وزارت امور خارجه ایران در اعلامیهای از طالبان خواسته که«عاملین» قتل هشت دیپلمات و یک خبرنگار ایرانی در کنسلگری شهرمزار شریف در ۱۷ اسد/مرداد ۱۳۷۷ را شناسایی و مجازات نماید.
در اعلامیه وزارت امور خارجه ایران آمده که«در هفدهم مرداد ۱۳۷۷، پس از سقوط شهر مزار شریف به دست نیروهای طالبان، هشت دیپلمات و یک خبرنگار جمهوری اسلامی ایران برخلاف تمامی اصول دیپلماتیک، حقوق و قوانین بینالمللی و تعهدات انسانی و اخلاقی، در سرکنسولگری کشورمان در مزار شریف مظلومانه به شهادت رسیدند.»
وزارت امور خارجه ایران، کشته شدن دیپلماتهایش را«اقدام تروریستی» و«جنایت» توصیف کرده و تاکید کرده است که حق خود را برای پیگیری این موضوع محفوظ میداند.
درادامه اعلامیه آمده که«وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، حق خود را برای پیگیری ابعاد مختلف این اقدام تروریستی دردناک و پاسخگویی به ملت شریف ایران و خانوادههای داغدار محفوظ دانسته و بار دیگر از حکومت سرپرست افغانستان میخواهد نتیجه بررسیهای خود را درباره عاملین این جنایت اعلام و مجازاتی را که شایسته آنهاست، اعمال نماید.»
اعلامیه اخیر وزارت امور خارجه ایران حاوی نکاتی است که میتوان آن را دال بر تغییر نگرش ایران در قبال طالبان دانست. متهم اصلی پرونده قتل عام دیپلماتهای ایرانی در مزار، خود طالبان هستند. وقتی در اعلامیه وزارت امورخارجه ایران این اقدام تروریستی، جنایتکارانه و ضد انسانی و ضد اخلاقی خوانده میشود، معنایش این است که ایران طالبان را یک گروه تروریستی و جنایتکار میداند.
ایران میداند که طالبان به درخواستش مبنی بر قتل عام دیپلمات هایش ترتیب اثر نمیدهد چون چنانکه گفته شد، خود طالبان عامل این کار هستند. با این حال چرا ایران همچنان بر محفوظ بودن حق خود در پیگیری این پرونده تاکید میورزد؟ در پاسخ به این پرسش میتوان گفت که در واقع ایران اعلام میکند که راه ما برای رفتن در یک مسیر پرتنش و منتهی به تقابل با طالبان باز است. در واقع این پیام حاوی یک هشدار نرم است که در آینده میتواند منکشف شده و روابط میان ایران و طالبان را تحت تاثیر قرار دهد.
روابط ایران و طالبان در نزدیک به سی سال اخیر دارای فراز و فرودهای زیادی بوده است. بعد از رویداد ۱۷ اسد/خرداد، ایران تا مرز درگیری نظامی با طالبان پیش رفت و نیروهای رزمی خویش را به مرز افغانستان فرستاد که میتوانست به یک درگیری جدی نظامی منتهی شود. پس از آن ایران، به حمایت از نیروهای جبهه مقاومت ملی به رهبری احمدشاه مسعود پرداخت و تا سقوط حکومت اول طالبان در کنار مخالفان نظامی طالبان قرار داشت.
پس از سال ۲۰۰۱ که طالبان بوسیله نیروهای مقاومت و به همکاری امریکایی ساقط شدند، ایران از متحدین قدیمی خود فاصله گرفت و به طالبان نزدیک شد. سرمایهگذاری ایران بالای طالبان بر ایده تضاد و خصومت با امریکا استوار بود. سیاست خارجی ایران در منطقه همواره متاثر از خصومت با امریکا بوده است. وقتی طالبان با امریکا اعلام جنگ کردند، ایران به حمایت از طالبان پرداخت. اما به نظر می رسد که حالا ایران متوجه شده که طالبان نیز نیروهای امریکایی هستند و جنگ شان با امریکا یک جنگ ساختگی و زرگری بوده است.
در واقع پس از توافق نامه دوحه بین امریکا و طالبان، طالبان عملا به نیروهای امریکایی تبدیل شدند. طبق این توافق نامه، امریکا قدرت را در افغانستان به طالبان واگذار کرد و در مقابل طالبان متعهد شدند که علیه دشمنان امریکا اقدام کنند. یکی از دشمنان امریکا ایران است. طبق توافق دوحه راه اقدام نظامی طالبان علیه ایران هموار است. امریکا میتواند طالبان را با ایران وارد جنگ بسازد.
در سوی دیگر، طالبانی که ایران بالای شان سرمایه گذاری کرده بود، بعد از به قدرت رسیدن طالبان واضح شد که افراد ضعیفی بوده اند و در کشمکش های درونی قدرت نفوذی های ایران در برابر نفوذی های امریکا و انگلیس و پاکستان کم آوردند و نتوانستند آنگونه که ایران انتظار داشت، مسیر سیاست را در افغانستان در جهت منافع ایران سوق دهند. طالبان در سه سال اخیر بیشتر به نفع امریکا و پاکستان و غرب عمل کرده است تا به نفع ایران. حتا در چند مورد طالبان به مرزهای ایران دست درازی کرده و خطر احتمال درگیری نظامی مرزی بین دو کشور را به وجود آوردند.
با توجه به نکات فوق، به نظر می رسد که اعلامیه اخیر وزارت امور خارجه ایران، مسیری را در روابط با طالبان ترسیم میکند که میتوان آن را مسیری منتهی به بنبست تعریف کرد. یعنی ایران برغم تلاش های دپیلماتیکی که در جهت نزدیکی با طالبان و فراموش کردن کدورتهای گذشته انجام میدهد، متوجه این نکته شده که این تلاشها ثمر آنچنانی ندارد و راه برای عقبگرد از این مسیر باید باز باشد و بهانهای برای حرکت از تعامل به تقابل در دست!
گفتنی است که طالبان در اسد/مرداد ۱۳۷۷ نه تنها که به قتل عام دیپلمات های ایرانی اقدام کردند، بلکه در تمام سرزمینهای شمالی، از جمله شهرمزار مرتکب قتل عام و جنایت علیه بشریت شده و هزاران انسان بی گناه را به دلایل قومی و تباری قتل عام کردند.
هفت روز پیش از قتل عام دیپلمات های ایرانی در مزار، طالبان در منطقه شمالی(ولایت های پروان، کاپیسا و شهرستان های شمالی کابل) نیز صدها تن را قتل عام کرده و صدها هزار خانواده را کوچ اجباری دادند که مردم این منطقه، ماه اسد/مرداد را ماه سیاه نام گذاری کردهاند.
