خبرگزاری پورانا

PNA

هادیِ سیاست اروپا در افغانستان: ترس از مهاجرت و ترس از تسلط رقبای ژیوپولتیک

مهم ترین خبر های هفته

تحلیل های داغ هفته

خبرگزاری پورانا نوشته‌های برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش “نظرها” به نشر می‌رساند. مسوولیت نوشته‌ها بدوش نویسندگان است.

……………………………………………

شهر بروکسل میزبان همایشی از خبرنگاران در تبعید و خبرنگاران رسانه‌های تحت حاکمیت طالبان بود که با حمایت برخی نهادها و دولت‌های اروپایی برگزار شد. این نشست بار دیگر نشان داد که بخشی از جامعه پرسشگر افغانستان (خبرنگاران) یا از تداوم منازعه در این کشور بی‌خبرند و یا نسبت به آن بی‌تفاوت هستند. سیاست «هم به نعل و هم به میخ» رفتار بسیاری از بازیگران سیاسی افغانستان در دهه‌های اخیر بوده است. هویت ژئوپولتیک افغانستان به عنوان کشوری حایل یا بی‌طرف بستری برای این دوگانگی فراهم کرده، که نماد آن جمله معروف «سیگار آمریکایی، گوگرد روسی» است.

در دوران جمهوری اسلامی، انتخاب این نظام سیاسی دوگانگی‌ها را قانونی کرد. رئیس‌جمهور کرزی با «برادران ناراضی» خواندن طالبان، عملاً مرز میان طالبان و نیروهای ضد طالبان را از میان برد. سایر نهادها و بازیگران، از جمله بخش‌هایی از جامعه مدنی و رسانه‌ای افغانستان نیز به این جمع پیوستند.

در دهه‌های اخیر، این‌گونه رفتارها به عادی‌سازی و نهادینه‌کردن «فرصت‌طلبی شخصی» منجر شده است. متأسفانه در سه سال اخیر نیز شاهد نشانه‌های ادامه این روند بوده‌ایم. اگر قرار است افغانستانی پسا‌طالبان به وجود آید، باید خط‌کشی‌های سیاسی و رفتاری میان دو طرف انجام شود. خبرنگاری که در کابل در خدمت دستگاه طالبان است، نباید در کنار خبرنگار ضد طالبان بنشیند.

 

تلویزیون طلوع که به نماد آزادی بیان شهرت جهانی پیدا کرده بود و مالک آن، که یک میلیونر با املاک در نیویورک، دبی و سیدنی است، پس از بازگشت طالبان به بلندگوی رسانه‌ای آنها با حمایت مالی قطر تبدیل شد. رسانه بی‌بی‌سی نیز که همچنان بر سیاست طالبان‌محوری دولت بریتانیا و برخی خبرنگارانش پایبند است، حضور دائمی در افغانستان دارد و مسائل این کشور را به‌طور عادی پوشش می‌دهد. در حالی که این شبکه پس از حمله روسیه به اوکراین، حتی از پخش موسیقی روسی خودداری کرد، چه برسد به مصاحبه با مقامات و کارشناسان طرفدار پوتین.

در حکومت‌های استبدادی و غیرقانونی مانند طالبان، فقط دو نوع فعالیت سیاسی وجود دارد: همراهی یا مقاومت. گزینه بی‌طرفی معنایی ندارد. بی‌طرفی رسانه‌ای به معنای ارائه بی‌طرفانه اطلاعات (facts) است، نه بی‌طرفی هنجاری و اخلاقی.

در فردای پساطالبانی، همه کسانی که در خدمت دستگاه طالبان هستند، باید پاسخگوی رفتار گزینشی خود باشند. «ناچاری» نمی‌تواند دفاع مشروعی باشد. حتی «بولانی فروشی» و پاک کردن خیابان‌های کابل شرافتمندانه‌تر از تبلیغ‌گری برای طالبان است.

حمایت دولت‌های اروپایی، از جمله اتحادیه اروپا، از این‌گونه نشست‌ها بار دیگر سیاست و دیدگاه این دولت‌ها نسبت به افغانستان را آشکار کرد. بیشتر دولت‌های اروپایی نگرشی درونی نسبت به افغانستان و مردم آن دارند و دو سیاست مشخص را دنبال می‌کنند. سال گذشته، مسئول سیاست خارجی اروپا قاره اروپا را به باغی مرفه تشبیه کرد که در محاصره جنگل‌ها قرار گرفته است. بسیاری از اروپاییان، خشونت، زن‌ستیزی و وحشت طالبان را بخشی از ذات، فرهنگ و دین تمامی مردم افغانستان می‌دانند و از این رو، بازگشت طالبان برای آن‌ها غیرمنتظره نیست.

سیاست اصلی اتحادیه اروپا جلوگیری از موج پناهجویان افغانستانی به اروپا و همچنین ممانعت از تسلط رقبای ژئوپلیتیک خود بر افغانستان است. موضوعاتی مانند حقوق بشر، برابری زنان، دموکراسی و رسانه‌های آزاد، از دید بسیاری از اروپاییان به «باغ اروپا» محدود می‌شود و نه به «جنگل‌های» مانند افغانستان. در نتیجه، در مسیر پرسنگلاخی که پیش روی آزادی افغانستان قرار دارد، باید هم از رفتارهای «هم به نعل و هم به میخ» دوری کرد و هم از امید بستن به بروکسل، برلین و لندن.

نویسنده: داوود مرادیان، رییس مرکز مطالعات استراتیژیک افغانستان

برگرفته شده: از صفحه فیسبوک مرادیان

سایر مقالات پیشنهادی پـــــــــورانا

عضویت در خبر نامه پورانا

جهت عضویت در خبر نامه فرم زیر را پر نمایید.