خبرگزاری پورانا نوشتههای برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش «نظرها» به نشر میرساند. مسوولیت نوشتهها بدوش نویسندگان میباشد
……….
پیشتر یک نوشته گذشته را در باره شورشهای درونی تالبان شریک کردم. اون دیدگاه سرجایش و در چارچوب همان دیدگاه، چند نکته را در باره سرکشی جمعه خان فاتح فرمانده بدخشانی تالبان لازم به یادآوری میدانم:
به شورش فاتح علیه تالبان پشتون از چند دیدگاه و منظر میتوان نگریست:
اول، منظر تالبانی؛
هر حاکمیتی به شمول تالبان، چند کار را برای سرکوب قیام و شورش درون حاکمیتی انجام میدهد:
– تبلیغات منفی گسترده. شخص سرکش و متمرد، یاغی و باغی و لاوبالی معرفی میشود. فاسد و خایبن و غیر قابل اعتماد خوانده میشود. مخل امن و نظم عامه معرفی میشود. جنایتکار و عنصر مضر به جامعه و نظام خوانده میشود و …اینها مقدمات ذهنی حمله و سرکوب و نابود کردن شخص متمرد است.
– رابطه اش با مخالفان تخریب میشود. اغلب از منفذهای اطلاعاتی به مخالفان پیام داده میشود که به او اعتماد نکنند. گفته میشود او دستوری است و فریب او را نخورید.
-رابطهاش با همسنگران و همقطاران قطع میشود. این کار با تهدید و تطمیع انجام میشود. عدهای از همکاران و همقطارانش را با وعده پول و مقام خریداری میکنند و عدهای را تهدید میکنند که اگر با او همکاری کنید، نابود خواهید شد.
– رابطهاش را با مردم قطع میکنند. بدبختانه که تمام فرماندهان تالبان آدم های غیرمردمی و حتا ضد مردمی هستند. مردم از آنان آسیب دیدهاند. قربانیان ظلم و ستم یک فرمانده، در موقع شورشش علیه نظام حاکم، تحریک و تشجیع میشوند تا علیه او دعوا باز کنند. قربانیان در تبلیغات منفی سهم بسزا میگیرند. این امر باعث میشه که مردم کنار فرمانده متمرد نیایستند.
دوم، منظر مخالفان؛
مخالفان طبعن که بیش از همه بیاعتمادند و به سادگی نمیتوانند اعتماد کنند. مخالفان دو گزینه در اختیار دارند، یا بر بیاعتمادی اتکا میکنند و از شخص متمرد فاصله میگیرند و یا هم اعتماد میکنند و آغوش خود را باز میکنند. در مورد جمعه خان من طرفدار گزینه دوم هستم. رزیلانه سناریو اما این است که مخالفان گزینه سوم را انتخاب کنند. یعنی گزینه وعده همکاری دادن و نفر را در دم توپ رهبری برابر کردن و سپس پا پس کشیدن و حمایت نکردن. این گزینه اغلب بسیارانه هشیارانه و کم هزینه و پرکاربرد به نظر میرساند اما به شدت ضد اخلاقی است و اعتماد مخالفان را ضرب صفر میکند. یعنی ضرر این گزینه بیشتر متوجه خود مخالفان است. اینگونه مخالفان به احتمال زیاد با حاکمان همدستند و حتا اگر چنین نباشد، به شدت برای سازمان مخالفان خطرناک و مضرند.
سوم، منظر مردم؛
مردم اکثرا از تالبان زجر کشیده و متنفرند. در مورد جمعه خان گفته میشود که او زیاد ظلم و مردم آزاری کرده است. اما مردم نیز میتوانند از گزینه بخشش استفاده کرده و یک فرمانده سرکش را به آغوش بکشند. البته گزینه تنها گذاشتن نیز یک گزینه است که بسیاریها به آن رای میدهند. تاجایی که به قربانیان مستقیم و بالفعل مربوط است، آنان را شاید نتوان قانع ساخت که ببخشند. اما کسانی که در نقش مدافع و صدای قربانی ظاهر میشوند، باید هوشمندانه و مسوولان تصمیم بگیرند. اینها باید بین عقده شخصی و انتقام گیری کوته نظرانه و با یک دید استراتیژیک تفکیک قایل شوند. مردم اگر در شرایط سخت آغوش مهربانی را بر روی متمرد باز کنند احتمالا او تحت تأثیر حمایت مردمی قرار گرفته و در آینده به مدافع مردم تبدیل شود یا دستکم دست از ظلم و تعدی به مردم بردارد. یا حتا اگر چنین نکند، یک آدمی که به کمک مردم از زیر تیغ حذف رهبری نجات یافته دیگر نمیتواند بر روی مردم شمشیر بکشد. زیرا او دیگر حمایت رهبری را ندارد.
چهارم، منظر شخص متمرد؛
در مورد جمعه خان فاتح، او باید همه جوانب بالا را بسنجد و برایش آمادگی داشته باشد. او باید رابطه خود را با مردم و با مخالفان تالبان و با همکاران بهبود بخشد. در رژیم تالبان تمرد شوخی بردار نیست. نمیشود که تا جایی ایستادگی کنید و باز در جایی عقب نشینی کنید و مصالحه. وقتی حرف بدانجا کشید که تمرد به صحنه گفتمان عمومی کشانده شد، راه برگشت ندارد. سازش و مصالحه تضمین کننده حیات نیست. مرگ حتمی است اما در صورتی که شخص متمرد پس از مصالحه با نیرنگ کشته شود هم جان را از دست میدهد و هم نام نیک مبارزه در برابر ظلم استبداد را. اما اگر جنگید، شاید کشته شود و شاید زنده بماند و با افتخار زندگی کند. اگر کشته شد، نامش جاوید میشود. آنچه یک فرد متمرد باید فکر کند این است که یک تغییر بنیادی در فکر و رفتار و عقاید خود وارد کند. او باید آدم دیگری شود. او باید از نو متولد شود. اگر تمرد آگاهانه باشد، این راه درستش است. تالبان نظم وحشتناکی را ایجاد کردهاند. این نظم بر این ایده استوار است که هرکه با نظم و قاعده و برنامه و سلطه حاکم مخالفت کند، باید هزار بار به عاقبت خود فکر کند. این فکر کردن به کسانی که از درون مخالفت میکنند، باید دوهزار بار باشد. زیرا تالبان میدانند که اگر در برابر سرکشیهای داخلی از غلاظ و شداد چند برابری کار نگیرند، رخنه مرگ باز میشود و نظام فرو میپاشد. این چیزی است که جمعه فاتح آن را باید درک کرده باشد. اگر در فکر کردن کوتاهی کند، جانش را بیهوده به خطر میاندازد.
…………..
نویسنده: رستم روشنگر، تحلیلگر مسائل سیاسی
برگرفته شده از: صحفه فیسبوک روشنگر
