خبرگزاری پورانا

نوشته‌ رییس «نی» در باره سعد محسنی که رسانه‌ها از نشر آن خودداری کرده‌اند

سعد محسنی؛ از دموکراسی‌خواهی تا لابی‌گری تروریسم طالبانی

صدیق الله توحیدی

(…) در میان رسانه‌های پر مخاطب و تأثیرگذار کشور، دو شبکه تلویزیونی نقشی برجسته و تعیین‌ کننده در شکل‌دهی به افکار عمومی و گسترش فرهنگ رسانه‌ای بر عهده داشتند. تلویزیون‌های طلوع و آریانا از رسانه‌های پیشگام و پر مخاطب در افغانستان به ‌شمار می‌رفتند که به ‌ترتیب از سوی سعد محسنی و احسان‌الله بیات در کابل تأسیس شدند. این شبکه‌ها با نشرات سراسری ماهواره‌ای، برنامه‌های متنوعی از جمله خبر، گفت‌وگو، میزهای سیاسی، برنامه‌های تفریحی و موسیقی را پخش می‌کردند و در مدت کوتاهی توانستند جایگاه قابل توجهی در میان مخاطبان به ‌دست آورند. سعد محسنی و احسان‌الله بیات از جمله چهره‌هایی بودند که پس از سقوط رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱ میلادی به افغانستان بازگشتند و با سرمایه‌گذاری در حوزه رسانه، در فضای جدید رسانه‌ای کشور نقش‌آفرینی کردند. در دو دهه پسین، به‌ ویژه در مورد سعد محسنی، برخی منتقدان دیدگاه‌هایی انتقادی درباره پیوند میان فعالیت‌های رسانه‌ای و ساختارهای پروژه‌های بین‌المللی در افغانستان مطرح کرده‌اند و آن را در چارچوب «اقتصاد پروژه‌ محور رسانه‌ای» مورد بحث قرار داده‌اند. بر اساس این دیدگاه‌های انتقادی، بخشی از منابع مالی بین‌المللی که با هدف حمایت از دموکراسی و توسعه رسانه‌ها به افغانستان سرازیر شده بود، در ساختار رسانه‌ای کشور هزینه شده است؛ هرچند درباره نحوه مدیریت و کارآمدی این منابع، روایت‌ها و برداشت‌های متفاوتی وجود دارد. در این چارچوب، برخی تحلیل‌ها بر این نکته تأکید دارند که وابستگی مالی رسانه‌ها به پروژه‌های بیرونی می‌تواند بر پایداری اقتصادی و استقلال حرفه‌ای آن‌ها تأثیر گذاشته باشد.

به یاد می‌آورم که برای نخستین‌بار در سال ۲۰۰۲ میلادی، سعد محسنی، مالک «گروه موبی»، را در کنار زلمی خلیل‌زاد در سفارت ایالات متحده دیدم. در آن دیدار، زلمی خلیل‌زاد ضمن معرفی سعد محسنی برای دیگران، اظهار داشت: «برای سعد جان یک رادیوی آزاد ایجاد می‌کنیم تا بتواند فعالیت رسانه‌ای آزاد داشته باشد.» چند روز بعد، سعد محسنی را در وزارت اطلاعات و فرهنگ دیدم. او آمده بود تا از مرحوم استاد عبدالحمید مبارز، که در آن زمان مسئولیت معاونت نشراتی این وزارت را بر عهده داشت، امتیاز روزنامه انیس را درخواست می‌کرد؛ اما به دلیل جایگاه و سابقه تاریخی این روزنامه، با این درخواست موافقت نشد. پس از آن، او با استفاده از حمایت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های خارجی موفق به ایجاد رادیو «آرمان» بر روی موج (ام اف) در کابل شد. با تاسیس این رادیو، سعد محسنی به ‌تدریج در میان جامعه رسانه‌ای افغانستان شناخته شد و از سوی زلمی خلیل‌زاد به شماری از سفرا و نهادهای بین‌المللی معرفی گردید. پس از آن، زمینه برای دریافت پروژه‌های مختلف از سوی جامعه جهانی، ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی در حوزه حمایت از رسانه‌ها و ترویج دموکراسی برای او فراهم شد. حدود یک سال پس از آغاز فعالیت رادیو آرمان، تلویزیون طلوع نیز تأسیس شد که اندکی پس از شروع نشرات، به یکی از پربیننده‌ترین و تأثیرگذارترین رسانه‌ها در افغانستان تبدیل گردید. باید تأکید کرد که در گام نخست، گسترش آزادی بیان و آزادی رسانه‌ها، در کنار تلاش‌های پیوسته نهادها و چهره‌های حامی رسانه، برای تطبیق قانون رسانه‌های همگانی و قانون حق دسترسی به اطلاعات نقش اساسی داشت. همچنین بیانیه‌ها و موضع‌گیری‌های متعدد در حمایت از آزادی رسانه‌ها، با وجود برخی مخالفت‌ها از سوی بخش‌هایی از جامعه، زمینه رشد و گسترش رسانه‌های آزاد در افغانستان، به ‌ویژه تلویزیون‌های طلوع و طلوع نیوز را فراهم ساخت. از سوی دیگر، جایگاه و محبوبیتی که تلویزیون طلوع و طلوع نیوز به‌دست آوردند، به‌طور مستقیم با تلاش، تعهد و فداکاری خبرنگاران و کارمندان این رسانه‌ها گره خورده بود؛ نقشی که نمی‌توان آن را در شکل‌گیری و تثبیت این رسانه‌ها نادیده گرفت. با این حال، این مسیر حرفه‌ای در بستر یک فضای به‌شدت پرتنش، ناامن و خشونت‌بار در افغانستان طی می‌شد؛ فضایی که در آن فعالیت رسانه‌ای نه‌تنها با محدودیت‌ها و فشارهای سیاسی و اجتماعی همراه بود، بلکه خبرنگاران و کارمندان رسانه‌ها نیز در موارد متعدد با تهدیدهای امنیتی و حملات هدفمند روبه‌رو می‌شدند. در این میان، حمله تروریستی بر موتر حامل کارمندان «گروه رسانه‌ای موبی» در ۳۰ جدی ۱۳۹۴ خورشیدی یکی از نمونه‌های برجسته این وضعیت به شمار می‌رود؛ رویدادی خونین که در آن هفت تن از کارمندان این گروه جان باختند و حدود ۲۰ تن دیگر زخمی شدند. مسئولیت این حمله را گروه طالبان بر عهده گرفت.

