منابع مردمی در ولایت غزنی ادعا کرده اند که طالبان، زمینهای سه روستا را به کوچیها واگذار کرده و برای باشندگان این روستاها دستور کوچ اجباری صادر کرده اند.
به گفته منابع، طالبان دهها جریب زمین زراعتی بهشمول علفچرهای مردم در روستاهای سردریا، برگی و واغ شهرستان/ ولسوالی ناورغزنی را براساس فیصله یک دادگاه محلی این گروه، به کوچیها سپرده اند.
باشندگان محل فیصله داداگاه ابتدایی ناور را «ناعادلانه» و یکجانبه خواندهاند. آنان گفته اند که رییس اداره اقوام و قبایل طالبان در ولایت غزنی، براساس حکم محکمه ابتدایی این گروه، برای دهها خانواده در این روستاها دستور کوچ اجباری صادر کرده و ضربالجل تعین نموده که هرچه زودتر باید مناطقشان را ترک کنند.
باشندگان این روستاها گفته اند که این زمینها میراث پدران و پدرکلانهای آنان است و در صورت که این فیصله طالبان عملی شود در «ملک و دیار خود بیوطن و آواره» خواهند شد.
کوچیها به قبایل بدوی پشتون اطلاق میگردد که در حال جابجایی و کوچ مداوم هستند و در یک منطقه مسکنگزین نمیشوند. آنان با رمههایی از گوسفند و مواشی از یک گوشه کشور به گوشه دیگر نقل مکان کرده و هرجا علفچر و صحرای سبز باشد خیمه برپا کرده و برای مدتی در آنجا سکونت اختیار میکنند و سپس با تغییر آب وهوا بجای دیگری میروند.
در ولایتهای مرکزی افغانستان(بامیان، میان وردک، غزنی، دایکندی) کوچیها همواره با مردم هزاره بومی در جنگ و نزاع هستند و درگیریهای شدیدی بارها بین آنها بوقوع پیوسته است. مردم بومی محل میگویند که کوچیها مسلح هستند و به زور با مواشی خود وارد مزارع مردم شده و به آنان آسیب میرسانند. همچنان براساس ادعای مردم محل، کوچیها با آنکه ادعا دارند که در جایی مسکن گزین نمی شوند اما بر مناطق سرسبز و دارای چشمه و آب ادعای مالکیت میکنند و دولت نیز براساس تعلقات تباری با کوچیها از آنان در برابر مردم بیدفاع محلی حمایت میکند. از زمانی که طالبان به قدرت برگشته اند، گزارشهای متعددی از فیصلههای محاکم محلی طالبان به نشر رسیده که به نفع کوچی ها و علیه مردم بومی محل بوده است.
آگاهان امور در افغانستان به این باوراند که کوچیگری که در گذشتههای دور یک نوع سبک و روش زندگی قبایل بدوی پشتون بود، حالا به ابزاری در راستای سیاست توسعه طلبانه، سلطهطلبانه و برتری جویانه قومی پشتونها مبدل شده و حکومتهای پشتونی براساس یک برنامه مدون، در تلاش است تا قبایل پشتون را در مناطق مهمی که سرزمین های غیرپشتونها دانسته می شود، جابجا کند. امری که از آن در ادبیات سیاسی به عنوان مهندسی اجتماعی یاد میگردد. هدف این برنامه این است تا قبایل پشتون در مناطق مهم غیرپشتونها جابجا شده و از آن در منازعات قومی علیه سایر اقوام استفاده شود.
نزاع بر سر دعوای ملکیت تنها مخصوص مناطق مرکزی نیست بلکه در سال های اخیر در مناطق شمال و شمال شرق نیز این مشکل به یک معضل حاد تبدیل شده است. تاجیکها، ازبیک ها، ترکمنها و سایر اقوام در شمال و شمال شرق نیز مدعی شده اند که کوچی ها به کمک طالبان در بسیاری جاها اراضی مردم محل را به زور گرفته اند و مردم را به مجبور به کوچ اجباری کرده اند.
طالبان از نظر قومی یک گروه پشتونی است و اکثریت مطلق رهبران این گروه را طالبان پشتون تشکیل میدهند. این گروه با وجود ادعای تاسیس حکومت دینی، براساس دیدگاهها و برنامههای قومی عمل میکند و در صدد گسترش و افزایش نفوس پشتونها در مناطق غیرپشتون است. حتا بارها طالبان غیرپشتون، رهبران پشتون این گروه را به قوم گرایی متهم کرده اند.
آگاهان مسایل تاریخی میگویند که بسیاری از پشتونهای ساکن در مناطق مرکز، شمال، شمال شرق و غرب افغانستان، کسانی اند که در حدود یک صد و پنجاه سال اخیر توسط حاکمیت های پشتون منتقل شده اند. آنان در مقاطع مختلف به طرفداری از حکومت ها و گروههای نظامی پشتونی، علیه ساکنان بومی مناطق قرار گرفته اند. در زمان جمهوریت بیست ساله که گروه طالبان درگیر جنگ با دولت بود، در مناطق شمال و شمال شرق، طالبان در مناطق پشتون نشین برای خود پایگاه درست کردند و علیه نیروهای دولتی میجنگیدند.
گروههای اجتماعی و فرهنگی مدافع اقوام غیرپشتون، بارها از حکومتها خواسته اند که خانوادههای کوچی را در مناطق مشخصی مسکنگزین سازند و به این ترتیب به منازعات گسترده قومی در مناطق مختلف که مسبب آن کوچیها و کوچیگری دانسته میشود، نقطه پایان بگذارند. آنان کوچیگری را یک برنامه خطرناک تجاوزکارانه میدانند و آن را به«سیاست اشغالگرانه اسراییل در سرزمینهای فلسطینیها»تشبیه میکنند. سیاستی که به معنای اشغال اراضی اقوام غیرپشتون و گسترش اراضی پشتونها است و میتواند در آینده جنگهای قومی را در مناطق مختلف تشدید کند.
نویسنده: بهرام بهین
