خبرگزاری پورانا

طرح مسألهِ همبستگی ملی تاجیکان

چند نهاد و تشکل تاجیکی از نام‌گذاری ماه سنبله/شهریور به عنوان ماه همبستگی ملی تاجیکان خبر داده‌اند. در فراخوانی که از نشانی«دیدبان تاجیک» چند روز پیش به نشر رسیده، آمده که چون در ماه سنبله چند رویداد مهم تاریخی مرتبط به سرنوشت تاجیکان بوقوع پیوسته، شایسته است که این ماه را ماه هبستگی ملی تاجیکان نام‌گذاری کرده و در این ماه پیرامون چگونگی همبستگی ملی تاجیکان و عوامل و دلایل چندپارچکی یا همان ناهمبستگی بحث شود.

رویدادهایی که به آن در فراخوان دیدبان تاجیک اشاره شده، عبارت اند از: شهادت احمد شاه مسعود فرمانده نامدار مقاومت ضد طالبان، در ۱۸ سنبله؛ شهادت استاد برهان‌الدین ربانی رییس جمهوری فقید افغانستان، در ۲۹ سنبله، و رویداد خاک‌سپاری مجدد امیر حبیب الله ککلانی/شاه عیار خراسان، در۱۱ سنبله. این سه رویداد همه ساله از سوی اهالی فکر و فرهنگ تاجیکان به نحوی مورد بحث و واکاوی قرار می‌گیرد و از زوایای مختلف به آن پرداخته می‌شود. یعنی به صورت طبیعی نیز ماه سنبله زمانی است که تاجیکان خواسته ناخواسته به بحث در مورد سرنوشت جمعی شان، گذشته شان، امروز شان و فردای شان کشانیده می شوند. پس نامگذاری ماه سنبله به عنوان ماه همبستگی تاجیک از منطق خوبی برخوردار است و کمک می‌کند تا مباحث پراکنده‌ای که در زمینه سرنوشت تاجیکان مطرح می شود را توحید کرده و در یک چارچوب مشخصِ مفهومی گنجانید تا بتوان نتیجه مطلوب از آن حاصل کرد.

می‌توان گفت که طرح همین مساله همبستگی ملی تاجیکان در ذات خود حایز اهمیت است. از نظر گفتمانی حل هر مساله ای ابتدا از طرح مساله آغاز می‌شود. اینکه امروزه تاجیکان افغانستان ضرورت و اهمیت همبستگی را درک می‌کنند و در صدد رسیدن به آن شده‌اند، خود حاوی ارزش فراوان است. گرچه بسیاری‌ها به این باوراند که تاجیکان تا رسیدن به سطحی از همبستگی ملی که بتوان از آنجا به تحقق آرمان‌های بلند اندیشید، نیاز به زمان بیشتر دارند اما نفس اینکه حرکت در این مسیر شروع شده، حایز اهمیت است.

در فراخوانی که از طریق خبرگزاری پورانا نشر شده، آمده که این فراخوان در همآهنگی و مشورت با شورای انسجام سیاسی تاجیکان، شورای سراسری تاجیکان و کانون پاسداران فرهنگ تاجیک تهیه و نشر شده است. این خود یک گام نخستین در جهت همبستگی تشکل‌های تاجیکی است.

تا جایی که می‌توان از کنش‌های فرهنگی در فضای رسانه‌های اجتماعی برداشت کرد، در سه سال اخیر، تشکل‌های مختلف تاجیکی برای سامان بخشیدن به امور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی تاجیکان شکل گرفته است. برخی‌ها به وجود آمدن تشکل‌های مختلف را نشانه عدم همبستگی تاجیکان دانسته و می‌پرسند که مثلا چرا بجای چندین تشکل، یک تشکل سراسری ملی تاجیکی شکل نمی‌گیرد یا نگرفته است. البته در عین حالی که طرح چنین پرسشی جای بحث خودش را دارد و میتواند همچنان یک پرسش نیازمند پاسخ باشد اما می‌توان گفت همین که امروزه تاجیکان در هر نقطه ای از جهان ضرورت ایجاد تشکل ها و سازمان ها را درک می‌کنند و در حال جمع شدن در محور سازمان ها و تشکل های دارای برنامه های قومی هستند، خود یک گام نخستین است و باید استقبال شود.

