خبرگزاری پورانا

PNA

پروژه ایماق‌سازی، تاکتیک دیگر دولت افغانی

مهم ترین خبر های هفته

تحلیل های داغ هفته

خبرگزاری پورانا نوشته‌های برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش «نظرها» به نشر می‌رساند. مسوولیت نوشته‌ها بدوش نویسندگان می‌باشد.

…….

پروژه ایماق‌سازی، تاکتیک دیگر دولت افغانی

۱- فارسی‌وان‌ها یا ایرانی‌ها یا خراسانی‌ها مردم فراوانی بودند که از اصفهان و ری و نیشاپور و توس تا هرات و بلخ و غور و غزنه و قندهار و سمرقند و بخارا و کولاب گسترده‌ بودند. استعمار، این مردم واحد را به چندین کشور و چندین نام تقسیم کرد. حتا زبان واحدشان را سه نام فارسی و دری و تاجیکی داد. ما هم از بی‌خبری، نزدیک بود این را قبول و باور کنیم. طبعا در این قلمرو بزرگ، اقوام و زبان‌های دیگر نیز بودند ولی هویت کلان و اصلی همین هویت ایرانی/خراسانی/ تاجیکی و همین زبان فارسی بود. در سرزمینی که ترکستان یا عربستان فی‌المثل نامیده می‌شد نیز اقوام و مردمان و زبان‌های مختلف حضور داشتند، ولی هویت اصلی و کلان، همان هویتی ترکی و عربی بود.

۲- تاجیک، لفظ دیگری بود که بعد از اسلام، بجای فارس یا ایرانی یا خراسانی در افغانستان امروزی و آسیای میانه و حتا ایران معمول شد که بر زبان فارسی و و شهر_ده‌نشینی و دبیری و دیوانی‌گری استوار بود.

۳- گفتمان استعماری یا دانش استعماری در قرن هژده و نوزده وقتی از طریق هند وارد سرزمین ما شد و قرار بر این شد که دولتی به نام افغانستان به عنوان دولت حایل ایجاد کند، ادبیات و گفتمان خودش را نیز خلق کرد تا زمینه‌های فرهنگی و گفتمانی این دولت را هم فراهم بسازد. گفتمان استعماری، هویت و دال‌های مرکزی به اسم افغان و افغانستان را طرح کرد و آن را به عنوان هویت اصلی دولت جدید، در نظر گرفت. هویت‌های دیگری مثل تاجیک و ازبیک و هزاره و بلوچ و امثالهم را هویت‌های فرعی و محو شدنی در هویت اصلی و در خدمت هویت اصلی در نظر گرفت و بنای خود را بر تضعیف و تقلیل این هویت‌های فرعی و تقویت و تکبیر آن دال مرکزی گذاشت.

۴- گفتمان افغانیت وقتی بعد از دوران امیر حبیب‌الله خان و محمود طرزی تا دوران هاشم خان و محمد گل خان مهمند، درونی‌سازی و نهادینه شد، تداوم همان گفتمان استعماری بود و فقط یک هویت به نام افغان و افغانیت را به رسمیت شناخت و تقویت کرد و هویت‌های دیگر را تضعیف و کوچک‌سازی کرد.

پشتون‌ها که ایماق‌های مختلفی از قبیل مهمند و زدران و جاجی و منگل و غلزی و وردک و دیگران بودند و تعداد کثیری شان هم با مغولان هند در آمیخته بودند، به عنوان هویت واحدی به نام‌ پشتون معرفی شدند اما هویت‌های دیگر از ترک و تاجیک، به شکل سازمان یافته کوچک‌سازی شدند. ترک‌‌تبارها به چندین قوم و همین طور ایرانی‌تبار‌ها یا فارسی‌وان‌ها به چندین هویت مختلف تحت نام تاجیک و پامیری و بیات و ایماق و سید و امثالهم تجزیه شدند. هدف سیاسی این بود که در کشور، یک اکثریت باشد به نام‌ پشتون و بقیه هم اقلیت‌هایی باشند، تحت امر و گوش به فرمان و بدون تاثیرگذاری. این ادبیات و گفتمان، در کتب مکتب و در دانشگاه و نصاب تعلیمی و رادیو و رسانه و تاریخ و ادبیات رسمی، جابجا شد و ما هم کم کم این دروغ سازمان یافته را از طریق مکتب و نصاب تعلیمی و رسانه، باور کردیم.

