خبرگزاری پورانا

چرا جنبشی‌ها از هفتم خرداد یادبود نکردند؟

در این روزها اعضای ارشد حزب جنبش ملی به رهبری مارشال دوستم، در مورد احتمال تجزیه افغانستان و تشکیل حکومت مستقل «ترکستان جنوبی» اظهار نظرهای جنجالی داشته‌اند. در اینجا در باره درستی و نادرستی این اظهارات داروی نمی‌کنیم. از این مقدمه، فقط یک نکته را برای مطرح کردن پرسش و پاسخی مورد استفاده قرار می‌دهیم که در مورد رابطه حزب جنبش، ازبیک‌ها و شمال افغانستان وجود دارد.

حزب جنبش به رهبری مارشال دوستم، خود را نماینده سیاسی قوم ازبیک و اقوامی می‌داند که اکنون با یک برساخت سیاسی جدید یعنی «ترک‌تباران» یاد می‌شوند. ترک‌تبار خواندن اقوام ازبیک و ترکمن در واقع یک پروژه سیاسی هویتی است که رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه ترکیه آن را دنبال می‌کنند. طبق این طرح سیاسی، ابتدا باید اقوام «ترک‌تبار»در محور هویت سیاسی جدید بسیج و سپس جغرافیایی برای تشکیل حکومت مستقل در آن در نظر گرفته شود.

سوالی که مطرح است، این است: آیا حزب جنبش به رهبری مارشال دوستم براستی نماینده ازبیک‌ها(ترک‌تباران) است؟ اگر بله، معیار و مولفه‌ها یا نشانه‌های این نمایندگی کدام است؟ به عبارت دیگر، آیا حزب جنبش به گونه شایسته از ازبیک‌ها نمایندگی کرده و در مواقع ضروری از آنان دفاع و حمایت کرده است؟

بی‌تردید حزب جنبش به پرسش بالا پاسخ«بله» می‌دهد. این حزب در برخی از مواقع به دفاع از ازبیک‌ها برخاسته و خود را مدافع و نماینده آنان معرفی کرده است. از آدرس همین نمایندگی حزب جنبش و شخص مارشال دوستم امتیازاتی را از حکومت مرکزی دریافت کرده است. اما در مواقع و مقاطع دیگر چنین نکرده است. یعنی این حزب با آنچه دفاع از ازبیک‌ها خوانده می‌شود، برخورد گزینشی و دلبخواهی کرده است. یعنی هرگاه لازم دیده از ازبیک‌ها دفاع کرده و هر وقت لازم دیده، از این کار اجتناب کرده است.

مواجهه حزب جنبش با رویداد هفتم خرداد که در سال ۱۳۸۶ در جوزجان اتفاق افتاد، یک مثال خوب از نشان دادن این واقعیت است که این حزب، براساس مصالح حزبی خودش(نه بر اساس ضرورت اخلاقی دفاع از ازبیک‌ها) با رویدادهای این چنینی برخورد کرده است.

در هفتم جوزا/خرداد سال ۱۳۸۶ مردم جوزجان علیه بی‌کفایتی و قوم‌پرستی جمعه خان همدرد والی پشتون‌تبار جوزجان تظاهرات کردند. والی دستور شلیک بر معترضان را داد. در این رویداد خونین ۱۳ تن کشته شدند و بیش از پنجاه تن زخمی شدند. این رویداد، به عنوان نخستین رویداد سرکوب خونین در نظام جمهوریت دانسته می‌شد.

در آن زمان، مارشال دوستم و حزب جنبش متهم به حمایت از معترضان شد و یکی از دلایل برخورد شدید والی با تظاهرات همین موضوع بود. چون والی و حکومت مرکزی فکر می‌کردند که حزب جنبش و شخص مارشال دوستم در عقب تظاهرات قرار دارد، اقدام به سرکوب خونین آن کردند. در واقع، مظاهرچیان به ظن پیوند داشتن با حزب جنبش مورد خشم و غضب والی گماشته شده حکومت مرکزی قرار گرفته و به خاک و خون کشیده شدند.

تحلیل‌گرانی که در آن زمان سرکوب خونین جوزجان را مورد بررسی قرار دادند، به این نکته اشاره داشتند که جمعه خان همدرد والی جوزجان از اعضای حزب اسلامی است و با توجه به روابط خوب حزب جنبش و حزب اسلامی، احتمال دست داشتن حزب جنبش در تظاهرات باید ضعیف ارزیابی شود. اما به هر حال، آنچه واضح بود، این بود که تظاهرات بخاطر آنچه دست داشتن حزب جنبش در آن خوانده می‌شود، به شدت سرکوب شد. این در واقع یک مسولیت اخلاقی برای حزب جنبش ایجاد می‌کرد که باید خون‌های ریخته شده در این تظاهرات را بازخواست کند و عاملین را به پنجه قانون بسپارد.

حزب جنبش از آن زمان به بعد، گاه گاهی از رویداد خونین هفتم خرداد یادبود کرده اما این یادبود بیشتر تابع شرایط سیاسی حاکم بوده است. یعنی حزب جنبش با ملاحظه اوضاع حاکم، تصمیم گرفته که از آن رویداد یادبود کند یا نکند.

امسال نیز حزب جنبش از رویداد خونین هفتم جوزا یادبود نکرد. این امتناع از این جهت قابل یادآوری است که در روزهای اخیر اعضای ارشد حزب جنبش با مطرح کردن بحث ترکستان‌خواهی و علم کردن موضوع دفاع از ازبیک‌ها(ترک‌تباران) در معرض این پرسش قرار گرفته که آیا براستی این حزب نماینده واقعی ازبیک‌ها است و یا اینکه ازبیک‌ها و منافع آنان را فدای مصالح سیاسی حزبی می‌کند.

ناظران می‌گویند که در سال‌های اخیر، حزب جنبش تابع سیاست‌های ترکیه در افغانستان بوده است. شخص مارشال دوستم با رجب طیب اردوغان پیوند خویشاندی برقرار کرده و با اقامت در ترکیه، از واقعیت‌های عینی و میدانی افغانستان فاصله گرفته است. در واقع حزب جنبش کنش و واکنش به تحولات شمال کشور را تابع سیاست ترکیه کرده است. ترکستان‌خواهی که این روزها اعضای حزب جنبش آن را مطرح می‌کنند، یک داعیه پان‌ترکیستی خوانده می‌شود که در آنکارا به آن دامن زده می‌شود.

واقعیت‌های میدانی اما رویدادهای تاریخی شبیه رویداد هفتم خرداد و نیز تبعیض جاری علیه ازبیک‌ها در افغانستان بوسیله گروه حاکم است. حزب جنبش نه از هفتم خرداد یادبود می‌کند و نه هم واکنش به موقع به تبعیض جاری علیه ازییک‌ها نشان می‌دهد. اما روی موضوع ترکستان‌خواهی مانور سیاسی می‌دهد. انگار این حزب می‌خواهد به دیکته ترکیه قربانی‌های ازبیک‌ها در نتیجه سیاست حاکمیت‌های پشتونی را مصادره به مطلوب خویش کند. مصادره به مطلوب ترکستان‌خواهی! خواسته‌ای که بیشتر بازتاب یک دیدگاه سیاسی شوونیستی در ترکیه است تا این‌که به واقعیت‌های میدانی شمال افغانستان و رنج ازبیک‌ها پیوند داشته باشد.

نویسنده: بهرام بهین

خروج از نسخه موبایل