مولوی عبدالکبیر معاون سیاسی ریاست الوزرای طالبان با خانم رافیلا آیودیس کاردار اتحادیه اروپا در کابل دیدار کرد. درخبرها آمده که خانم آیودیس با معاون سیاسی وزارت امور خارجه طالبان هم دیدار کرده و با آنان پایان ماموریت خود در کابل را اعلام و خدا حافظی کرده است.
مولوی کبیر را که میشناسیم. او همان کسی است که چند روزی قبل در یک برنامه تلویزیونی وقتی گرداننده برنامه از وی در مورد زمان باز شدن مکاتب دخترانه میپرسد، قاهقاه میخندد و طوری وانمود میکند که دیگر چیزی در افغانستان به نام مکتب دخترانه وجود ندارد و به اصطلاح مکتب دخترانه قصه مفت است.
مولوی کبیر در واقع به حال ملیونها انسان این سرزمین خصوصن زنان و دختران که علنن در زندانی بنام افغانستان به سر میبرند میخندد و تمسخر میکند. این در حالی است که برخیها به آدمهایی مثل مولوی کبیر دل خوش کرده اند که گویا اینها میانهروتر و عاقلتر و مدنیتر از ملاهبت و دیگر جریان های تندرو طالبان هستند و میتوان با کار و گفت وگو با اینها تغییری در رفتار طالبان نسبت به زنان ایجاد کرد. زهی خیال باطل!
تازه البته شاهد توشیح قانون مزخرف و ضد زن از از آدرس اداره موسوم به امر به معروف طالبان هم بودیم که در آن ما فیالضمیر این گروه در باره زنان در قالب قانون بیان شده و حکم به اجرای اجباری آن نیز شده است. امری که به معنای قانونی شدن زن ستیزی و یا به قانون مبدل شدن، فرهنگ بدوی ضد زن نیز میتوان آن را نامید. توشیح این قانون مشت محکمی بر دهان کسانی است که مردم را به آرامش و سکون در برابر بربریت طالبان دعوت نموده و وعدههای دروغین میدهند که گویا طالبان در جهت اصلاح گام بر میدارند. طالبانی که از هر فرصتی برای تحکیم دیدگاههای ضد انسانی خود استفاده میکنند و سکوت مردم را رضایت تلقی میکنند!
با این همه دید وحشتناکی که طالبان به زنان دارند، اما در مراودات خارجی مقام های این گروه نه تنها از ملاقات با زنان خارجی ابایی ندارند و آن را منافی اصول دین و معتقدات خود نمیبینند بلکه با افتخار عکس دیدارهای خود را هم نشر میکنند تا به زنان افغانستان بگویند که ممنوعیت ها و محدودیت هایی که بر شما وضع کردیم فقط و فقط منشا زورگویی و قلدری دارد و هیچ منطق دیگری در آن نهفته نیست به اصطلاح عام« دست تان تا لندن و بخارا خلاص»!
همین مولوی کبیر در هفته قبل در سفری که به دوحه داشت، با نمایندگان کشورهای غربی دیدار کرد که در آن جلسه چند زن بی حجاب خارجی نیز حضور داشتند و مولوی کبیر به آنان مشتاقانه نگا میکرد و پیرامون معاملات سیاسی و تجاری و… حرف میزد. من در همان رابطه نیز مطلبی نوشتم و حالا نیز که می نویسم تقریبن تکرار همان قصه است. من این قصه را به تکرار خواهم نوشت تا طالبان زن ستیز بدانند که زنان افغانستان/خراسان حالا دیگر خواب نیستند و چشم شان بسته نیست و می بییند که شما چه میکنید و چقدر دورو و دروغگو هستید و چقدر بخاطر منافع تان حاضر هستید که هفت رنگ باشید. باید زنان افغانستان بدانند که شما طالبان همان روباهای بیرون و شیرهای خانه هستید که فقط زور تان به زنان مظلوم و بی دفاع افغانستان/خراسان می کشد و بس و در برابر خارجی ها سرهای تان خم است و نه اصول دارید و نه عقیده و نه شخصیت!
اما به عنوان یک زنی که خود را مدافع زنان کشورم می دانم، به زنان و مقام های اروپاییی نیز پیام دارم و انتقاد دارم و اعتراض. دستکم اگر مردان کشورهای اروپایی به خاطر منافع خود با طالبان زن ستیز مراوده و معامله دارند، شما زنان اروپایی که از برکت قوانین مدنی و مدرن صاحب مقام و منصبی در کشور تان شده اید، وجدان خود را قاضی بسازید و با قاتلین آرزوهای میلیونها هم جنس تان، یا همان طالبان سر یک سفره ننشینید و این وحشی ها را از لذت دیدار اندام زنانه تان محروم کنید. شما حتمن میدانید که میلیون ها زن و دختر سه سال است که در افغانستان در حسرت رفتن به مکتب و دانشگاه می سوزند. چگونه با عاملان این جنایت در یک میز می نشینید؟
با دیدن این تصویر، واقعن دلم به این زن خارجی اروپایی سوخت. زنان کشور من شجاعت بیشتر و وجدان پاک تری نسبت به او دارند. او بیچاره تراز ماست. زنان کشور ما مجبور اند که زیر سلطه طالب زندگی کنند اما حتا وقتی در جاده ها از کنار طالبان رد می شوند، خصمانه آنان نگاه میکنند و میدانند که این کمترین وجدان انسانی یک زن است که باید با قاتلین آرزوهای میلیون ها زن، نگاه مساعد نداشته باشد.
اما این خانم آیودیس که نمیدانم در این دو سال چگونه در زیر یوغ طلبان زندگی کرده و مصروف انجام چه کار بوده، روز بیرون شدن خود از کابل به دفاتر مقام های طالبان زن ستیز «خانه گشتک» میکند و از همه خدا حافظی میکند؟!
نویسنده: شگوفه علم
برگرفته شده: از صفحه فیسبوک عم