قدم بعدی می‌تواند بحث روی این موضوع باشد که چگونه تشکل های تاجیکی را زیر یک نام و نشان واحد جمع کرد. حتا اگر تحقق چنین امری دشوار باشد، به این معنا نیست که به میان آمدن تشکل های مختلف بی اهمیت است و یا نشانه منفی است. برعکس می‌توان به این قضیه از دید مثبت نگریست و امیدوار بود به این که ابتدا تشکل‌ها در حوزه های کاری و جغرافیایی مختلف شکل بگیرد و بعد کار توحید تشکیلاتی صورت گیرد. بی‌گمان نهادها و تشکل‌هایی که نتوانند موثریت داشته باشند، به مرور زمان از صحنه بدر می‌روند. در نهایت میدان برای کسانی خواهد ماند که با تفکر، تعقل، برنامه و تدبیر عالی بتوانند با استقامت و پایداری در مسیر تحقق اهداف خود بیایستند.

در واقع می‌توان به بحث همبستگی از این جهت نگاه کرد که ابتدا تشکل‌های تاجیکی در جهت نزدیک سازی دیدگاه‌ها و برنامه‌های خود کار کنند و اختلاف نظرهای خود را حل کنند و سپس از طریق ایجاد همبستگی میان آنان، در جهت ایجاد همبستگی در سطح اجتماعی و فردی گام برداشت.

باید گفت که همبستگی، بیداری، برنامه و دیدگاه و در نهایت حرکت در مسیر دست یابی به اهداف متعالی همه با هم مرتبط هستند. همبستگی از بیداری شکل می‌گیرد و وقتی بیداری و همبستگی شکل گرفت، می‌توان سوال چه باید کرد و چگونه به اهداف مشترک رسید را طرح کرد و برایش پاسخ پیدا کرد.

برگشت طالبان به قدرت به عنوان یک تحول منفی کلان سیاسی-نظامی، برای بیداری تاجیکان کمک کننده بوده است. برگشت طالبان در واقع برگشت یک حاکمیت تک قومی/پشتونی با رویکردها و مولفه‌های تاجیک ستیزانه، کمک کرده تا بسیاری از تاجیکان دریابند که در کجای کار قرار دارند و چه کار باید انجام دهند. بسیاری از آگاهان تاجیک امروزه به این باوراند روند جاری سیاسی کاملا در تضاد با منافع و مصالح تاجیکان است و این باید هر تاجیکی را وادارد که در باره اقتدار سیاسی تاجیکان فکر کند. زیرا وضعیت بد امروزی تاجیکان افغانستان ناشی از حذف آنان از ساختار قدرت است.

به گواهی تاریخ، تاجیکان دستکم در سه سده اخیر در هر حوزه‌ای از حیات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی کشور بیش از دیگران نقش ایفا کرده اند اما غفلت آنان از داعیه زعامت و اقتدار سیاسی باعث شده که نه تنها زحمات و فداکاری های آنان برای کشور و کلیت مردم افغانستان نادیده گرفته شود، بلکه به تدریج زمینه‌های حذف آنان از قدرت و جامعه و سرزمین نیز فراهم آید.

باور من این است که بحث همبستگی ملی تاجیکان یک بحث جدی و مهم است اما در میان دو بحث دیگر قرار دارد و آن دو بحث دیگر عبارتند از بیداری تاجیکان و داشتن یک دیدگاه و دورنمای روشن برای آینده سیاسی تاجیکان . دیدگاه و دورنمایی که آینده تاجیکان را در برابر خطرهای حذف و نابودی و انزوا تضمین می‌کند. اما اینکه بحث همبستگی در میانه قرار دارد، به این معنا نیست که از اهتمام به امر همبستگی تاجیکان امتناع ورزید. می‌توان از مبحث همبستگی به مبحث بیداری و هم چنین مبحث تدوین دیدگاه راهبردی برای تاجیکان راه کشید. به صورت طبیعی، بحث در باره همبستگی تاجیکان، بحث در باره بیداری را نیز با خود دارد. اما بیداری و همبستگی برای چه؟ وقتی این سوال بوجود آمد، پاسخ آن همان دیدگاه راهبردی تاجیکان است که مبنای عمل سیاسی افراد، جریان‌ها و تشکل‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی قرار گیرد.

