جمعه خان فاتح، فرمانده تاجیکتبار طالبان در ولایت بدخشان، در حالی که اختلافات با جناح کندهاری طالبان را تکذیب کرده، گفته که ۱۰ هزار نیروی مسلح در سه ولایت شمال شرقی در اختیار دارد. اظهاراتی که قدرتنمایی در برابر طالبان جنوبی تلقی میشود.
جمعه خان فاتح این اظهارات را در حالی بیان داشته که در این اواخر گزارشهای متعددی از وجود درگیری، تنش و اختلاف میان افراد وابسته به این فرمانده محلی و طالبان پشتونتبار جنوبی نشر شده است.
طبق گزارشها، در یک ماه اخیر و پس از آنکه والی پشتونتبار طالبان در بدخشان، با استفاده از نیروهای اعزامی جنوبی، به بازداشت افراد و نزدیکان جمعه خان فاتح اقدام کرد، صدها تن از افراد او دستور گرفتند تا به کوهها بالا شده و اسلحه و مهمات خود را تحویل طالبان ندهند.
در گزارشها آمده که قاری فصیحالدین فطرت، رییس ستاد وزارت دفاع طالبان، به بدخشان رفت تا اختلافها را کاهش دهد و جمعه خان فاتح را به اطاعت از رهبری طالبان ترغیب کند.
با این حال، هرچند جمعه خان فاتح در اظهارات اخیرش، وجود اختلاف میان او و طالبان کندهار را رد کرده اما از تحویل دهی سلاحهای خود به طالبان چیزی نگفته و تاکید او بر اینکه ده هزار نیرو در سه ولایت دارد، اینگونه تعبیر شده که این فرمانده محلی طالبان همچنان بر حفظ اسلحه و افراد خود تاکید دارد و حاضر به خلع سلاح و اطاعت بیوچونوچرا از رهبری طالبان نیست.
جمعه خان فاتح که قبلاً کنترل پنج شهرستان بدخشان را بدست داشت، پس از قدرتنمایی در این ولایت، از سوی رهبری طالبان به عنوان معاون والی به ولایت جنوبی زابل فرستاده شد. اقدامی که در رژیم طالبان «تبعید» فرماندهان سرکش و متمرد دانسته میشود. این گروه در مواجهه با قدرتنمایی فرماندهان محلی خود در شمال، بارها از این رویکرد بهره گرفته است. رویکردی که به نظر میرسد اکنون برای فرماندهان محلی غیرپشتون طالبان شناخته شده است.
در گذشته بار ها دیده شده که فرماندهان محلی غیرپشتون طالبان در شمال، هرچند در ظاهر امر با فرمان رهبری طالبان برای«تبعید» خود شان مخالفت نکرده اما در عمل با حاضر نشدن در محل وظیفه گماشته شده، فرمان رهبری را نادیده گرفتهاند. آنان معمولاً به شکل اعلام نشده به زادگاه خود برگشته و به بسیج نیروهای محلی خود اقدام کردهاند. این موضوع در باره صلاحالدین ایوبی فرمانده محلی ازبیکتبار طالبان در جوزجان نیز تکرار شد. او چند بار به زابل فرستاده شد اما بعدتر گزارش شد که وظیفه خود را ترک کرده و به جوزجان برگشته است.
رژیم طالبان یک رژیم قومی/پشتونی است و از رویکرد «تمرکز قدرت به دست پشتونها و در حاشیه نگهداشتن و طرد فرماندهان غیرپشتون» استفاده میکند. رویکردی که برتریجویانه و فاشیستی تعبیر میشود و اخیراً اعتراضهایی را در میان طالبان غیر پشتون برانگیخته است.
بدخشان در این اواخر دچار تنشهای عمیقتر شده است. تنشهایی که فراتر از اختلافات میان طالبان محلی و جنوبی قابل تحلیل و ارزیابی است. این ولایت بدلیل همرز بودن با پاکستان، در چارچوب رویارویی نظامی پاکستان و طالبان در محراق توجه قرار گرفته است. جبهات نظامی ضد طالبان از استقرار نیروهای تازه نفس در این ولایت خبر داده و طالبان نیز نیروهای بیشتری برای جلوگیری از تحرکات مخالفان به بدخشان اعزام کردهاند.
ناظران میگویند که با توجه به برنامههای نظامی پاکستان و فعال شدن هستههای بیشتر مقاومت در بدخشان، نارضایتی طالبان محلی این ولایت از رفتار تبعیضآمیز قومی طالبان بدخشان را بیشتر در محور تنشها و تحولات نظامی قرار داده است. مردم بدخشان عمدتاً تاجیک هستند و سابقه مقاومت مسلحانه با طالبان را در کارنامه دارند.
آگاهان به این باوراند که اگر طالبان محلی بدخشان بتوانند در مقابل فشار نظامی و سیاسی طالبان پشتون مقاومت نموده و همزمان با جلب اعتماد و حمایت مردم، نارضایتی مردمی ناشی از فقر و تبعیض را در جهت بسیج آنان علیه طالبان پشتون سمتوسو دهند و با جبهات نظامی ضد طالبان هماهنگی لازم را به خرچ دهند، تبدیل به یک ضلع نیرومند قدرت در رژیم طالبان خواهند شد و طالبان پشتون قدرت حذف و طرد آنان را از دست خواهند داد.
