خبرگزاری پورانا

مجرم‌پنداری قربانی؛”سیاست‌ در افغانستان قومی است”

مجرم‌پنداری قربانی

“سیاست‌ در افغانستان قومی است”

گزاره‌ی فوق موافقان و مخالفان خود را دارد. موافقان بر اساس شواهد تاریخی، شخصی و یا علمی ادعا می‌کنند که سیاست در افغانستان قومی است.
مخالفان این فرضیه دو گروه هستند. گروه نخست ناسیونالیست‌های پشتون هستند که معتقدند که هیچگاهی در افغانستان سیاست قومی وجود نداشته و آن‌چه به مثابه‌ی سیاست قومی تلقی می‌شود، در حقیقت سیاست ملی در جغرافیای افغانستان از گذشته تا حال است. گروه دوم اما روشنفکران غیرپشتون هستند که معتقدند که شکاف قومی در افغانستان وجود نداشته و آن‌چه عملا جریان داشته و جریان دارد، تقابل بین دو فکر سکولار و اسلام‌گرایی است. نتیجه‌ی انکار سیاست قومی از دیدگاه این‌دو گروه مشابه هم است. ناسیونالیست‌های پشتون هر دیدگاهی که سیاست قومی را متذکر شود، به خیانت ملی و جاسوسی متهم می‌کند و روشنفکران غیرپشتون طرفدار این نظریه نیز موافقین را به نفرت‌پراکنی قومی و تلاش جهت شعله‌ور ساختن جنگ قومی در افغانستان متهم می‌سازند. می‌توان گفت که هردو گروه تلاش می‌ورزند تا قربانی را مجرم جلوه دهند.
اما واقعیت امر چیست؟ آیا سیاست در افغانستان قومی است؟ واقعیت امر این است که سیاست قومی چنان در افغانستان عریان و برهنه شده که به امری طبیعی تبدیل شده است. هرچند در این زمینه به وفور تحقیق و تحلیل علمی وجود دارد. با تمام این‌ها برای تحلیل وقایع در افغانستان باید نگاهی وبری به قضایا داشته باشیم. نگاه وبری به این معنی که معرفت‌شناسی تفهمی او را پیشه کنیم. معرفت‌شناسی تفهمی به ما می‌گوید که امریه‌ی جدید امر به معروف و نهی از منکر طالبان هرچند به‌نام اسلام صادر شده، اما عملا نسخه‌ی جدید پشتون‌والی در قانونی به ظاهر اسلامی است. با چنین نگاهی می‌توان به‌راحتی به سیاست قومی طالبان پی برد.
توماس اسپریگنز در نظریه‌ی بحران‌های سیاسی، الگوی جالبی دارد. از دیدگاه او فهم یک بحران سیاسی چند مرحله را در برمی‌گیرد:
– تشخیص درد؛
– تشخیص علل درد؛
بازسازی ذهنی؛
ارایه‌ی درمان.
تشخیص درد مهم‌ترین بخش الگوی اسپریگنز است. اگر تحلیل‌گر در تشخیص درد اشتباه کند، نسخه‌ای که ارایه می‌دهد، کارساز نخواهد بود.
آن‌چه که در بحران سیاسی افغانستان اهمیت فزاینده دارد، درک ماهیت بحران و تجویز نسخه‌ی نهایی برای درمان بحران است. همان‌گونه که انکار سیاست قومی در افغانستان بحران را فربه‌تر خواهد کرد، پیشنهاد الگوی قومی نیز فاجعه‌آفرین خواهد بود.
این‌که نهایتا چه نسخه‌ای برای درمان بحران مزمن افغانستان وجود دارد، مستلزم همفکری حوزه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و … خواهد بود. نسخه‌های شخصی را فقط می‌توان به عنوان پیشنهادات شخصی در زمینه‌ای کلان‌تر درنظر گرفت.

نویسنده: دکتر داوود عرفان

برگرفته شده از: صفحه فیسبوک داوود عرفان

……..

یادداشت: عکس منتشر شده با این نظر، از جای دیگری توسط پورانا انتخاب شده است

خروج از نسخه موبایل