خبرگزاری پورانا نوشتههای برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش “نظرها” به نشر میرساند. مسوولیت نوشتهها بدوش نویسندگان است.
……………………………………………………………………………………………………………………
عکسی را(عکس منتشر شده با این متن)که نگاه میکنید از جریان دیدار مولوی کبیر معاون سیاسی رییسالوزرای طالبان و همراهانش در قطر با نمایندگان دیپلماتیک کشورهای غربی گرفته شده است. در اینجا همه چی خوب است. زنان و مردان روبروی هم مثل انسانهای متمدن و با تربیت نشسته و در مورد مسایل مختلف بحث دارند. میبنیم که یک زن اروپایی موی زرد، چشمآبی و سفیدرنگ با موهای کمندش در حالی که روسریای برسر ندارد، روبروی «مولوی صاحب کبیر خان» نشسته و با او به زبان شرین صحبت میکند. هیچ کس هنگام دیدن این عکس باورش نمیشود که روبروی آن زن رهبران کشوری نشسته باشند که سه سال است کودکان دختر در آن اجازه رفتن به مکتب را ندارند. کسی تصور نمیکند که این مجلسِ صمیمی بین مردان و زنان یک مجلس طالبانی باشد. چگونه ممکن است، کسانی که رفتن کودکان دختر به مکتب را به دلیل رعایت نشدن حجاب اسلامی را حرام شرعی بدانند اما در حضور یک زن خارجی بی حجاب دین و شریعت و اسلام را به طاق نسیان بسپارند؟!
در افغانستان همین طالبان به زنان اجازه نمیدهند که بدون چادری/برقع از خانه بیرون شوند یا درس بخوانند. زنان و دختران ما از کوچکترین حق انسانی برخوردار نیستند. زنان حق ندارند به تفریحگاهها بروند. داستان محرومیت و رنج زنان در سه ساله حاکمیت طالبان شهره آفاق است و نیاز به توضیح دوباره ندارد. همه میدانند که زنان در زیر سلطه به شدت شأن انسانی شان نزول داده شده است و با آنان همچون کنیزکان رفتار میشود.
خب، حالا ما میدانیم که طالبان برای توجیه هرکار شان صد دلیل در آستین دارند. فرض را بر این میگیریم که مولوی کبیر در نشست متذکره در قطر، در یک عمل انجام شده قرار گرفته و به اصطلاح ناچار شده که به یک باره وارد مجلسی شود که زنان بی حجاب حضور دارند. آیا شیخ هیبتالله غایب که ادعای رهبری دارد و مصدر فرامین به شدت زنستیزانه همون است، از مولوی کبیر در باره حضور در چنین نشستی استفسار کرده/میکند؟
بسیاریها رژیم طالبان را با رژیم اسلامی ایران مقایسه میکنند. باری در سال های قبل یکی از مقام های دیپلماتیک ایران در ترکیه یا کدام کشور دیگر در یک مجلس فرهنگی اشتراک کرده بود که در آن زنان بی حجاب حضور داشتند. این مقام ایرانی وقتی به کشور برگشت، به شدت مورد انتقاد قرار گرفت که چرا در چنان مجلسی حضور یافته است. شماری از روحیان قدرتمند در آن زمان خواستار برکناری آن مقام دیپلماتیک شدند.
اما طالبان؟ طبق رویههای دیپلماتیک، مولوی کبیر فرد دوم حکومت در افغانستان به شمار میرود. او می توانست از برگزار کنندگان نشست بخواهد که در مجلس مورد نظر او نباید زنان بی حجاب حضور داشته باشند. اما معلومدار که مولوی کبیر چنین درخواستی را مطرح نکرده است. زیرا طرح چنین درخواستی، برای آنان مقداری هزینه تحمیل میکرد و در عین حال به اروپایی ها این پیام را میداد که طالبان ضد زن هستند. یعنی در واقع اگر مولوی کبیر چنین درخواستی را مطرح میکرد، چهره واقعی طالبان برای دیپلماتهای غربی که در سالونهای سرد و مفشن سواحل ابحار رهبران طالبان را ملاقات میکنند، آشکار میشد. طالبان نمی خواهند در بیرون چهره زن ستیز از خود نمایش دهند. آنان در محافل دیپلماتیک با زنان بسیار به خنده و نرمی رفتار میکنند تا سپس بتوانند هیولای نهفته در افکار و اندیشه های شان را که منجر به تباهی یک نسل از زنان افغانستان شده پنهان کنند. تا صدای اعتراض زنان افغانستان برای پایمال شدن حقوق شان دیگر در جوامع بین المللی شنونده نداشته باشد.
