خبرگزاری پورانا

ازبیک‌ خواندن فرماندهان تاجیک‌تبار طالبان از سوی افغانستان انترنشنال؛ عمد یا سهو؟!

اخیراً تلویزیون افغانستان انترنشنال ویدیویی را منتشر کرد که در آن دو مقام طالبان در یک مغاره در شمال افغانستان دیده می‌شوند. زمان ضبط این ویدیو مشخص نیست. احتمالاً در سال‌هایی ضبط شده که طالبان علیه نظام جمهوریت می‌جنگیدند.

 

دلیل نشر این ویدیو از سوی تلویزیون افغانستان انترنشنال نیز مشخص نیست. از نظر ارزش‌های خبری، این ویدیو حاوی کدام ارزش خبری نیست. در متنی که افغانستان انترنشنال به عنوان شرح این ویدیو نوشته، وضعیت کنونی دو مقام طالبان با وضعیت قبلی آنان در زمان جنگ مقایسه شده و احتمالاً همین مقایسه به عنوان ارزش خبری در نظر گرفته شده است.

 

تلویزیون افغانستان انترنشنال، با مقایسه وضعیت فرماندهان طالبان از زمان جنگ تا کنون، ظاهراً این هدف را دنبال می‌کند که نشان دهد، این فرماندهان زمانی در وضعیت بسیار بد قرار داشتند و اکنون صاحب جاه و جلال شده و در عیش و عشرت زندگی می‌کنند. اما پیام ضمنی دیگری نیز از این ویدیو صادر می‌شود که به نفع طالبان است. به این معنا که روند رسیدن طالبان به قدرت را یک روند طبیعی، بومی و پر از دشواری نشان می‌دهد. چنین استنباط می‌شود که مقام‌های امروزی طالبان با تقبل دشواری‌های فراوان، مسیر مبارزه را طی کرده و به قدرت رسیده‌اند. چنین استنباطی «کسب مشروعیت» برای طالبان را به عنوان یک هدف در محتوای پیام نهفته دارد.

 

اما نکته جالب توجه در ویدیو این است که این دو مقام طالبان ازبیک‌تبار معرفی شده‌اند. در واقع هدف ما از پرداختن به این ویدیو، اشاره به مسایل هویتی و قومی دارد.

 

در این ویدیو عطاالله عمری وزیر زراعت کنونی در رژیم طالبان و محمد ظریف مظفر فرمانده قول‌ اردوی البدر این گروه دیده می‌شوند که تلویزیون افغانستان انترنشنال، آنان را «ازبیک‌تبار» معرفی می‌کند.

 

بر اساس اطلاعاتی که منابع محلی از ولایت سرپل در اختیار خبرگزاری پورانا گذاشتند، مولوی محمد ظریف مظفر، فرمانده کنونی قول اردوی البدر طالبان، از نظر قومی تاجیک‌تبار و از ولایت سرپل است. اما افغانستان انترنشنال او را ازبیک‌‌تبار معرفی می‌کند.

 

سوال این است که آیا ازبیک معرفی شدن این فرمانده طالبان یک عمل عمدی است یا ناشی از سهل‌انگاری و اشتباه تهیه کنندگان خبر است.

 

در این روزها مباحث قومی در افغانستان بیش از هر زمان دیگری جدی شده است. انتقاد برخی از فرماندهان ارشد تاجیک‌تبار طالبان در شمال، طرح ادعای‌های تجزیه‌طالبانه از سوی اعضای ارشد حزب جنبش ملی و تمرکز طالبان به مناطق شمال در محاسبات امنیتی، اهمیت مسایل هویتی و انتساب قومی فرماندهان طالبان را برجسته کرده است.

 

البته معرفی شدن یک فرمانده تاجیک‌تبار طالبان به عنوان فرماندهان ازبیک‌تبار در ویدیوی مورد اشاره، تنها مورد از این قبیل موارد نیست. در موارد دیگری نیز دیده شده که این رسانه‌ برخوردهای پرسش‌برانگیزی در باره مسایل قومی داشته است.

 

به گونه نمونه، در موارد زیادی دیده شده که یک چهره شناخته شده و موفق افغانستانی در یکی از کشورهای خارجی از سوی افغانستان انترنشنال معرفی شده و در این روند برخوردهای متفاوتی در باره هویت قومی افراد صورت گرفته است. مثلاً در مواردی دیده شده که یک چهره موفق به عنوان هزاره‌تبار و ازبیک‌تبار معرفی شده اما هنگامی که پای معرفی یک چهره تاجیک‌تبار در میان بوده، افغانستان انترنشنال آن را «افغان» خوانده است. این رویکرد این شایبه را ایجاد می‌کند که قصد و عمدی برای برجسته کردن هویت تباری اقوام هزاره و ازبیک وجود دارد و به موازات آن این گرایش وجود دارد که هویت قومی افراد تاجیک‌تبار یا کتمان شود، یا تحریف شود و یا هم افراد تاجیک‌تبار افغان خوانده شوند.

 

یک مورد اخیر، وزیر شدن یک زن تاجیک‌تبار در کشور دانمارک به نام سمیرا نوا است. تلویزیون افغانستان انترنشنال این خانم افغانستانی تاجیک‌تبار را افغان معرفی کرد. در حالی که چند روز پیش در مورد یک زن ورزشکار هزاره که در یکی از کشورهای اروپایی به موفقیتی دست‌یافته بود، او را هزاره‌تبار معرفی کرد.

 

در این شکی نیست که تاجیک‌ها به هویت قومی خود کمتر اهمیت می‌دهند و اصرار زیادی به معرفی شدن با هویت قومی شان ندارند، اما تا جایی‌که به«تبارشناسی» افغانستان انترنشنال مربوط می‌شود، یک رسانه به لحاظ اصول مسلکی حق ندارد که برخورد گزینشی با مسایل تباری داشته باشد.

 

این احتمال را می‌توان مطرح کرد که برخی از حلقات سیاسی تبارگرا بر اساس نفوذ و روابطی که با رسانه‌ها دارند، در این روند دخالت کننده و تاثیرگذار باشند. یعنی پیشنهادها و دیکته‌های مشخصی از سوی احزاب و جریان‌های خاصی به رسانه‌ها ارایه شود که براساس آن اقدام به دست‌کاری هویت افراد صورت گیرد. این احتمالی است که در نسبت به تلویزیون افغانستان انترنشنال زیاد آن را نمی‌توان بعید دانست.

تجارب گذشته نشان می‌دهد که برخی از رسانه‌ها از برخی از جریان‌های قومی بخاطر استفاده از ادبیات قومی خاصی پول دریافت کرده‌اند. مثلا گفته می‌شود که برخی از رسانه‌ها از سوی حلقات قومی در حکومت اشرف غنی پول دریافت می‌کردند تا واژه افغان را در نسبت به شهروندان افغانستان به کار گیرند. این یک نوع مقابله رسانه‌ای با جریان‌های عدالت‌خواه بود که مخالف افغان خوانده شدن شهروندان غیرپشتون بودند.

یکی از دلایل پا نگرفتن رسانه‌های معتبر در افغانستان، همین نگاه‌های پروژه‌ای و منفعت‌جویانه صاحبان رسانه‌ها دانسته می‌شود. این رویکرد به شدت خطرناک و ضد ارزشی است. امید که رسانه‌های جدید در این دام‌ها نیافتند و مردم افغانستان را از داشتن رسانه‌های متعهد و صادق به ارزش‌ها و عدالت محروم نکنند.

نویسنده: بهرام بهین

خروج از نسخه موبایل