اما حالا که طرح مسأله صورت گرفته، اقدام بعدی طرح پرسش‌ها است. در پیوند به همبستگی ملی تاجیکان چه پرسش‌هایی قابل طرح است؟ پرسش‌ها باید با دقت تمام طرح شود تا بتوان پاسخ‌ها دقیقی به آن پیدا کرد. به نظر می‌رسد که نخستین پرسش به تعریف ما از همبستگی ملی تاجیکان ارجاع می‌دهد. همبستگی ملی تاجیکان را چگونه می‌توان تعریف کرد؟ وقتی از همبستگی تاجیکان سخن می‌گوییم، چه چیزی در ذهن ما تداعی می‌شود؟ ارایه یک تعریف جامع و البته عملیاتی و عملی به تبیین موضوع کمک می‌کند. باید حدود مفهومی آنچیزی که همبستگی تاجیکان می‌نامیم مشخص شود. به صورت طبیعی می‌تواند سطوح مختلفی از انتظارات و توقعات مطرح باشد که در تعریف ما از همبستگی مندرج خواهد بود. می‌توان یک طرح آرمانی مطرح کرد و همبستگی را خیلی شدید و در سطح بسیار بالا در نظر گرفت. همین‌گونه می‌توان از همبستگی متوسط یا همبستگی سطح پایین هم سخن گفت. هرچه باشد باید منظور ما از همبستگی روشن باشد و بهتر است که زیاد آرمان‌گرایانه و تخیلی با این موضوع برخورد نشود. یعنی نباید با مطرح کردن سطح بسیار بلند همبستگی، آن را به مرز غیرقابل حصول ارتقا داد. عیب این کار در این است که انگیزه و انرژی کافی برای رسیدن به آن بذل نخواهد شد.

وقتی مولفه‌ها و مشخصه‌های تعریف ما از همبستگی بوجود آمد، نوبت به طرح این پرسش می‌رسد که چگونه می‌توان به حد معینی از همبستگی رسید. در اینجا سخن از چالش‌ها، موانع و همچنین فرصت‌ها وامکانات در میان است. چه موانع و چالش‌ها وجود دارد؟ فرصت‌ها و امکانات چیست؟

قدم بعدی، مشخص کردن مسیر حرکت است. چگونه می‌توان موانع و چالش را برطرف کرد و از فرصت ها و امکانات بهره برداری بهینه کرد؟ کدام نیروها و عناصر در این امر دخیل اند و باید دخیل باشند؟ طول مسیر رسیدن به هدف چقدر است؟

اما از همه مهم‌تر این است که یک ارزیابی واقع‌بینانه از وضعیت موجود صورت گیرد. آیا اکنون همبستگی میان تاجیکان وجود دارد یا خیر؟ اگر بله، در چه سطحی و چگونه می‌توان آن را ارتقا بخشید و تقویت کرد؟

از گذشته چه درس‌هایی می‌توان گرفت؟ خلاها و کمبودی‌ها و کاستی‌ها در گذشته چه بوده است؟ در پاسخ به این پرسش‌ها است که کارنامه شخصیت‌های قدرتمند تاجیک نظیر امیر حبیب‌الله کلکانی، شهید استاد ربانی و شهید احمد شاه مسعود و سایر شخصیت‌های بزرگ تاجیک مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. بررسی ما باید کاملا بی‌طرفانه و به روش علمی و عقلانی باشد. این شخصیت‌ها چه نقشی در همبستگی ملی تاجیکان داشتند و چه درسی از کارنامه‌های سیاسی و نظامی آنان می‌توان گرفت؟ به رویداد ۱۱ سنبله، یا همان رویداد خاکپساری مجدد منحیث یک رویداد سیاسی-قومی چگونه می‌توان نگریست؟ چه عواملی موجب شکل گیری حرکتی شد که منجر به خاک سپاری مجدد کلکانی گردید؟ آن رویداد چه درسی برای تاجیکان داد؟

سوال‌های زیادی دیگر نیز می‌توان مطرح کرد. نفس طرح سوال‌ها بسیار مهم است. باید در مرحله طرح سوال همه مشارکت جویند. هر تاجیک سیاسی باید در ذهن خود سوالی را طرح کرد که حتا اگر خودش پاسخی به آن ندارد. وقتی سوال‌ها مطرح شد، کنجاوی شروع می‌شود. پاسخ ها هم پیدا خواهند شد. سپس لازم است که این گفتمان به طرف یک خروجی هدفمند جهت داده شود. باید پاسخ ها گردآوری و بهترین های آن به عنوان برنامه عمل در نظر گرفته شود. نهادهای تشکیل شده تاجیکی در سه سال اخیر، همین که بتوانند همین روند طرح مساله و پرسش و پاسخ را پیگیرانه مدیریت کنند، مسیر آینده روشن خواهد شد. این کارها کم اهمیت و بیهوده نیست. باید به ظرفیت های موجود اعتماد کرد و همکاری کرد تا نهادها شکل گیرد و نهادها برای انجام کارهای بزرگتر آماده شوند.

نویسنده: رستم روشنگر

خروج از نسخه موبایل