۱ حوت/اسفند ۱۴۰۱ حدود یک و نیم سال پس از برگشت طالبان به قدرت، وزارت دفاع حکومت خود خوانده طالبان ویدیویی را نشر کرد که در آن جنرال شعورگل پشتون، با جمع دیگری از جنرالان نظام پیشین به دیدار ملا یعقوب رفته اند. در این ویدیو، جنرالان نظام پیشین از وضعیت حاکم تحت اداره طالبان ابراز رضایت نموده و آمادگی خود را به همکاری با این گروه اعلام می‌دارند.

نشر این ویدیو، با انتقادهای گسترده‌ای مواجه شد. بسیاری‌ها در شبکه‌های اجتماعی، دیدار جنرالان نظام پیشین را با وزیر دفاع حکومت خودخوانده طالبان«بیعت به دشمنان» توصیف کرده و آن را خیانت به سربازان و نظامیان پیشین خواندند که در نظام جمهوریت در جنگ با طالبان شهید شدند و یا پس از برگشت طالبان به قدرت از سوی افراد این گروه در مرحله انتقام گیری کشته شدند. برخی‌ها نوشتند که موجودیت همچو جنرالانی در سمت فرماندهی‌های ارتش و پولیس باعث تضعیف و سقوط نظام بدست طالبان شد.

گفته می‌شود که جنرال شعور گل از نظامیان سابقه‌دار و عضو حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود. حزبی که در زمان حضور شوروی‌ها در افغانستان(۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰ خورشیدی) بر سر قدرت بود و جریان‌های جهادی، که طالبان نیز خود را به این جریان منتسب می‌دانند، با حکومت تحت رهبری این حزب جنگیدند. در سیاست افغانستان خلقی ها و پرچمی ها احزاب کمونیستی چپ، از نظر ایدیولوژیک دو جریان فکری-عقیدتی متضاد و دشمن آشتی‌ناپذیر تلقی می‌شوند.

با این وجود، عامل نزدیکی یک جنرال خلقی-کمونیست با مقام‌های طالبان که خود را مجاهد و حاکمان نظام اسلامی می‌دانند، به مسایل قومی ارجاع داده می‌شود. در واکنشی که بسیاری‌ها به دیدار جنرال شعورگل پشتون با ملایعقوب نشان دادند، تاکید بر این نکته برجسته بود که این دو را«پشتونیت» با هم نزدیک می‌سازد.

یکی از افسران ارتش ملی حکومت پیشین در این مورد به پورانا گفت که در میان حدود ده جنرال و نظامی پیبشین که یک و نیم سال پیش همراه با جنرال شعور گل نزد ملایعقوب رفتند، تنها جنرال شعورگل مورد توجه و حمایت طالبان قرار گرفته است و برای دیگران هیچ ارزشی قایل نشده‌اند. به گفته این افسر ارتش، جنرال شعورگل پشتون با بسیاری از نظامیان پیشین که از کشور خارج نشده اند، به تماس شده و از آنان خواسته است که تحت تضمین او به وظیفه خویش برگردند.

با توجه به بررسی انجام شده، بخشی از اطلاع رسیده به پورانا در باره برکناری فرماندهان غیرپشتون از صفوف طالبان که به نقش و عاملیت جنرال شعورگل پشتون وامثال او اشاره دارد، با آنچه قبلا در مورد جنرال شعورگل پشتون گفته شده، مطابقت پیدا می‌کند. این‌که بنا اطلاع واصله، جنرال شعورگل پشتون به طالبان در باره مسایل قومی مشوره می‌دهد و رهبران این گروه، براساس چنین مشوره‌هایی اقدام به تصفیه قومی صفوف خود می‌کنند.

با توجه به این امر، برخی از ناظران می‌گویند که طالبان در حال طی مرحله تشدید تنش‌های قومی هستند و این می‌تواند برای وحدت صفوف طالبان که تا کنون این گروه از آن با افتخار یاد کرده است، صدمه جدی بزند و به احتمال زیادی فرماندهان برکنار شده و ناراض غیرپشتون این گروه به صفوف سایرگروه های تروریستی نظیر داعش بپیوندند.

در افغانستان عامل قومیت در سیاست و دولت تعیین کننده دانسته می‌شود. بسیاری از نظام‌های سیاسی در افغانستان در نتیجه اختلافات قومی تضعیف و سقوط کردند. در باره سقوط جمهوریت نیز، یکی از عوامل عمده ضعف درون ساختاری، همین عامل قومیت دانسته می‌شود. اشرف غنی احمد رییس جمهوری افغانستان با دیدگاه تندروانه قومی وارد ارگ ریاست جمهوری شد و اختلاف‌های نیمه آشکار قومی میراث مانده از دوره کرزی را تشدید کرد که این امر یکی از عوامل عمده بی انگیزگی نیروهای ارتش در جنگ با طالبان به شمار می‌رود.

سایر مقالات پیشنهادی پـــــــــورانا

عضویت در خبر نامه پورانا

جهت عضویت در خبر نامه فرم زیر را پر نمایید.