اما روی دیگر سکه، نمایندگان کشورهای غربی هستند. حالا طالبان به هر دلیلی از اشتراک در نشست هایی با حضور زنان بی ححاب اجتناب نکردند، زنان اروپایی چرا از نشستن با طالبان روی یک میز اجتناب نمیکنند؟ آنان واقعن نمی دانند که طالبان چه موجوداتی هستند و چقدر با زن و حقوق انسانی آن سر عناد و ستیز دارند؟ الحق که میدانند. در حال حاضر اکثریت کشورهای اروپایی در افغانستان شبکه های گسترده جاسوسی دارند و تمام رفتار طالبان زیر نظر شان است. آنان خود بارها گزارش داده اند یا گزارش هایی از سازمان ملل در باره وضعیت وخیم زنان در افغانستان را خوانده اند. اما چرا آنان با طالبان خوشوبش میکنند؟ پاسخ حتمن به«منافع» ارجاع میدهد. بلی آنان می گویند که منافع کشور ما ایجاب میکند که با طالبان بسازیم. اینجاست که کشورهای اروپایی نیز متهم به داشتن معیارهای دوگانه در باره زنان می شوند. فرض کنیم که همه کشورها با طالبان طوری رفتار کنند که گویا ضدیت شما با زنان برای ما مساله است، در آن صورت طالبان حتمن زیر فشار قرار میگیرند تا در رفتار خود تغییر بیاورند. اما طوری که دیده می شود خبری از این فشارها نیست. زنان دیپلمات غربی زیبایی خود را به طالبان محروم به نمایش می گذارند تا نظر آنان را به خود جلب نموده و منافع کشور خود را تامین کنند. طالبان نیز به «گلِروی» زنان رعنا و زیبای اروپایی، حاضر میشوند که پای هر سندی که آن «باریک اندامها» و موکمندها ارایه کنند، امضا کنند. این یک نوع معامله است. شاید بتوان آن را نوعی روسپیگری مدرن و ملفوف نام نهاد!
براستی که از دید یک زن افغانستانی که رنج و محرومیت برخاسته از فرامین بدوی طالبان را تجربه کرده ایم، خجالت آورترین قسمت این تصویر نشستن زنان اروپایی مقابل چشم ملاصاحبان/طالبان است. از طالبان نمی توان زیاد گلایه کرد. نحوه تربیت خانوادگی و اجتماعی و مدرسهای آنان همین گونه است که رفتار متناقض داشته باشند. اینها نادان و جاهل هستند که نه از دین چیزی میدانند و نه از دنیا. اما دپیلمات های غربی خوب میدانند چه کار کنند. خوب میدانند که مقابل کردن زنان زیبا با رهبران طالبان، یک تیر و دوفاخته است. طالبان تلطیف می شوند و سفید و همچنان اهداف و مقاصد کشورهای اروپایی از طریق جلب توجه طالبان برآورده می شود.
اما افسوس به حال ملتی که باور کرده طالبان شرعیت را تطبیق میکند و زندانی کردن زنان شان درخانه از سوی طالبان، اجرای دساتیر الهی است. چنین ملتی شاید سزاوار آن است که بوسیله یک گروه متوحش اداره شود. من حتم دارم که بسیاری هایی که این نوشته را می خوانند، بجای تعمق در حرف های من، به من خرده خواهند گرفت که چرا معتقدات دینی ما را زیر سوال برده ای!
نویسنده: شگوفه علم
برگرفته شده از: فیسبوک
