در حالیکه کشورهای قدرتمند غربی در جلسه تمدید مأموریت دفتر معاونت سازمان ملل در افغانستان، بر ضرورت ایفای نقش موثر یوناما در حمایت از حقوق بشر تاکید کردند، نمایندهگی روسیه در سازمان ملل، با حمایت از طالبان، گفته که نباید کشورهای غربی ماموریت یوناما را به اهرم فشار علیه طالبان مبدل کنند. اظهاراتی که آشکارا حمایت از «مسوولیتگریزی» طالبان دانسته میشود.
آنا اوستیگنیوا، معاون نمایندۀ دائم روسیه در سازمان ملل متحد، در نشست شورای امنیت گفته که مسکو به قطعنامه تمدید مأموریت یوناما برای یک سال دیگر رأی مثبت داده و تمدید این ماموریت حمایت کرده اما نباید از این ماموریت به عنوان اهرم فشار علیه طالبان استفاده شود.
خانم اوستیگنیوا افزوده که از طریق گفتگو با طالبان میتوان به ثبات پایدار در افغانستان دست یافت. موضعی که شبیه موضع طالبان است.
معاون نماینده روسیه در سازمان ملل، به تلاشهای چین برای انجام گفتوگو میان طالبان و پاکستان اشاره کرده و گفته که این تلاشها میتواند موثر باشد و همکاریهای منطقهای میتواند مسیر رسیدن به ثبات پایدار را هموار کند.
او گفته که ساختار و حوزههای کاری یوناما باید بدون تغییرات اساسی حفظ شود تا این هیئت بتواند مأموریت خود را در افغانستان بهطور کامل ادامه دهد.
این در حالی است که کشورهای امریکا، بریتانیا و فرانسه در نشست دیروز شورای امنیت تاکید کردند که دبیر کل سازمان ملل باید گزارش جامعی در مورد عملکرد دفتر یوناما به شورای امنیت ارایه کند تا در پرتو آن در باره ادامه این ماموریت و تغییر نقشها، صلاحیت و ساختار آن تصمیمگیری شود.
در واقع میتوان گفت که روسیه درست در نقطه مقابل تلاشهایی ایستاده که کشورهای غربی به منظور اعاده حقوق از دست رفته مردم افغانستان و مقابله با خودسریها و سرکوبگریهای طالبان به خرچ میدهند.
امریکا، بریتانیا و فرانسه میگویند که حضور سازمان ملل در افغانستان باید مشروط به مسوولیتپذیری طالبان در قبال حقوق بشر باشد اما روسیه تاکید دارد که چنین شرطی قابل قبول نیست. این یعنی اینکه روسیه میگوید طالبان هر کاری با مردم افغانستان انجام دادند، مورد بازخواست جامعه جهانی قرار نگیرند. یعنی دست طالبان در سرکوب مردم افغانستان باز باشد. این یعنی حمایت از «مسوولیتگریزی» طالبان.
معاون نماینده روسیه در سازمان ملل، با اشاره به بحثها پیرامون بررسی استراتژیک فعالیتهای یوناما تأکید کرد که هرگونه بازنگری باید بر اساس «تحلیل دقیق و عینی از وضعیت» و با در نظر گرفتن نیازهای واقعی مردم افغانستان انجام شود؛ نیازهایی که شامل ظرفیتسازی، کمکهای بشردوستانه و توسعۀ اجتماعی و اقتصادی است.
طوری که دیده میشود، در نگاه روسیه، نقض گسترده حقوق بشر و حقوق زنان افغانستان توسط طالبان، واقعیت افغانستان نیست. مشخص نیست که منظور او از تحلیل عینی و دقیق از واقعیت چیست. در حالی که امروز نقض حقوق بشر در افغانستان به یک واقعیت عینی و مسلم تبدیل شده است. محروم شدن میلیونها دختر افغانستان از درس و تحصیل یک واقعیت عینی افغانستان است.
معاون نماینده روسیه رویکرد امریکا در جریان مذاکرات مربوط به تمدید مأموریت یوناما را غیرسازنده توصیف کرده و با ابراز ناامیدی از آن گفته که این رفتار مانع از گنجاندن برخی عناصر همکاری عملی در متن نهایی قطعنامه شده است.
این در حالی است که رویکرد امریکا در این مورد خاص مورد استقبال نماینده افغانستان در سازمان ملل و نماینده افغانستان در شورای حقوق بشر سازمان و البته مورد حمایت بسیاری از فعالان حقوق بشر و حقوق زنان قرار گرفته و از آن به صورت گسترده استقلال شده است.
جالب است که نمایند روسیه گفتوگو با طالبان را «تنها مسیر ممکن» توصیف کرده و افزوده که «گفتوگوی صبورانه و واقعبینانه با طالبان» ضروری است و هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد.
این اظهار نظر خود خلاف آشکار با واقعیتهای عینی افغانستان است. هم اکنون جبهات مختلف نظامی علیه طالبان در جنگاند و هدف خود را احیای حقوق از دست رفته مردم افغانستان عنوان میکنند. اکثریت نخبگان فکری افغانستان، طالبان را یک حاکمیت تحمیلی و ناپایدار میدانند و نیروهای دموکرات، مترقی و روشنفکران افغانستان به انواع مختلف در صدد کنار زدن طالبان از قدرت هستند. بدیلهای زیادی برای طالبان وجود دارد. اما روسیه چشم خود را بر روی واقعیتها میبندد و بخاطر تقابل و تعارضی که با امریکا و کشورهای غربی دارد، مدعی میشود که طالبان بدیل ندارند.
اگر به حرف مردم افغانستان گوش داده شود. حرف مردم این است که طالبان یک گروه تروریستی است که در نتیجه یک توطیه پیچیده خارجی و داخلی قدرت سیاسی را غصب کرده، اراده و منافع مردم و کشور را به گروگان گرفته، کشور را به پناهگاه امن گروههای تروریستی مبدل کرده، زنان را از درس محروم کرده، میلیونها نفر را مهاجر ساخته، میلیونها نفر گرسنهاند، میلیون ها نفر بیکارند، همه روندها در کشور تعطیل است، تبعیض قومی را به اوج رسانیده و هر روز شهروندان را علنی در خیابانها میکشد و مورد اهانت و تحقیر قرار میدهد و از همه مهمتر اینکه منطق و برنامه و ارادهای برای ساختن کشور و رفاه مردم ندارد. آیا چنین گروهی بیبدیل است؟ آیا چنین حرفی خود غیر منطقی نیست؟
نویسنده: بهرام بهین