۵- امروزه که طشت این سیاست قومی، از بام افتاده و مردم به اثر مطالعه و افزایش آگاهی و شعور سیاسی، باخبر شده‌اند، ورق برگشته است. با این وجود تعدادی از مردم ما هنوز به اثر عادت و تبلیغات سیاسی و دل نکندن از نصاب تعلیمی مبتنی بر افغانیت، دروغ‌های گفتمان افغانیت را باور دارند و بر طبل جدایی و تجزیه و اقلیت‌سازی می‌کوبند و این خیلی قابل تاسف است.

۶- ایماق‌سازی یکی از همین ابزارها و راهکارها است. ایماق‌سازی علاوه بر اینکه غایت غایی‌اش اقلیت‌سازی است، ما را از تاریخ و تمدن و فرهنگ و گذشته و سلطنت و مردم‌مان جدا می‌کند و به عنوان یک هویت مجهول و جدید و بریده از تاریخ معرفی می‌کند. پته‌خزانه ساخته می‌شود تا افغانیت، خود را به امپراتوری غور وصل کند، اما ایماق طرح می‌شود تا شما را از امپراتوری و از تاریخ و تمدن تان جدا کند و خود را بجای شما، معرفی کند. حداقل می‌خواهد سایر فارسی‌وان‌ها را از ایران تا تاجیکستان و بخارا از شما جدا کند و آنها را برای شما بیگانه و اجنبی معرفی کند.

 

۷- شما وقتی ایماق‌سازی را باور می‌کنید اشرف غنی و به طور مثال اسماعیل خان یون و کسان دیگری که دنبال تضعیف و تخریب فرهنگ و زبان و تاریخ شما هستند، از شما خوشحال می‌شوند و شما را تشویق می‌کنند، اما شما همچنان روی این تجزیه و تقلیل، پای می‌فشارید و آب به آسیاب‌‌شان می‌ریزید.

 

۸- شاید شما از عبدالله و بسم‌الله و امرالله، ناراضی و شاکی باشید، اما این دلیل نمی‌شود که از هویت و تاریخ و فرهنگ و تمدن خود بگذرید که شمس‌الله به من احترام نکرده.

عبدالله و بسم‌الله و امرالله و عطاالله و صلاح‌الله و احمدالله چه کاره که ما از او بخواهیم ما را راضی کند و به درد ما بخورد. سلطان غیاث‌الدین شما، علاءالدین جهانسوز شما، امپراتور شما، فاتح هند شما، بانی منارجام و مسجد جامع هرات و قطب منار دهلی شما، آن وقت از دیگران می‌خواهید به شما کمک کنند و دست شما را بگیرند؟ علاءالدین جهانسوز مگر از عبدالله کمک خواست؟ داکتر محمد ابراهیم ملکزاده مگر از شمس‌الله کمک خواست؟ خودتان حرکت کنید، عبدالله و امرالله شما هستید. شما باید دست دیگران را بگیرید و به آنها کمک کنید، نه اینکه دست تان طرف دیگران دراز باشد.

پ ن:

ایماق به معنای طایفه و قبیله بوده است. عکس زیر کتابی است از صد و چند سال قبل که ایماق مغول یعنی طوایف مغول را شرح داده و در هند چاپ شده است.

……..

نویسنده: نبی ساقی، استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ

برگرفته شده از: صفحه فیسبوک نبی ساقی

سایر مقالات پیشنهادی پـــــــــورانا

عضویت در خبر نامه پورانا

جهت عضویت در خبر نامه فرم زیر را پر نمایید.