منابع در ولایت بدخشان میگویند که طالبان در روزهای اخیر صدها جنگجوی ذخیره خود را از ولایتهای دیگر همراه با تجهیزات سنگین به بدخشان فرستادهاند تا از روند روبهگسترش اعتراضات مردمی و اختلافات داخلی در این ولایت جلوگیری کنند.
در روزهای اخیر بدخشان شاهد تنشهای شدید میان طالبان پشتونتبار جنوبی و طالبان تاجیکتبار محلی از یک سو، و طالبان و مردم محل از سوی دیگر بوده است.
تنشها پس از آن تشدید شد که والی پشتونتبار طالبان در بدخشان، با یک لشکر یک هزار نفری متشکل از طالبان جنوبی به تخریب کارگاههای مردمی استخراج طلا اقدام کرد و خشم و اعتراض مردم و طالبان محلی را برانگیخت.
ناظران میگویند که با توجه به گسترش فقر و بیکاری در بدخشان، اشتغال مردم به جستجوی طلا در کوهها، تپهها و سواحل رودخانهها به یگانه شغل و منبع درآمد مبدل شده است.
اقدام خشن والی طالبان در بدخشان در تخریب کارگاههای مردمی، از یک طرف باعث شکلگیری اعتراضات گسترده مردمی شد و از جانب دیگر طالبان محلی بدخشان دست به مخالفت زده و خواستار توقف عملیات سرکوب مردمی شدند.
طالبان برای مهار وضعیت پیش آمده، قاری فصیحالدین فطرت رییس ستاد ارتش وزارت دفاع این گروه را، که خود اهل ولایت بدخشان است، به این ولایت فرستاده و همزمان با آن جنگجویان بیشتری را از سایر مناطق به بدخشان گسیل داشتهاند.
گفته شده که فصیحالدین فطرت، برای گفتوگو با فرماندهان ناراضی به شهرستان/ولسوالی نسی رفته است.
منابع مردمی میگویند که کاروانهای نظامی طالبان از مسیرهای منتهی به فیضآباد در حال جابهجاییاند و فضای امنیتی در شهرستانهای مرزی بهشدت متشنج شده است.
طالبان هرچند شدت گرفتن بحران بیاعتمادی، درگیری و تنش میان طالبان و مردم در بدخشان را انکار میکنند و تلاش مینمایند تا وضعیت را عادی نشان دهند اما تنش و درگیری در بدخشان در رژیم طالبان سابقه طولانی دارد. طالبان در روایت رسمی تلاش میکنند مخالفت طالبان محلی بدخشانی با رفتارهای طالبان جنوبی را تمرد و فرمانی معرفی کرده و در مقابل اقدامات رهبری این گروه در بدخشان را تحت عنوان تلاش برای حفظ امنیت و ثبات توجیه کنند اما روایت مردم بدخشان و طالبان بدخشانی کاملاً در جهت خلاف روایت رسمی طالبان است.
مردم بدخشان میگویند که تنش در این ولایت صرفاً جنبه امنیتی ندارد و نمیتوان آن را در چارچوب «تقابل اغتشاشگران و نیروهای حافظ امنیت» تعریف کرد. به باور آنان، تنش در بدخشان بازتابی از نارضایتی گسترده مردم از تبعیض قومی طالبان، چپاول و تاراج معادن بدخشان به دست مافیای قدرت در درون این گروه و رفتار زورگویانه، خصومتآمیز و عقدهمندانه طالبان جنوبی با مردم بدخشان است.
همین دو روز پیش گزارش شد که جمعه خان فاتح فرمانده ارشد بدخشانی طالبان، که اکنون به عنوان معاون والی این گروه در زابل کار میکند، صدها نیروی مسلح خود را دستور داده که در کوهها سنگر بگیرند و از خود در برابر موج جدید خلع سلاح و بازداشت طالبان بدخشان بدست طالبان جنوبی محافظت کنند. اقدامی که آشکارا جبههگیری یک فرمانده طالبان در برابر این گروه به شمار میرود. این اقدام پس از آن روی دست گرفته شد، که والی طالبان در بدخشان اقدام به بازداشت برخی از نزدیکان جمعه فاتح کرد.
منابع مردمی آگاه در بدخشان همچنان تایید میکنند که بخشی از تنشها به این موضوع ربط دارد که فرماندهان پشتونتبار طالبان در صدد تصاحب معادن طلا هستند و در همین راستا با مردم و طالبان بدخشانی وارد درگیری میشوند. به گفته منابع مردمی، حلقه قدرتمند طالبان کندهاری و هلمندی نزدیک به رهبر طالبان میخواهند که کنترل معادن را بدست گرفته و منافع حاصل از آن را به جیب بزنند. این اقدام تحت عنوان اخراج معادن از دست مافیای محلی توجیه میشود اما آگاهان میگویند که این جنگ بین طالبان محلی و جنوبی بر سر منافع شخصی است.
همزمان با افزایش تنشها و اعتراضات مردمی و درگیری درونگروهی طالبان در بدخشان، جبهه آزادی افغانستان اعلام کرده که شماری از نیروهای کماندویی خود را در بدخشان مستقر کرده و چندین عملیات را علیه مواضع طالبان راهاندازی کرده است.
با توجه به این موضوعات، آگاهان امور میگویند که بدخشان برای طالبان به یک نقطه کانونی بحران مبدل شده و مهار تنشها و بحرانهای چند پهلو از طریق اقدامات نظامی سرکوبگرانه ممکن نیست.
بدخشان با آنکه یک ولایت غنی از نظر داشتن منابع طبیعی است اما مردم عمدتاً تاجیکتبار این ولایت در فقر و محرومیت مطلق به سر میبرند. این چیزی است که بدخشانیان را بیشتر به ایستادگی در برابر طالبان میکشاند و فضا را به سمت تقابل و خصومت و تنش سوق میدهد.