(…) در انتخابات سال ۲۰۰۹ میلادی، بخش انتخابات سازمان ملل متحد برای ضبط و نشر هشت برنامه «میز مدور» با نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، دو میلیون دالر به طلوع پرداخت کرد، در حالی که همه مخارج آن برنامه بیش از ده هزار دالر نمی‌شد، این یک نمونه کوچک از پروژه گیری‌های سعد از سازمان‌های بین‌المللی و کشورهای کمک کننده به افغانستان طی بیست سال پسین بود، اما واقعیت مسئله این است که موبی گروپ و مالک این رسانه در حالی که از یک ‌سو خود را حامی و بانی ترویج دموکراسی و ارزش‌های مدرن برای افغانستان نوین نزد جامعه جهانی جا زده بود، در میان اهل فرهنگ نیز طلوع را تریبونی برای ترویج واژه‌های اصیل و ناب زبان فارسی دری قلمداد‌ می‌کرد که شماری از فرهنگیان و مسوولان نهادهای حمایت کننده رسانه‌ها به حمایت از موبی گروپ و ادامه کاربرد این واژه‌ها در طلوع، درگیری‌ها و تقابل جدی با شماری از چهره‌ها مقام‌های متعصب در درون حکومت حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی داشتند. اما در نهایت مشخص شد که سعد محسنی بر سر استفاده واژه‌های فارسی در آن زمان با حکومت غنی معامله کرده و اکنون نیز با گروه طالبان همین معامله جریان دارد.

(…) با آنچه در مورد بخشی از کارنامه بیست ‌ساله سعد محسنی، مالک «موبی گروپ»، گفته شد، پرسشی که مطرح می‌شود این است که این چهره سیاسی تا حدی ناشناخته، چه وجه مشترکی با دستگاه طالبان دارد و هدف او از نسخه چینی‌اش برای مردم افغانستان و نیز نزدیک‌سازی روابط طالبان با ایالات متحده چیست؟ من حدس می‌زنم که او مأمور دستگاه‌های استخباراتی‌ای بوده که زمانی وظیفه حمایت از دموکراسی را بر عهده داشت، زمانی دیگر به ترویج فساد متهم‌ بود تا زمینه جنگ طالبان با نظام جمهوری را فراهم کند، و اکنون نیز در مقام لابی‌گری برای حمایت از طالبان عمل می‌کند. در واقع، سعد محسنی هیچ هم ‌سویی با مردم افغانستان ندارد و به هیچ اصول یا قانونی برای تامین منافع خود پای‌بند نیست. او با وجود دریافت میلیون‌ها دالر، حتی اقدام به ساخت یک ساختمان عادی برای طلوع نیوز یا سایر رسانه‌های مربوط به موبی گروپ نیز نکرده است. همچنین از جوانان بسیاری استفاده کرده و سپس با این توجیه که «نیاز به خون تازه» وجود دارد، آنان را از کار برکنار کرده است.

مالک موبی گروپ، چهره‌ای مرموز و چند پهلو است که ارتباطاتی پیچیده به او نسبت داده می‌شود؛ از شورای امنیت ملی ریاست‌ جمهوری گرفته تا داکتر عبدالله عبدالله، و از سوی دیگر، گفته می‌شود در تعامل با آی‌اس‌آی نیز قرار دارد. در مجموع، چنین تصویری او را به فردی تبدیل می‌کند که گویی در خدمت یا در پیوند با قدرتمندترین دستگاه‌های استخباراتی جهان قرار داشته است. اگر سعد محسنی از برنامه‌های محرمانه قدرت‌های بزرگ آگاه است و در آن‌ها نقش دارد، باید بداند که این برنامه‌ها لزوما در راستای منافع افغانستان نیستند؛ از این‌رو، چنین رفتاری در نگاه مردم بی‌ارزش تلقی می‌شود. لابی‌گری برای تروریسم طالبانی نیز اقدامی است نابخشودنی. سعد محسنی با لابی‌گری برای تطهیر طالبان، در حقیقت میخ‌های بر تابوت فعالیت تجارتی – رسانه‌ای خودش کوبیده است. موبی گروپ دیگر از اعتبار لازم میان مخاطبان داخلی و خارجی برخوردار نبوده و با تغییر وضعیت سیاسی در کشور، رسانه‌های مربوط به موبی گروپ، توسط مردم افغانستان مسدود خواهد شد.

…….‌

نویسنده : صدیق‌الله توحیدی، مسوول نهاد حامی رسانه‌های آزاد افغانستان-نی.

برگرفته شده از: صفحه فیسبوک توحیدی .

……

پانوشت: آقای توحیدی در آغاز نوشته بالا، شرح زیر را نوشته است:

شماری از مسئولان و مدیران رسانه‌های فعال افغانستان از انتشار مکمل این مقاله خودداری ورزیدند. بنابراین، بخشی فشرده از آن را اینجا با شما شریک می‌سازم.

خروج از نسخه موبایل